تجربه زایمان من..یک
من از هفته ۳۷ یک سانت بودم و با همون یک سانت وارد هفته ۴۰ شدم و واقعا فکر میکردم تا هفته ۴۱ میمونم و امیدی به زایمان نداشتم و ورزش لگنی و پیاده روی هم انجام می‌دادم ولی نه خیلی زیاد و بگم هرروز...از کپسول گل مغربی هم استفاده می‌کردم یدونه ظهرا میخوردم و یدونه هم شبا شیاف میذاشتم و از آخرای ۳۹ هفته ۲تا شیاف باهم میذاشتم...تا اینکه تو ۳۹هفته ویک روز حرکات بچه کم شد و رفتم اورژانس و اونجا nstدادم و خوب بود و ماما دوباره معاینه کرد و یکم معاینه اش شدید بود حالا نمیدونم اون معاینه باعث تحریک شد یا نه ولی تا دوشب درد واژن داشتم جابجا ک میشدم دردم می‌گرفت.. شب۳۹هفته و ۳روز بودم که از حموم اومدم بیرون و داشتم واسه خواب حاضر میشدم ک به درد کم پریود گرفتم و تا دوتا شد اومدم تو گهواره سوال پرسیدم ک درد زایمانه یا نه توی تاپیک هام هست.. خلاصه ۴۵دیقه صبر کردم و دیدم دردام هر یه ربع تکرار میشه و از ذوق باورم نمیشد و خلاصه به مامان و شوهرم گفتم و راه افتادم رفتم بیمارستان...توی مسیر دردام هر ۵ دقیقه شده بود و شدتش بیشتر شده بود ولی قابل تحمل بود و خیلی روی تنفس شکمی تمرکز کردم..

۵ پاسخ

تنفس شکمی چجوریه توروخدا بگووو🥺🥺

خب بگو

مبارک باشه عزیزم

خب بقیشو زودتر بزار 😁

مبارکت باشع عزیزم قدمش خیر باشه😘♥️ وقتی رفتی بیمارستان چند سانت شده بودی؟ چقد طول کشید ک زایمان کنی

سوال های مرتبط

مامان رادین مامان رادین روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی
اول بگم ک بیمارستان دولتی تامین بودم و ۴۰هفته کامل زایمان کردم
۳۷هفته ۳روز معاینه لگنی شدم دکتر گفت لگن خوبه و دهانه رحم دو سانت بازه
۳۸هفته معاینه تحریکی شدم ولی دردام شروع نشد فقط همون روز یکم درد داشتم

