هایلین ده ماهش بود خونه مامانم اینا بودیم یهو چهاردست و پا رفت دستشو کرد تو قابلمه غذا و سوخت 😭
امشب یاد اون شب نحس لعنتی افتادم ...یاد زجه زدن بچم ...که جلو چشمم داشت اب میشد و کاری از دستم برنمیومد 😭😭
وای هیچ وقت خودمو نمی‌بخشم بخاطر دردی که این طفل معصوم متحمل شد
خداروشکر که فقط انگشت اشاره و کف دستش بود خداروشکر اتفاق بدتری نیفتاد و خداروشکر که هرکاری کردم براش الان ردشم نمونده
ولی واقعا هیچوقت خودمو بابتش نمیبخشم ،هرچند که مقصر نبودم بچه داشت با بابام بازی میکرد ولی من نباید میزاشتم پیش بیاد ....
اومدم بگم توروخدا چهارچشمی مواظب بچه هاتون باشید هرچقدم شیطونی میکنن چشم ازشون برندارید ،خونه رو براشون حسابی امن امن کنید
جایی رفتید فقط خودتون مواظب بچتون باشید حتی به مادرتونم نسپرید چون در نهایت خدایی نکرده چیزی بشه این خود ما ماماناییم که زجرشو میکشیم
و اینکه انشالله هیچوقت براتون پیش نیاد اما اگر یه سوختگی خیلی جزییم شد به هیچ وجه هیچ خمیر دندون و چیزی رو پوست بچه نزنید بدتر باعث تاول میشه بهترینننن کاری که میتونید بکنید اینه که نیم ساعت سطح سوخته رو تو اب سرد بزارید ،بعد ازون پماد ریکاو میتونه کمک کننده باشه

۱۳ پاسخ

انشالله که دیگه پبش نیاد
ولی همیشه یه مقدار آرد تو یخچال بزار واسه سوختگی آب روی آتیشه

ایشالله واسه هیچ بچه ای این اتفاق نیفته اما خدایی نکرده اگه جاییش سوخت اول از همه زود بزنیدش به آرد و زرد چوبه تا خنک بشه برای تاول و جاش هم یدونه پیاز رو با روغن حیوانی سرخش کنید طوری که بسوزه و کامل سیاه بشه بعد له کنید و بزنید جای سوختگی هیچ اثری ازش نمیمونه الان که وقت بخاری هست خیلی زیاد حواستون باشه

دقیقا میخواستم بگم جایی ک سوخته رو خنک نگهدارید تو آب سرد بزارید ک خنک بمونه ایشالا هیج وقت برای کسی پیش نیاد ولی اگه یبار یجاتون حتی کم سوخت آب سرد رو امتحان کنید مادربزرگ من یکمم نمک می‌ریخت تو آب ک ضدعفونی بشه شاید فکر کنید با آب نمک میسوزه ولی اصلا نمیسوزه بخصوص بچه ک زبون نداره حتما آب سرد بریزد رو دستش ک درد نکشه

برای دختر منم پیش اومد ۱۰روز تمام اذیت شدیم هر وقت یادش میفتم جیگرم کباب میشه 😭🥲😭

من به هیچکس نمیسپرمش ببرن هم انقد میگرم حواستون باشه یعنی تا بیاد نصف جون میشم . بیشتر هم باباش ازبس نگا نمیکنه آسیب زده الان آنروز سمت سرسره بود مثلا مواظب باشه بچم با کله از بالا افتاد پایین اونم آخر من دادم زدم بدووو والا معلوم نبود چه ضربه ایی بخوره خیلی چیزای دیگه ولی خودم نمیگم نشده ها ولی کم خیلی سعی میکنم چشم بهش باشه

نوه عمه من پارسال افتاد تو ۱۰ کیلو شیر
بعد یک هفته زجر کشیدن فوت شد
یک سال و نیمش بود و پسر😟😔

برای ما هم پیش اومد پسرم پاش افتاد پشت یه چیزی از بالا افتاد تو منقلی که داشت برای جوجه اماده میشد خداروشکر ذغالش هنوز نگرفته بود ولی اون مایع آتش زا آب شده بود و مچ دست پسرم بد سوخت خیلی بد بود😔دکتر به من گفت سه روز اول با سرم شست و شو بدم بعدش هم پماد میپورسین بزنم بعد از سه روز هم پماد سیلور.

اااخ دیقا
یکی بهم‌میگ ک ولش یکم‌بزار بیا بیرون توام ادمی نیاز داری تنها بودن رو نمیتونم واقعا بچمو ول کنم
ولی بعضی زمانا مجبورم پیش مامانم بزارم ولی دلم مث سیروسرکه میجوشه

آخی عزیزممم

حالا دستش بوده بازم خداروشکر ...پسر دختر حاله با باسن افتاده بود تو بشقاب خورشتی داغ بوده ها ..بی زبون

پسرمنم خیلی ازاالان موچیکتربود دستش رفت تو دیگ آش تازه ازرواجاق اومده ولی شوهرم سریع پاک کرد .نمک و گلسرخ زدیم خداروشکر خوب شد .بچم خیلی گریه کرد😭
یباردیگ هم دکتراحمق خواهرشوهرم هولش داد بچم باسررفت تو بشقاب اش خوبه سرد بود اون😢

الهی عزیزم🥹
خودتو اذیت نکن عزیزم خداروشکر الان حالش خوبه🧿🤩

برا منم پیش اومده 🥲تجربه ی تلخیه

سوال های مرتبط

مامان دلانا مامان دلانا ۱۷ ماهگی
مامان ماهان و تودلی♥ مامان ماهان و تودلی♥ ۱ سالگی
#زایمان زود رس
پارت ۳
ادامه پارت قبلی
داستان زندگی من


منی که برای لحظه به لحظه بند بند وجودش که تو بدن من شک میگرفت استرس کشیده بودم غصه میخوردم رو تخت سونو خشک شده بودم بچم انگار حس کرده بود که مامانش دیگه بدنش حس نداره انگار صدای دکتر رو نمیشنیدم داشت با درد هام اضافه میشد دیگه از شوک در اومده بودم تو دلم گفتم اگر قراره بچه طوریش بشه نباشه دیگه منم نیستم یا با هم میمیریم یا سالم بیرون میایم رفتیم دوباره به اون بیمارستان لعنتی چشمم که به درش خورد تموم اون لحظه های که جیغ زدم التماس خدارو کردم که بچمو نگیره جلو چشمم اومد گلو خشک شده بود دست پام به شدت یخ بود چشمام سیاهی میرفت رفتیم اوراژنس سونو رو که دید گفت باید معاینه کنیم چون سرکلاژی اگر فشار رو رحم باشه پاره میشه رحم گفت یک لحظه اجازه میدید مامانمم همراهم بود به بهانه ای فرستادمش بیرون گفتم اجازه نمیدم معاینه کنید صداشو برد بالا خانوم پس چرا اومدید اینجا مگه من مسخره شمام بغض داشت خفم میکرد اون نمیدونس که جیگرم داره پاره میشه از درموندگی فقط حرف میزد گفتم نمیزارم گفت پس باید امضا کنی که اگر رحمت پاره شد مردی ما مقصر نیستیم اون لحظه نمیدونستم دارم نامه مرگ خودمو امضا میکنم یا مرگ بچمو فقط میدونستم که دوتا انتخاب بود یا دوتامون قرار بود بمیریم یا هیچ کدوم دستم میلرزید اما امضا مردم نه با تردید با دل جون امضا کردم #ادامه پارت بعدی#