سوال های مرتبط

مامان هانا مامان هانا ۱۵ ماهگی
وای چی بگم از عصری ۴ تا بلا سر بچم اومد خونه خواهرشوهرم بچش ۱۵ سالشع اجازه گرفت داشت به هانا غذل میداد کشمش پلو با گردو
گردو تو حلق بچه گیر کرد داشت خفه میشد رنگش قرمز شد و خیره بود برگردوندمش سرش از بدنش پایین تر گرفتم زدم تو کمرش دیدم نفسش نمیاد دست کردم ته حلقش گردو ۱هشتم گردو گیر کرده بود و براش خیلی بزرگ بود هیچی دیگه بعد در اودنش چنتا سرفه زد نفسش برگشت
شوهرم همینجور داشت نیب بچه خواهرش میداد خواهر شوهرمم از ترس داشت میمرد منم گفتم تموم شد عیبی نداره نمیدونسته که هانا نمیتونه با دندونش بجویه
بعدش شوهرش اومد اینقدر زوق هانا کرد براش رنگارنگ و بیسکوییت مادر گرفته بود گفت کدوم بدم بهش منم کفتم بیسکویت میریزه تو خونتون همون رنگارنک بده باز گرد دادش بغلش کرد هانا هم محکم دستش که رنگارنگ بود کشید صورتش و با با رنگارنگ صورتش خراش برداشت و یکم خون اومد گفتم پاشم برا بچم اسپند دود کنم تا بیشتر بلا سرش نیومده اخه اولش که اومدیم خیلی خیلی دخترش زوق هانا کرد و میکفت خوشمل شده بزرگ شدع و... از روی دوست داشتن چشمش زد داشتم اسفند دود میکردم که خونشون از پزیرایی به حال یه پله میخوره هانا از بالا مثل ملق میزنی افتاد پایین پله منم به شوهرم گفتم چرا نگرفتیش و.... تا بعد شام اومدیم خونه هانا اومدم بخابونم بلند شد پتوش انداخت رو سرش و ادم های مست تلو تلو رفت تو دیوار
خداروشکر الان خابید دیگه
خیلی روز سختی بود
مامان دیارا 💕 مامان دیارا 💕 ۱۵ ماهگی
تجربه من از سفر ۱۳ ساعته با ماشین با بچه ۱۴ ماهه
.
واقعا باید آدم همراه داشته باشه بدون همراه خیلی سخته
ممکنه تمام ساعت بچه همش تو بغلتون باشه و بعد کلی کمر درد و گردن درد بگیرین
.
قبل سفر و یه روز درمیون تو سفر بچه رو حمام بدین خیلی تو کیفیت خواب و خوراکش تو سفر تاثیر مثبت می‌زاره
.
ولی باید همه اینا در نظر بگیرین تو سفر طولانی ممکنه مریض بشه 🥲درد شدید دندون داشته باشه 🥲خیلی تایم
بیرون موندن نباشه 🥲 بیشتر وابستگی ایجاد بشه به مادر یا پدر 🥲 بچه بیوفته 🥲 با محیط سازگاری نداشته باشه
همه اینا از قبل تو ذهنتون باشه که اگه خدای نکرده پیش اومد بشه مدیریت کرد
.
با غذاهای که خودمون میخوریم بیشتر داره عادت می‌کنه و میل به خوردن نشون میده
و هروقت گرسنه شد میدم
.
باید سعی کنید کمک بگیرین از همسر یا اطرافیان تا بشه مدیریت کرد این موضوع رو
.
و درود به همه مامان هایی که الان سفر هستن و من میفهمم تو جاده چقدر میتونسته سخت باشه ولی همه جوره با قدرت مدیریت می‌کنه تا بیشتر تجربه کنه لحظات شیرین
مامان شاهدُخت🌿 مامان شاهدُخت🌿 ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن@#
شاید به دردتون خورد گفتم بزارمـ....
بخاطر کم اشتهایی انیل به غذا و فقد اویزون من بودن و شیر خوردن تصمیم گرفتم از شیر بگیرمش تا بیشتر غذا و میوه و... بخوره و وزن گیری بهتری داشته باشه
(متخصص گفته بچه ها از یکسال با غذا وزن میگیرن و شیر وزن چندانی نمیده)
روز اول: آنیل بهونه سیرو داشت و مدام ممه ممه و پیرهنمو بالا میزد و وقتی سینمو که با چسب سیاه زده بودم روش میدید و میگفتم دودو و عخه میگفت عخه و میزد روش و میرفت. مدام براش غذاهای خوشمزه میپختم و اب فراوون با ابمیوه های طبیعی و شیر پاستوریزه کع علاقه زیادی نداشت بهش میدادم.
شب روز اول بزور خابوندمش. تابش دادم تا خسته شد
روز دوم. : انیل بهونه گیری کمتر میکرد بیشتر بازی میکرد و علاقش به غذا و میوه بیشتر شده بود... شبش یکم اذیت کرد ولی خسته بود سریع خابید وسطا شبم برا اب دوبار بیدار شد...
شب سوم آخر. انیل اصلا سمت من نمیومد و با داداش و خاهر کوچیم فقد بازی میکرد و غذا و میوه و اب زیاددد میخورد و سیر میشد میوفتاد همونجا میخابید
شبش دیگه بیدار نشد و اصلا اذیت نکرد.
اعتراف میکنم از شیر گرفتنش یکی از بهترین تصمیمایی بود که گرفتم. هم خودم راحت شدم هم دخترم علاقش به غذا بیشتر شد و رشد خوبی خواهد داشت🥹💝
مامان مانلی مامان مانلی ۱۷ ماهگی
روزی که رفته بودم برای مشاوره بیهوشی ام ار ای مانلی یه خانمیکنار دست ما نشسته بود بچه ی ۴ساله تقریبا داشت کنارش نشسته بود گوشیش رو هم داده بود دست بچش و داشت بازی میکرد اون وقت ام ار ای داشت من مشاوره بچش ناشتا بود بعد از اونجایی که مانلی صبحا بیدار میشه اولش صبحانه نمیخوره من براش تنقلات تو کیفم گذاشتم گفتم تا ناهار بچم ضعف نکنه ...یعنی بگم مطب قلقله بود ها جا برای نشستن یا مثلا صندلی اضافه اینا نبود ،طبق معمول بعد یه ربع اول انتظار مانلی شروع کرد به بهانه گیری منم یدونه از خوراکی هایی که خودم براش درست کرده بودم در اوردم از کیفم بدم بهش بعد این خانومه یدفع برگشت گفت میشه اینجا ندی بهش من بچم ناشتاعه دلش میخاد پشتم کردم بهش دیدم بعد چند ثانیه دوباره گف یه جای دیگه بدین بهش عزیزم انقدر خسته و عصبی و ناراحت بودم خودم کنترل کردم گفتم ولش کن اونم یه مادره بخاطر بچش بلند شدم رفتم یه جای دیگه حالا جای نشستن منو گرفتن من سرپا داشتم به مانلی رسیدگی میکردم یعنی تا اخر تایم فقط سرپا وایستادم بخاطر بیشعوری و خودخواهی این خانم من بعد سزارین کمرم قفل میکنه بخام مثلا زیاد کار کنم یا سرپا وایستم یا بشینم تو ماشین شبش کمرم قفل کرده بود وحشتناک با خودم گفتم من اگه جای اون دور از جون زنه احمق بودم من از اونجا میرفتم و خب این مشکل منه نه دیگران که بچم ناشتاعه یا چی باعث بشی یه زن و یه بچه کوچیک انقدر اذیت بشن ...
پوشک بچه شیر خشک زایمان
مامان 👶🏻آراد🫀 مامان 👶🏻آراد🫀 ۲ سالگی
تقریبا یکسال و خورده ای از تولد بچه جون میگذره و من تصمیم گرفتم که تجربه خودم رو از اسباب بازی های بچه جون براتون بگم؛

