۹ پاسخ

مبارکت😃تاپیک قبلیمو دریاب😘

مبارک باشه

تولدش مبارک عزیزم

اخی🥰
مبارک باشه

ای جانم عزیزم مبارک باشه ان شالله همیشه کنار هم سالم و سلامت باشین😍😍😍

عزیزم تولدش مبارک انشاالله عاقبت بخیریش رو ببینی😘

ای جانم مبارک باشه

مبارکه عزیزم انشالله موفقیتشو ببینی😍😍😍

مبارک باشه 🎊🎉
چه زیبا توصیف کردی عزیزم🌹

سوال های مرتبط

مامان پسر قشنگم مامان پسر قشنگم ۱۷ ماهگی
یک سال گذشت
پارسال مثل این موقع انقباض داشتم
درد ها می‌گرفت و ول میکرد
سخت بود و شیرین و یه حس عجیب
بارداری نسبتا سخت و در از استرسی داشتم هر بار که میرفتم چکاپ دکتر یه ایرادی روی بچه میزاشت و اشک منو در می‌آورد
ولی در آخر در روز ۱۷ بهمن ماه خدا یکی از فرشته هاش رو بهم هدیه داد
یه پسر صبور و آروم
آرامش این بچه زبان زد فامیله
هیچ وقت بهونه گیری نکرد گریه نکرد
کولیک ‌و رفلاکس و زردی نداشت
یه بچه ای بود که هر کسی میدید تعجب میکرد که چقدر آرومه
خدایا شکرت
همه سختی های حاملگی رو با دادن پسر قشنگم جبران کرد برام
از خدا می‌خوام که هرکسی چشم انتظاره دامنش سبز بشه و خدا می‌دونه فرشته مثل پسر من بده بهش
من تو این یکسال کنار پسرم عشق کردم
بهترین روز هامو تجربه کردم
خدایا شکرت بابت پسر قشنگم
خدایا شکرت که منو لایق مادر بودن دونستی
این یک سال خیلی شیرین بود لحظه لحظش لذتبخش بود برام
آقا پسر قشنگم
قربون صورت ماهت
قربون چشمای قشنگت
نور و امید خونمون
تولدت مبارک 🎂
مامان محمّدمتین مامان محمّدمتین ۱ سالگی
یک سال گذشت…

انگار همین دیروز بود که برای اولین بار صدای گریه‌ی متین رو شنیدم. اون لحظه پر از ترس، هیجان و عشق بود. باورم نمی‌شد از این به بعد یک “مامان”م و زندگی‌م با حضورش رنگ دیگه‌ای گرفته.

این یک سال، پر از تجربه‌های تازه بود. شب‌های بی‌خوابی، نگرانی‌ها، گریه‌ها، اما در کنارش لبخندهای کوچیک، نگاه‌های شیرین و بوی خوشی که همه خستگی‌ها رو می‌برد.

کم‌کم یاد گرفتم چطور نیازهاش رو بفهمم، چطور با گریه‌هاش آرام بشم، و چطور غذاهاش رو با عشق آماده کنم. حساسیت‌هاش، محدودیت‌های غذایی، و اینکه باید حواسم به هر چیزی باشه، سخت بود، اما باعث شد بیشتر دقت کنم و خلاق‌تر بشم.

دیدن اولین لبخندش، اولین دندونش، اولین چهار‌دست‌و‌پا رفتنش، اولین کلمه‌هاش… همه‌ش برای من معجزه بود. هر روزش یه اتفاق تازه داشت که قلبم رو پر از شادی می‌کرد.

امسال فقط بزرگ شدن متین نبود؛ خودم هم بزرگ شدم. یاد گرفتم صبورتر باشم، قوی‌تر، و در عین خستگی ادامه بدم. مامان بودن سخت‌ترین و شیرین‌ترین نقش زندگی منه.

و حالا که متین یک‌ساله شده، وقتی به عقب نگاه می‌کنم، می‌بینم هر سختی‌اش می‌ارزید. یک سال پر از عشق و یادگیری و رشد… هم برای پسرم، هم برای خودم