۶ پاسخ

مشاور حرف میزد بین ۲تا ۴ همه بجه ها همینن لجباری میکنن گریه میکنن

بنظرم بخاطر سنشون هس
من شاهان و ک از شیر گرفتن دقیقا چند وقته یکسره گریه میکرد شدیددددد بخاطریچیز کوچیک حتی
ولی الان خیلی بهتر شده یکم عادی تر شده انگار که یه دوره داره

پسرمنم گریه ونق نزنه بدترازبچه ات هست می خوام ساعت هابشینم ازدستش گریه کنم بزارم فرارکنم

دختر منم اینجوری شده این ک جیغ بلد نبود از وقتی بچه دومم دنیا اومده جیغ هم یاد گرفته الان ب باباش گفتم فقط ببرتش جلو چشمم نباشه ینی این چن روز نابودم کرده

چون خودش هنوز بچست .. شایدم از توچه زیادی بوده

دقیقا منم اینطورم

سوال های مرتبط

مامان دیاکو و دلوان مامان دیاکو و دلوان ۲ سالگی
بیاین یکم منو ریلکس کنید 😮‍💨🫠
با ی بچه خونم تقریبا ترکیده ی رو ب قابل تحمل بود الان با دوتا بچه مث طویله ایه ک انگار بمب خورده فقط وقتایی ک مهمون میخاد بیاد با شوهرم دوتایی خودمونو جر میدیم یکم جم میکنیم تمیزه بلافاصله بعد از مهمون دوباره ب حالت قبل برمیگرده
خابم خیلی کمه شبا تا دیاکوومیخابه میشه۲ تا صبم یسره دلوان نق نق میکنه ک میخاد هی بچرخونمش شیز بدم آروغ بگیرم پوشک عوض کنم هواسم اون وسط ب دیاکوام باشه ک پتو بکشم روش یخ نکنه
صبا دلوان زود بیدار میشه تقریبا ۸ اینا دیگه شروع میکنه من نمیرسم صبونه بخورم نمیرسم چایی دم کنم چایی مونده شبو میخورم اونم یا داغ داغ میخورم ک تا ناکجا ابادم میسوزه یا انقد یخ میخورم ک آب از اون گرم‌تر حساب میشه
حموم نمیتونم برم مگه وقتایی ک زنگ بزنم مامانم بیاد اینارو نگه داره
خونمون پر آشغاله پر نون ریزه و خوراکی حالا خونه زندگی ب درک اصن
خابمم میگیم ولشکن
ولی این غذا خوردنو چیکا کنم وقت نمیکنم درست کنم شوهرم همش از بیرون میگیره تو خونه هم من هیچی اصلا نمیتونم چیزی بخورم این بچه یسره نق نق بغلمه دیاکو اونور حوصلش سر میره ی وقتایی گشنه میمونه نمیرسم ی لقمه بدم دست اون بخام ب خودمو دیاکو برسم دلوان اینور غش میکنه از گریه
چ غذاهایی میشه درست کرد تو فریزر بمونه خراب نشه خسته شدم از وضعیت گشنگی حداقل ی روز ک مامانم هس بتونم یچی سرهم کنم بچپونم فریزر دو وعده گشنگی نکشم هرچند همونم وقت نمیشه بخورم نمیتونم بخورم ولی بازم از هیچی بهتره