‼️اول از همه بگم که این تجربیات منه و اصلا و ابدا هیچ کس و مجبور نمیکنم اینا رو تهیه کنه یا نداشتنشون باعث اتفاقی خاصی میشه

بخش اول کتاب ها📘؛
من از بدو تولد واسه آراد مجموعه "نوزاد باهوش من" رو تهیه کردم
چهار فصله و هر فصل سه تا کتاب داره که مربوط به دوره سه ماهه س
روش استفاده ش هم تو ماه های اول تماشا کردنه و تو ماه های بعدی شعر سازی و قصه سازی با تصاویر کتابه

بخش دوم جغجغه ها🎉؛
جغجغه هایی که من انتخاب کردم مدل‌هایی بودن که رنگای زنده و جذاب داشتن،صداهاشون نرم بود،یکسره بودن و از هم جدا نمیشدن و از همه مهمتر جا برای دست گرفتن داشتن.

بخش سوم عروسک ها🧸؛خیلی رو عروسک مانور ندادم چنتایی رو سیسمونی خریدم چون قشنگ بودن بیشتر نقش دکور رو داشتن
اما نکته مهم این بود که چشم ها و بینی دوختنی باشن که جدا نشن
عروسک خواب هم داره آراد اما خیلی بهش وابسته نیست

بخش چهارم ماشین ها🚗؛
برند نیکو تویز رو به خاطر داشته باشید،بنظرم بهترین تولید کننده ماشین کودکان هستن
ماشینهای زیادی برای آراد خریدم از این برند و آخ نگفتن تو این یکسال.
تو خرید ماشین نکاتی که باید در نظر بگیرین اینه که قابل شستشو باشن(چون بچه ها خیلی تو دهنشون میکنن)خوش دست باشن،قطعات کوچک و خطرناک نداشته باشن و تنوع رنگی داشته باشن
ماشین های قدرتی زود خراب میشن در عوض ماشین هایی که میکشی عقب کوک میشن و خودشون میرن کیفیت بهتری دارن

بقیه رو تو کامنت ها می‌نویسم ✍️