۲ پاسخ

دقیقا عزیزم
همه از این همه تناقض رفتار من موندن میگن نمیدونیم گریه هات واقعیه یا حال خوبت گفتم گریه ها برا دل خودمه و وقتی یونا خوابه ولی بخاطر یونا هر گاری لازم باشه میکنم اینکه چیزی نیس

حالا خوبه سرش داد نمیزنن و سر اون خالی نمیکن

سوال های مرتبط

مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
سلام خوبید؟چند نفر گفتن بازی هایی که با مهراب میکنم رو بگم.
اول اینکه به بازی ها به چشم و فکر آدم بزرگ نگاه نکنید با دید بچه ها ببینیدش. من و داداشام چون فاصله سنیمون نزدیک به همه ازینجور بازی ها میکردیم برا همین منم دارم با مهراب انجام میدم و اصلا به بازی ها به چشم آموزش نگاه نکردم به چشم این دیدم به خودم و مهراب خوش بگذره.از زیر یکسال تا الان روی پام میزاشتم و پیتیکو پیتیکو میکردم یا هواپیما میشدم و میچرخوندمش یا رو پام میزاشتم و میگفتم ما الان سوار ماشین شدیم کمربندا بسته آماده بریم بعد به چپ و راست میشدیم یا رو پام میزاشتم دستش رو میگرفتم میگفتم کلاغ پر بازی کنیم میاواردم بالا بیاد تو بغلم میگفتم کلاغ پر اومد تو بغلم دوباره گنجشک پر همینطوری دنبال بازی کنیم میگم مهراب کو مهراب رو نمیبینم من میدوهم اونم دوست داره میدوهه یا میگم من فرار کنم مهراب من رد نگیره دوباره من قائم میشم مهراب من رو پیدا میکنه گل یا پوچ بازی می‌کنیم با اسباب‌بازی هاش بازی می‌کنم باهاش یا با اسباب‌بازی هاش یه بازی که سرو صدا داشته باشه مثلا تو ظرف های آشپزخونه که داره توپ میندازم و بالا و پایین میکنم چون انواع صداهایی دوست داره یا ظرف های ژله و بقیه ظرف ها رو روی هم میزارم که همینجوری بره بالا از قبل یکسالگی من انجام می‌دادم مهراب خراب می‌کرد الان خود مهراب انجام میده یا با بطری میزنم رو ظرف ها برعکس بشه یا بپره ظرف ها اونطرف یا صداهای مختلف از انواع ظرف ها در میارم یا روی میز یا رو زمین قل میدم براش بازی حلقه انجام میدیم یا شعر هایی که از تو گوشی پخش میشه رو من با صدای حیوونا براش اجرا میکنم کلی و با آب و لگن آب که توش وسیله بندازم براش یا آب رنگی
مامان 👶🏻آراد🫀 مامان 👶🏻آراد🫀 ۲ سالگی
تقریبا یکسال و خورده ای از تولد بچه جون میگذره و من تصمیم گرفتم که تجربه خودم رو از اسباب بازی های بچه جون براتون بگم؛

‼️اول از همه بگم که این تجربیات منه و اصلا و ابدا هیچ کس و مجبور نمیکنم اینا رو تهیه کنه یا نداشتنشون باعث اتفاقی خاصی میشه

بخش اول کتاب ها📘؛
من از بدو تولد واسه آراد مجموعه "نوزاد باهوش من" رو تهیه کردم
چهار فصله و هر فصل سه تا کتاب داره که مربوط به دوره سه ماهه س
روش استفاده ش هم تو ماه های اول تماشا کردنه و تو ماه های بعدی شعر سازی و قصه سازی با تصاویر کتابه

بخش دوم جغجغه ها🎉؛
جغجغه هایی که من انتخاب کردم مدل‌هایی بودن که رنگای زنده و جذاب داشتن،صداهاشون نرم بود،یکسره بودن و از هم جدا نمیشدن و از همه مهمتر جا برای دست گرفتن داشتن.

