حالم بد میشه اعصابم بهم‌ میریزه از اینکه هرهفته این تکرار میشه و نرود میخ آهنین در سنگ این حرفا

میریم خونه مادرشوهر هی به این بچه ها شیرینی میده
پسر ۲ونیم ساله ی کم اشتهایی که من تمام تلاشمو میکنم شیرینی و چرت و پرت ندم که دو لقمه غذا بخوره و خیلی وقتا بااینام موفق نمیشن تو خونه مامانبزرگ هی شیرینی میخوره بعد شام سفره میندازن نمیخوره بعد سفره جمع میشه باز مثلا نون پنیر میخواد آیا دو لقمه بخوره یا نه تهشم میگه بچه هیچی نخورد باز ی بیسکوییت دیگه میده دستش

از اونور دختر ۵ ساله ۲۳ کیلویی( نگین وزنش خوبه که نیست و نمیخوام راجب این بدونم) روزای عادی من سعی میکنم حجم غذاش مشخص باشه و بازم نمیتونم غذای خودشو میخوزه غذای داداششم که نخورده رو میخوره و یوقتا از دستش عاصی میشم نمیتونم جلوشو بگیرم اینم اونجا میاد شیرینیا رو میخواره شامه رو میخوره نون پنیره رو میخوره اون بیسکوییت آخری هن اون خورده منم میخوام ندن بش برمیخوره چرا به داداشم دادن به من ندادن

هروقت جایی میرم سر خوردن اعصابن خورد میشه🙇🏻‍♀️

۱۶ پاسخ

وااا چه حساسیت الکی
خب بچه رو دوست دارن بهش چیزای که دوست دارن میدن
مثلا من‌خودم کیک اینا میگیرم برا بچه خواهرم هر روز اومد توخونه باشه
یه کابینت داریم تنقلات برا بچه ها
این از رو محبتمون که پولمون خرج این چیزا میکنیم که اومدن خونه مامان بزرگ بهشون‌خوش بگذره
بنظرم هفته ای یه روز اینجوری خوردن قرار نیست عادت همیشگی بهم بزنه
یکم دیدت بهتر کن
یا کمتر برو که خودت راحت باشی اوناروهم‌ناراحت نکنی چون اونا از سر محبت اینکارو میکنن

حالا میگی نگید وزنش خوبه . ولی بچه ۵ ساله ۲۳ کیلو واقعا خوبه وزنش.بچه من ۵ سالشه ۱۴ کیلویع

میگم انقد شیرینی به بچه های من ندین نمیفهمن
میگه بچن میسوزونن
بچن قند ندارن که
بچن بدوبدو میکنن
بچن بایر چیزی بخورن حالا دیگه مهم نیس چی این آشقالا رم بخورن خوبه

ببین به نظر من اگر حساسیت داری به اینکه چه چیزی بدن به بچه هات
اون چیزی که مورد تایید خودته
مثلاً بیسکوییت جو یا آبنبات های بدون شکر رو تهیه کن و بهشون بده تا از اینا بدن
چون خودمم درگیر همچین مسأله ای شدم
و تو هر چقدر بگی نده انگار بیشتر لجبازی میکنم که همون رو به بچه ها بدن
من خودم این کار رو میکنم

عزیزم اینکه اینقد علاقه ب شیرینی دارن
تا حالا چک‌کردی ببینی دلیلش چیه بعضیا میگن کم‌خونی باعث میشه به خوراکی های شیرین علاقه داشته باشن
دختر منم همینطوره قاووت گرفتن خونه مادرم هر وقت چیز شیرین میخواد از اونا بهش میدن اینجوری حداقلش اینه چیز بیخود نخورده

آخ نگو که دیشب خانواده شوهرم انقدر حرصم دادن که حد نداره از اینکه بچه من رو بد عادت میکنن تو همه چی .انقدر بچم جیغ میزد همش میرفت بغل اونا چون اونا همه چی بهش میدادن و همه کاری براش میکردن .

عزيزم خودت خداروشكر طوا هفته خواست بهشون هست بهروز اونحا رژيمشون بهم بخوره اشكالي نداره حتي ادم بدركاهم رژيم ميكيرن هفته اي يه روز ازاد هستن انقد هودتو اذيت نكن روزيكه قراره بريد اونحا به دخترت از صبح غذاي سبك بده يا فردا غذاي ابكي و سوپي درست كن بهش بده و اكر خواستي دور از چشم دخترت سوپ پسرت رو غليظ كن با نون و يا چن قاشق برنج

عزیزم خدا بچه هاتو حفظ کنه.
یه جاهایی کمتر سخت بگیر که هم به خودت خوش بگذره هم بچه هات.
پسرمنم هم وزن دختر شماست در حد معمولی غذا میخوره

کاش بچه منم زن پدر بزرگش اینجوری بود ناشکری نکن

بابام بنده خدا همیشه میخواد چیزی بخر میدونه منم حساسم قبلش سوال میکنه میتونم پفیلا بخرم.یا بستنی.اگه بگم نه داریم میریم بهش پول میده میگه هرچی خواستی از مامان اجازه بگیر بخر.ولی میدونم دوست نداری بشنوی به نظرم با یک‌روز بچه ها نه دچار کمبود وزن میشند نه اضافه وزن.زیاد این مساله رو بولد نکن که غصه بخوری.من همیشه برای پسرم هرجا بخوایم بریم هرجاها از همون ۶ ماهگی تا الان ظرف غذاهم میبرم که توش تنقلات مجازی که میدم بهش.مثل مغزیجات مثل نون سوخاری مثل میوه و...واسه این چون همیشه ی خوراکی داره کسی اینطوری نگران نمیشه که نکنه چیزی نخورده و....پسر منم بدغذاس ولی من همیشه یسری غذا مورد علاقه اش همراهم هست .شماهم بزار به نظرم

