۳۱ پاسخ

منم بچه دوم نیکان سپید بودم مثلا خصوصی بود بدون شلوار همین جوری لخت میبردنم اینور اون‌ور اصلا حد و‌حدود نداشت مردا هم میومدن میرفتن من‌خودمو چسبانده بودم به دیوار که کسی نگام نکنه از پشت لباسم که باز بود.ولی بچه اول نجمیه بودم خدایی کیف کردم شلوار دادن با ویلچر بردن اصلا هیچ‌جا معلوم‌نبود همه هم خانوم بودن تو اتاق عمل حتی خدماتی ها همه خانوم خیلی راضی بودم

واقعا حق با شماس،نمیدونم چرا این جوری برخورد میکنن بعضی هاشون اصلا بیمار آدم حساب نمیکنن،انگار صدقه سری کار میکنن یه اخمو تخمی میکنن بنظر من گناه بار هم میشن اینا حق الناسه باید جواب پس بدن

من شلوارم داده بودن شنلم داشتم

منم شلوار پام نبود ولی منو رو تخت گزاشتن روم ملحفه کشید

منم سزارینم وقتی سند وصل کرد شلوار خودهمون پرستار تنم کردنمیتونستم خم بشم از سوزش سوند حتی شنلم دادن ک بکشم رو سرم

من بیمارستان ک رفتم خیلی مهربون صبور هم خود دکترم ک شخصی بود هم بقیه کارکنان بیمارستان از پرستاربگیر تا حتی همون نظافتچی خیلی خوش بر خورد مهربون با حوصله واقعا راضی بودم بعد خودم ب دونفر دیگم پیشنهاد دادم برن همون بیمارستان ک اونام رفتن خیلی تعریف کردن از رفتار خوبشون .اما بعضی جاها اصلا با آدم درست رفتار نمی کنند .

من بودم لخت میرفتم میگفتم بهم شلوار نمیدن، درمورد ناخونم چرا نریدی بهش؟؟؟؟

الان یادم اومد منم کون لخت رفتم اتاق عمل😁

منم تو بیمارستان خصوصی نفهمیدم چجوری لختم کردن فرستادن اتاق عمل حتی نزاشتن از همراهم خدافظی کنم بااونهمه استرسی که داشتم

وای سر زایمانم طبیعی بود اون ماما نمیبخشم مثل سگ بود یجوری سرم داد میزد بعد می‌رفت به همکاراش می‌گفت بهم میخوره عصبانیت ابهت دیدین

من خیلی نزدیک بود ولی یه ملافه دادن بهم با پای خودم رفتم دادم دورم ملافه رو ولی تو اتاق عمل مرد شروع کردم لرزیدن از استرس دیگه خوب شد بیهوش شدم وگرنه فشارم بالا و پایین میشد وای همه جای آدمو میبینن😭😭😭

برای ما هم شلوار ندادن فکر کنم همه جاهمینه دیگ.

وای تحربه زایمان واسه همه تلخه باز بد رفتاری ماما ها ک نگو من اینقدر تشنه ام بود ک نگو التماس میکردم بگین برام اب بیارن اصلا ب خیالشون نبود زایمانم طبیعی بود ولی بد رفتاری کردن باهام

بهترین زایشکاه بیرجند کجاست خصوصی نه دولتی

دیگه بچه نمیارم خیلی سخته

منم سزارین بودم بچه بریچ بود از پنج ماهگی کار نمیکردم تا سزارین بشم همونم شد شب که رفتم حموم خودم تمیز کردم ازم آب میومد به پدرشوهرم گفتم گفت سهیلا هر چ شد بهم زنگ بزن نصف شبم شد تاصبح اونجور موندم فرداش همه کارمو کردم لباس شستم حیاط شستم با مادرشوهرم رفتم بیمارستان خلاصه بستر شدم دوتا پرستار از خدا بی خبر ایقدر اون دستشون کردند توش جیغ میکشدم تا آخر دکتر اومد گفتم من سزارینم سونوگرافی کرد بچه بریچ بود پدر منو درآورد منوبرد تو اتاق سرد کوله هم میزد مادرشوهرم پتو آورد اندخت سرم دبدی سرد باشه شکمت بچه خودش سفت میکنه مال منم اینجوری بود

خدا ازشون نگذره یسریا خیلی عقده ای ان باشه حالا شلوار نمیشد بپوشی یه پتو یا ملافه که میتونست بندازه رو پات حالا من کاری به محرم و نامحرم ندارم بخاطر همین که سردت بوده

من زایمان اولم یهویی بود کن دادن بلند با یه تیکه پارچه مه پایین پاهام بزارم نبینن پاهایی لختمو مردی
زایمان دومم شلوار دادن فاقش کلا جر خورد بود گفتن مهم نیست
با یه شنل تو ویلچر نشستم نا دم اتاق عمل بلند شدم راه رفتم تو اتاق عمل کلا لختم کردن شلوار در آوردن لباس دادن بالا تا عمل شروع کنن مهم نبودن برای دکتر کلا عادی بود من خجالت می‌کشیدم خودمو مشغول میکردم خجالت نکشم
وقتی بهوش اومدم دیدم کلا لختم کلی پرستار اومدن دور برم منو ببرن رو تخت دیگه ببرنم بخش اونجا کلا لخت کرده بودن شوک زده بودم چرا لختم چند نفر گفتن به به به این میگن بیمار خوب که همه جاشو زده ترو تمیز اومده بیمارستان 🤣🤣🤣🤣🤣🤣
منم خندم گرفته بود