بخش سوم عروسک ها🧸؛خیلی رو عروسک مانور ندادم چنتایی رو سیسمونی خریدم چون قشنگ بودن بیشتر نقش دکور رو داشتن
اما نکته مهم این بود که چشم ها و بینی دوختنی باشن که جدا نشن
عروسک خواب هم داره آراد اما خیلی بهش وابسته نیست

بخش چهارم ماشین ها🚗؛
برند نیکو تویز رو به خاطر داشته باشید،بنظرم بهترین تولید کننده ماشین کودکان هستن
ماشینهای زیادی برای آراد خریدم از این برند و آخ نگفتن تو این یکسال.
تو خرید ماشین نکاتی که باید در نظر بگیرین اینه که قابل شستشو باشن(چون بچه ها خیلی تو دهنشون میکنن)خوش دست باشن،قطعات کوچک و خطرناک نداشته باشن و تنوع رنگی داشته باشن
ماشین های قدرتی زود خراب میشن در عوض ماشین هایی که میکشی عقب کوک میشن و خودشون میرن کیفیت بهتری دارن

بقیه رو تو کامنت ها می‌نویسم ✍️
مامان 👶🏻آرسام مامان 👶🏻آرسام ۱۶ ماهگی
چند روز پیش رفتیم مهمونی
ی خانمی که ایشون هم بچه کوچیک داشت تو اون مهمونی بود و هیچ آشنایی هم با همدیگه نداشتیم
وقتی وارد شدم با همه سلام و احوالپرسی کردم چه آشنا و غریبه و ی گوشه نشستم
کاری به نگاه های این خانم ندارم که خیره و بد نگاه میکرد (به این نیت کردم که فرم نگاه کردنش اینطوریه و قصد و غرضی نداره)
اما بچه اش مدام میومد پستونک از دهن آرسام میکشید و آرسام نق میزد و طوری شده بود که تا اون دختر بچه نزدیک می شد آرسام حالت حمله میگرفت که موهاشو بکشه 🫠🫠🫠
و من این وسط همش مراقب باید می‌بودم که به هم آسیب نزنن
اون خانم هم هیچ کاری با بچه اش نداشت فقط همونطوری چپ چپ منو زیر نظر داشت 🙄
من آرسام رو دادم بغل خواهرم گفتم برم براش شیشه آبش رو بیارم وقتی برگشتم دیدم پستونک آرسام تو دهن اون بچه هست و داره همینطور میجوه
آرسام هم داره نگاهش می‌کنه
خواهرم هم متوجه نشده چون همش این دختر بچه جلوی آرسام بود و بالاخره موفق شده بود پستونک رو از دهنش در بیاره و بزاره دهن خودش
اینقدر حرصم گرفت از بی خیالی اون مادر
مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
درباره بازی- ۸
من خیلی دنبال این بودم که هم سن و سال پسرم پیدا کنم تا باهم بازی کنن. ولی تجربه ام نشون داد که این سن برای هم بازی شدن خیلی زوده. مطلبش رو هم خوندم که بچه ها تو این سن بازی نمیکنن. یه پدیده ای هست به اسم بازی موازی. یعنی هر کدوم برای خودشون بازی میکنن.
بچه های کم سن تر ، بچه های بزرگتر و بچه های دقیقا هم سنش رو امتحان کردم.
کلا از دیدن هر نوع بچه ای خوشحاله☺️
بچه های کوچیکتر رو دوست داره نگاه کنه و ناز کنه و دست بزنه. بچه های هم سن خودش خوب میتونن با هم راه برن، بیشتر با هم به به میخورن و دبنال هم راه میفتن و سر اسباب بازی دعواشون میشه😅
بچه های حدود ۲ یا ۳ سال خیلی تجربه جالبی نبوده. چون خیلی تو اون سن بچه ها بچن و همینطور لجباز و خودمحور میشن.
بچه های سن بزرگتر حدود ۴ یا ۵ و ۶ هم با دخترا بهتر کنار میاد.مواظبشن. رعایتشو میکنن. پسرها خیلی ورجه وورجه دارن تو این سن انگار‌ یه جا بند نمیشن که البته طبیعیه.
بچه های بزرگتر که دیگه مدرسه ای شدن هم خیلی دوستش دارن خیلی توب مواظبشن. ولی خوب دیگه پسرم نمیتونه به اون صورت باهاشون بازی کنه.
و اینکه تو این سن باید حتما بازی با نظارت و دخالت بزرگترا باشه. باید اگه دعواشون‌میشه دخالت کرد حتما.
سن پسرم ۱ سال و ۴ ماهه.
و از همون موقعی که میتونست بشینه قرارهای دوستانه براش میذاشتم.
الان چندتا دوست داره که خونمون میان و خونشون میریم. فکر میکنم بیشتر دوس داره که نی نی بیاد خونمون و باهاش تو اتاقش بازی کنه. ولی رفتن به خونه بقیه و اسباب بازی های جدیدم خیلی براش جالبه.
خانه بازی هم بردمش چند بار. از وقتی تونست خوب راه بره. ولی با کسی هم بازی نمیشه. خودش بازی میکنه ولی بودن تو محیط بچه ها رو مسلما خیلی دوست داره.