۶ پاسخ

دقیقا پسر منم همینه سفره که پهن‌میشه گریه میکنه من از غذا بدم میاد

رفلاکس نداره؟

بدغذاتر از پسرمن فکرنکنم باشه درحدی که 13کیلویه هردارویی بگی دادما دراین حد روانیم کرده اینبار اسهال بوددبراش نیوزینک دادم ماشالا اونقد اشتهاش خوب شدا یعنی تعجب میکنم همش میگه گشنمه

شاید میلش نمیشه ،هر بچه ای یه اندازه ای میخوره،شما خودت خوشت میاد در حال عق زدن باشی،یکی هم غذا بچپوپه دهنت؟ب اشتهاش احترام بذار،بذار جلوش،هر چقد خواست بخوره،جمع کن،معده بچه اندازه بزرگسال نیسن

سرگرمش کن باچیزی گوشی بزار دستش یه چیزای مسخره براش بزار ببینه حواسش پرت شه چند لقمه بزار دهنش اینا همینجورمیمونن بدغذا تا وقتی ک بزرگ شن اشکال نداره ببرش بیرون چیزی بزار دستش نگاه میکنه حواسش پرت میشه میخوره

ماکارانی درست کن دخترمن خیلی دوست داره بدغذاهست میخوره همیشه

سوال های مرتبط

مامان فندوقچه🌰 مامان فندوقچه🌰 ۴ سالگی
با خونه مادرشوهرم ی کوچه فاصلمونه پسرم یاد گرفته خودش میره میاد حالا سر ظهر بود ناهارشو میدادم گفت میخام برم اونجا گفتم فعلا وقتش مناسب نیس بری پسرم غذاتو تموم کن ی چرتی بزن غروب برو الان دم ظهره هوا گرمه دیدم زد گریه یعنی گریه کنه شروع کنه لجبازی یجوری گریه میکنه انگار ک کتکش زده باشی حالا جالبه من از گل نازکتر ب بچه هام نمیگم اینقدر ب خودم مسلطم پای بچه وسط باشه حالا شوهرم عصبانی شد گف تو زدیش ک اینجور گریه میکنه حالا منم اش نخورده دهن سوخته گفتم بابا میگه برم خونه ننت گفتم بهش بزار ناهارتو بخوری ی چرت بزنی غروبی برو برداشتع زنگ میزنه نننش بیا این زن منو دیوانه کرده بیا بچرو ببر نزار دیگه بیاد من باید طلاقشو بدم و فلان ...😐😳

بعد میبینم مادرشوهرم اومده و از شوهرم بدتر شروع کرد ب قشقرق تو چرا زدیش بچرو اونروزم زدیش اومده میگه مامان منو زده میخاستم بیام سراغت والا دخترم نزاشته بیام میبرمش منتشو کشیدی میزارم بیاد😳حالا من من کی زدمش اخه اولن نزدم بزنمم بچمه ب شما چه دخالت میکنید اینقدر حالم بده ک نگید سرم داره میترکه اینقدر دخالت میکنن اختیار بچمو ازم گرفتن واگزارشون بخدا فقط شما بگید اخه من چکار کنم شوهرمم کپی ننشه انگار من تو این خونه هویجم ن مادر بچه اختیاری ندارم نباید برمیگشتم😔 من فقط بخاطر بچه ها برگشتم طاقت نیاوردم 😔
مامان ماکان 🧿💜 مامان ماکان 🧿💜 ۵ سالگی
مامانا خیای سردرگمم پسرم که پارک میره کسی میزنتش بهش میگم از خودت دفاع کن بزنش این که میزنه دیگه بزن بزن تموم نمیشه از طرفی چندبار پیش اومد کسی زدش این فقط نگاهش به من بود دفاع نکرد از خودش
وقتی هم میگم بزن توهم دیگه دست از زدن برنمیداره بعد میگم ماکان زدن بده دوباره میگم کسی زد بزنش انگار اینم گیج شده
اخه یبار وایسادنگاه کرد بچه چندتا زد تو سربچم منم دیدم بچم واکنش نداشت فقط به من گفت مامان با گریه بعد من به بچه گفتم خیلی کارت بدبود زدی مامانش اومد گفت خوب کرده زده حقش بوده سر راه سرسره وایساده باید میزده منم دعوام شد باهاش تو پارک بنظرشما چیکارکنم تو این مورد توپارک خیلی داستان پیش میاد مثلا یه بچه یهو بی دلیل شکم بچمو گازگرفت یه هلش میدن دستشو میکشن من همیشه بهش تذکر میدم اصلا نه کسیو هل بده نه بزنه نه لباس بکشه وقتی دیدم همه با بچم اینکارو میکنن اینم وایمیسه گریه میکنه منم دائم میگم بزن توهم حالا که داره میزنه دوباره میگم ن نزن زدن بده خل شدم
مامان ماهان مامان ماهان ۵ سالگی
مامان آیهان مامان آیهان ۵ سالگی
مامانا یه درمانگر چند ماه پیش به اشتباه یه تشخیص واسه پسرم داد( اوتیسم ) که بردمش پیش فوق تخصص روانپزشکی کودک گفت نه این مشکل رو نداره یه مقدار بی بی دیجیتال شده که درست میشه ، اون موقع چون من خیلی بی قراری کردم که باید همین روز ببریمش پیش متخصص شوهرم قبول نمیکرد و با عصبانیت به خونواده اش زنگ زد قضیه رو گفت حالا از اون روز به بعد خواهر شوهرم همش میگه با مشکلی که پسرت داره و ...یه بارم گفت پرت کردن از علائم اصلی اوتیسم هست که پسر تو هم زیاد پرت میکنه ،خلاصه هی جوری حرف میزنه که یعنی آره بچه تو این مشکل رو داره یه روانشناسی هم خونده فک میکنه متخصص هست ، پسر من تاخیر گفتاری داشت الان جملات شش هفت کلمه ای هم میگه رنگا اشکال هندسی و ...، تازگیا شروع کرده سعی میکنه تعریف کنه ، اما خیلی شیطون هست و یه جا نمیشینه ، من نمیدونم پسرم من مشکلی داره یا نه ولی فقط خدا میدونه چی تو دلم میگذره زندگی برام نمونده فقط گریه ، هر دفه خواهر شوهرم همچین حرفایی میزنه من ساعت ها گریه میکنم ، الان میخوام یه متخصص دیگه ببرمش ببینم چی میشه فقط تو این شبا برام دعا کنید خیلی دل شکسته ام امروزم خواهرشوهرم گفت پرت کردن وسایل تو این سن نشونه های اصلی یه سری بیماری هاست پسر من قبلا پرت نمیکرد تازگیا پرت میکنه