آخی
خب دیگه اون معرفت خودش رو نشون داده شما ناراحت نباش
ولی این حجم حساسیت شما هم جز اینکه خودت رو آزار میده و اعصابت بهم می ریزه چیزی توش در نمیاد

حالا درسته اشتباه هس و درکت میکنم چون خودم بچه بد غذا دارم ارزو ب دلم مونده غذا سفره بخوره
ولی اگه هفته‌ یکبار میرید اون شب بچه ها رو آزاد بزار ذهنت اینجوری ارومتره
ولی تو این یه هفته بیسکویت و شیرینی کنترل شده یا اگه عادت دارن نده بهشون

بنظرم شوهرت باید باهاشون صحبت کنه بصورت جدی
وقتی اونها نیستن

درکت میکنم ببین یه وقتایی میخوان حرصت رو دربیارن من هر وقت میرم خونه مادر شوهرم دقیقا قبل سفره انداختن میرسیم تا برسیم یه کیسه خوراکی میاره میده دست مهراد میگه اینو دادم برای بعد ناهارت مهرادم همون لحظه باز میکنه میخوره ناهارم نمیخوره این قضیه چند ساله داره اتفاق میوفته و هزار بار گفته شده اما کو گوش شنوا؟

دو قطب متفاوتن بچه هات یکی هزار الله اکبر بخور یکی دهنش بستس
خب شما که میدونی برنامه اونجا چجوریه و برنامه غذایی بچه ها بهم میریزه حالت شب نشینی بهشون سر بزنین بعد غذا برین که اینجوری بهم نریزی
کلا نه تنهاخانواده شوهرت بچه از خونه بیرون میره برنامش بهم میریزه مثلا من کلا نوشیدنیای گازدارو برای پسرم ممنوع کردم و نمیخرم اما اخر هفته ها که میرم خونه بابام اونا حتما براش میخرن😐چند باری گفتم دیدم بی فایدس و الان اونجا میره یکم میخوره

گلم باهاشون جدی صحبت کردی دراین مورد؟؟اگه صحبت کردی متاسفانه این رو نمیتونی کاریش کنی چون وقتی نمیخوان بفهمن هر کار کنی هم نمیفهمن،
ولی میتونی توی خونه کنترل کنی ولی یبارخونه مادرشوهر ازادباشن

سوال های مرتبط

مامان ☔🌈دختر بهار 🌸 مامان ☔🌈دختر بهار 🌸 ۵ سالگی
خدا می‌دونه من چقدر حساسم رو بچه ها همیشه جلو راهم چیزی میزاره که تا مدت ها اعصابم خورد بشه
امروز ظهر که رفتم دنبال دخترم از مهد بیارمش همین جوری که منتظر بودیم ی آقایی هم اومد که برای من نا آشنا بود خلاصه مشخص شد فامیل یکی از هم کلاسی های دخترم اومده دنبالش بچه ها رو که مربی تحویل داد دیدم این دختر بچه دلش نمی‌خواد با اون آقاهه بره مربی گفت دخترم مامانت تماس گرفته باید با این آقا بری بچه ام خجالت کشیده رفت سمت آقاهه ولی من قشنگ حس نا امن بودن از آقا دریافت کردم حالا نوزادم تو بغلم گریه می‌کنه دخترم هی میگه برام بستنی بخر هوا گررررررم نمیتونمم از اون بچه دل بکنم خلاصه رفتم جلو به آقا گفتم نسبت شما چیه با این بچه گفتش پسر عموی باباشم گفتم رزا انگاری کنار شما خوشحال نیست بزارید من به مامانش زنگ بزنم همون لحظه انگاری به بچه دنیا رو دادن سریع اومد چسبید به من گفت خاله میشه تو منو ببری پیش مامانم عمو همیشه منو گاز میگیره فشار میده جوری که می‌خوام جیش کنم اینقدر اعصابم خورد شد به مرد گفتم حق نداری به این بچه دست بزنی گفت بچه ست الکی میگه خلاصه خواست بچه رو به زور ببره سرش داد کشیدم گفتم آبروت میبرم نزدیک بچه بشی زنگ زدم به مربیش اون اومد به مامان بچه زنگ زدیم خانم بیخیال از خوابش بیدار شد بعد نیم ساعت اومد جریان گفتیم مثل اینکه این آقا مهمون خونه اینا بوده بابا میرفته سرکار مامان میرفته باشگاه و خرید دختره رو میزاشتن پیش این چندین بار دخترک اذیت کرده این بوده که بچه ترسیده خلاصه امروز من به گند کشیده شد به مامانش گفتم بخدا شما هیچی از بچه داری نمیفهمید بچه امانت خداست دست ما چرا مراقبش نیستی خیلی حرفا بهش زدممامانا تورو خدا به هرکس اعتماد نکنید