از۳۶هفته شروع کردم به ورزش و پیاده روی
از۳۷هفته بقیه کارا رو ک ماما گفت شروع کردم مثل خوردن خاکشیر خرما ماساژ نیپل و شیاف گل مغربی و..و ...
این مدت با اینکه دو سانت باز بودم ولی هیچ علائمی نداشتم نه درد نه انقباض نه ترشح ک حتی بخام یکم آشنا بشم با دردای زایمان من رسیده به چهل هفته بدون هیچ دردی فقط رفتن برای حرکات بچه ک گفتن عادیه توی این هفته ها حرکات ضعیف تر میشه چهل هفته ک کامل شد صبح با ی درد خیلی ضعیف ک کمر شکمم می‌گرفت بیدار شدم هر نیم ساعت تا چهل دقیقه یک بار می‌گرفت در حد یک دقیقه یا کمتر دردش خیلی قابل تحمل بود شدید نبود اصلا و شبیه درد پریودی
تا ساعت12ظهر دردا همینطوری بود هر نیم ساعت یک بار رفتم ی دوش گرفتم یکم خاستم ورزش کنم ک خب نمیشد یکم شکمم درد می‌گرفت موقع ورزش دیگه بیخیال شدم فقط تحمل کردم دیدم دردا نزدیک میشه رسیده بود به یک ربع بعضی وقتا هم
مامان ویدا و ویهان مامان ویدا و ویهان ۹ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی خلاصه مینویسم
از از شیش ماه به بعد در روز نیم ساعت پیاده روی داشتم از هفته ۳۴ روزی چهل دقیقه پیاده روی داشتم و ورزش انجام می‌دادم ولی تعداد هر حرکت کم تر از هفته ۳۶ به بعدی روزی یک ساعت نیم تا دوساعت پیاده روی ورزش روزی چهل دقیقه حدود ده تا حرکت های مختلف تعداد بالا ۵۰ تا ۱۰۰ از شروع هفته ۳۷ استفاده کپسول گل مغربی یکی ظهر یکی شب هفته ۳۷ یک روز از ظهر درد واژن کمر داشتم بیخالش شدم خوابیدم چن بار تو خواب بیدار میشدم باز میخوابیدم تو خواب عرق کرده بودم وقتی بیدار شدم عصرش یکم کار های خونه انجام دادم بعدش ورزش پیاده روی و دردام بیشتر شد رفتم دوش گرفتم تو آب گرم نشستم کمرم گرفتم زیر آب گرم ماساژ دادم اسکات زدم و آماده شدم تا بریم بیمارستان رفتم سرویس افتادم رو خونریزی نوار گذاشتم رفتیم مسیر ما تا بیمارستان سه ساعت راه بود که همون شب باران شدیدی هم بود دردام تو ماشین می‌گرفت ول می کرد اولش کم بود با تنفس کنترل میکردم شدید هم که میشد ناله های بلند میکردم تا رسیدم بیمارستان شد ساعت ۱۰ تا رفتم اورژانس معاینه شدم و بعدش زایشگاه هشت سانت دهانه رحمم باز شده بود روی تخت شروع کردم برا ورزش حالت راه رفتن چمپاته ولی لگنم چرخش میدادم دیگه آمدن بردنم اتاق زایمان دیگه کامل سر بچم حس میکردم پاهام جمع کردم تو شکم چن تا زور محکم زدم بچم به دنیا آمد ساعت ۱۱ زایمان کردم بخیه داخل نمیدونم چقدر بود ولی بیرون پنج تا خوردم زایمانم بیمارستان حافظ بودم ولی اصلا راضی نبودم زایمان اولم شوشتری بودم عالی بود
مامان مهراد مامان مهراد ۱۶ ماهگی
مامان پرنس کوچولو 👑 مامان پرنس کوچولو 👑 ۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی 🐣 🌸
پارت دوم
خب ورزش هامو هر هفته بیشتر میکردم پیاده روی و حرکت کنار جدول و ... انجام میدادم تا که رسیدم به هفته ۳۷ که واقعا خسته شده بودم 🥲سنگین بودم و دست و پاهام ورم کرده بود و خودمو تو آینه نگاه نمی‌کردم 😅دیگه ۳۷ هفته و ۵ روز بودم رفتم پیش ماما تا هم معاینه کنه و هم ببینم که کدوم بیمارستان می‌ره که فقط گفتش بیمارستان خصوصی می‌ره و من بیمارستان تامین اجتماعی میرفتم😐دیگه معاینه کرد و گفت لگنت خیلی خوبه و یک سانتی😒 یکم لکه بینی داشتم ، روز بعدش دوباره رفتم واسه معاینه تحریکی که انجام داد و کم کم دردام داشت منظم میشد دیگه ساعت ۴ معاینه تحریکی کرد و ساعت ۶ منظم شد دردام 😬😁
هر نیم ساعت دردم می‌گرفت و ول میکرد دردام هم سفتی زیر شکم و بالای شکم بود همینجور می‌چرخید دردش دیگه پیاده روی میکردم حالت سجده و گربه انجام میدادم و تا که ساعت ۱۰ دردام به ۵ دقیقه رسید و دیگه رفتیم بیمارستان ، ادامه پارت بعدی
#زایمان
مامان آراد🥰 مامان آراد🥰 ۱ ماهگی
تجربم از زایمان طبیعی توی ۳۴ هفته و ۴ روز
من ۱۳ مرداد از صبح درد داشتم دیگه دردام منظم شده بود هر پنج دیقه یه بار بود
منم اصلا آمادگی نداشتم ولی قبل از این که بیام بیمارستان رفتم دوش گرفتم خودمو تمیز کردم اومدم بیمارستان معاینه کردن گفتن سه سانتم رفتم کمی پیاده روی کردم درحد نیم ساعت چون دردام زیاد بود نمیتونستم پیاده روی کنم اومدم بستریم کردن توی بخش زایمان اونجا معاینه کردن گفتن پنج سانت شدم ساعت چهار و نیم بستری شدم توی بخش زایمان دردام تا پنج سانت قابل تحمل بود با نفس عمیق خوب می شد ولی بعد از پنج سانت خیلی زیاد شد نمیگم بترسونمتون ولی من استانه دردم خیلی پایینه بچه کامل سرش پایین بودش اینم یگم من تقریبا ۲۵ هفته دو دوز آمپول بتامتازون گرفته بودم با سرم سلفات خلاصه که دیدم نمیتونم دردامو تحمل کنم کمی میموندم سرمو بکوبم به دیوار گفتم بهم آمپول بی دردی زدن اسمشو یادم نمیاد خیلی خوب بود پیشنهادش میدم تا موقع فول شدن من فقط درد پریودی داشتم تقریبا نیم ساعت کشید تا اثر کنه خیلی خوب بود موقع زایمان دردام زیاد بود که اونم بعد از به دینا اومدنش کانل خوب شد بخیه هم زدن بهم نمیدونم چنتا بود ولی گفتش خیلی کمه بخیم در حد سه چهارتا که اونم متوجه نشدم بخاطر آمپول اپیدورال خلاصه بخوام بگم زایمانم راحت بود شکر خدا 🥹😍
مامان علیراد🐣🩵 مامان علیراد🐣🩵 ۴ ماهگی
سلام بلاخره اومدم تجربه زایمانم رو بگم بهتون نمی‌دونم میتونم خوب بنویسم یا نه اینم بگم زایمان من خیلی سخت بود امیدوارم مال شما اینطوری نباشه جوری که بعضی چیزای زایمان یادم نمیاد

#پارت اول تجربه زایمان

من به ۳۹ هفته رسیده بودم و هنوز دردام شروع نشده بود خیلی میترسیدیم به ۴۰ برسم و نینی مدفوع اینا بکنه خدای نکرده یا با امپول فشار زایمان کنم خلاصه هر کی هر چی میگفت رو انجام میدادم که دردام شروع بشه پیاده روی میکردن شیاف گل مغربی استفاده میکردم ورزش میکردم اسکات میزدم خاکشیر میخوردم و..
من بعضی وقتا فقط کمر درد داشتم و درد دنده که خیلی بد بود دیگه ۳۹ هفته بودم شبش کلی کمرم اینا درد میکرد و دلپیچه داشتم رفتم بیمارستان ان اس تی دادم هیچ انقباضی نشون نداده معاینه هم کرد که گفت اصلا باز نشده دهانه رحم
من اصلا برا معاینه لگنی که بیینم لگنم مناسبه یا نه نرفته بودم گفتم شاید لگنم مناسب نیس دردام شروع نمیشه ۳۹ هفته و ۳ یه وقت گرفتم رفتم مطب دکترم اونجا معاینه کرد گفت لگنت خوبه و ۱ نیم سانت باز شده امکان داره دردات شروع بشه اگه نشد یه نامه داد که چهل هفته برم بستری شم
دیگه اومدم خونه به کارای قبلی ادامه دادم شیاف رو بیشتر کردم ۳۹ هفته و۵ روز بودم ساعت ۲ شب پاشدم یادم رفته بود شیاف بزارم ۲ تا گذاشتم بعدش گرفتم خوابیدم باز نزدیک ۵ صبح بود بیدار شدم دردام شروع شده بود اول گفتم حتما کاذبه خوب میشه ولی پاشدم تو خونه راه رفتم که اگه کاذبم بود بیشتر بشه دیگه داشت بیشتر میشد با گوشی زمان میگرفتم اولش هر ۸ دقیقه ۳۵ ثانیه درد میگرفت بعد شد هر ۷ دقیقه ۴۰ ثانیه دیگه داشت بیشتر میشد اول میخاستم دردامو خونه بکشم بعد برم ولی لکه بینی داشتم یه نوار گذاشتم
ادامه پارت بعدی