چرا رفتی بوعلی

یکی از فامیلامون بیرجنده میخواد اونجا زایمان کنه بیمارستان خوبش کجاس؟

اخخخ الهی بگردم من تورو
نمیدونم واقعا چ فکری پیش خودشون میکنن بد رفتاری میکنن اونم با خانمی ک بارداره و داره زایمان میکنه و بهترین روز زندگیش باید باشه...
من اینقد ولی همه بامن خوش اخلاق بودن🥲🥲🥲🫠🫠🫠 همشون رو دعا میکنم

اتفاقا به من یه شلوار از جنس همون گان دادن گف پات کن تا اتاق عمل تو اتاق در اوردن موقع عمل
خصوصی رفتی یا دولتی
من مشهدم سر هردو بنت الهدی رفتم عاایییی

خب قانونه موقع زایمان باید گان بپوشی اصلا شلوار نداره بحث زایمانه ها

برا منم شلوار نپوشیدن پشت گان هم بازه دو تا گره میزنن فقط
از زایشگاه تا اتاق عمل تو ویلچر بردن فقط ی ملافه رو پام بود رفتم از در اتاق عمل داخل دیدم کلییی مرد اونجان گفتن از ویلچر پیاده شو رو صندلی بشین تا صدات کنن
نشستم ده دقیقه بعد صدام کردم
رفتم داخل اتاق اصلی عمل
تیمی ک مسئول بیحس کردن من و اون اتاق بودن چهار تا مرد بودن😑 انقد ترسیده بودم
ولی خدا خیرشون بده فهمیدن من ترسیدم کلی شوخی کردن باهام حرف میزدن سر بیحس کردن ترس زیادی داشتم انقدی ک خوب بودن اون لحظه تموم ترسم ریخت
بعد دکترم همراه ی خانوم دیگه اومدن
دکترمو دیدم باز ترسیدم ب شکمم دست میزدن متوجه میشدم یکی ازون مردا بالا سرم وایساده بود گفتم عملم نکنینا من حس میکنم دست میزنن ب شکمم
گفت نترس دارن شکمتو با بتادین و پمبه تمیز میکنن نیم ساعت دیگه عملت میکنن
درصورتی ک داشتن عملم میکردن چها پنج دقیقه بعدش صدای بچه اومد یهو نگاش کردم گفت ب دنیا اومد دیگه نترس
خدا خیرشون بده خیلی ادمای خوبی بودن

کلا سزارین اشتباهه مگر در مواقع لزوم.
من ک مردم و زنده شدم هنوزم درد دارم
ولی طبیعی خیلی بهتر بود نمیگن درد نداشت ولی حداقل عوارض نداشت
اصلا انگار نه خانی اومده نه خانی رفته
خیلی خوب بود
من میخواستم چند تا بچه بیارم
ولی با این سزارین کلا ناقص شدم دیگه فک کنم دو تا بچه کافی باشه🥲
چقد حرف زدم🤣

خیلی بی‌شعور بوده
منم بعد عمل روم پتو ننداخته بودن کل پایین تنه ام معلوم بود یهو ی مرد اومد این طرف پرده من با همون حال گفتم بندازین رو پامو
دیگه چ فایده یارو دید دیگه😐.
کلا هم محکم منو جا ب جا میکردن و به دردهای من توجهی نداشتن

وای 😂😂😂 خدا منو ببخشه خیلی خندیدم

خیر نبینه الهی

شلوار ک نمیپون باید بگی یه چیزی بندازه رو پات

حداقل لحافی پارچه ای مینداختن روپات منم بدون شلواربودم روتخت بردن یدونه لحاف بزرگ انداختن روم

من سر دوتا زایمانم اصن شلوار نپوشوندن با گان تا اتاق عمل رفتم
سوند وصل کردن بهم بعد فرستادنم اتاق عمل
این قانونه

سوال های مرتبط

مامان نیهــان💓 مامان نیهــان💓 ۱۷ ماهگی
مامان نلای مامان🎀🧸 مامان نلای مامان🎀🧸 ۱۰ ماهگی
یاد یه خاطره‌ای افتادم که هرموقع یادم میاد هم خندم میگیره هم خجالت زده میشم🤣

روز دوم که دخترم به دنیا اومد و خونه بودم،به شدت پاهام ورم کرد مجبور شدیم بریم بیمارستان
و چون کسی هم نبود دخترمو نگه داره با خودمون بردیم
کارمون طول کشید مجبور شدم از داروخانه بیمارستان برای خودم از اون پوشک بزرگا بخرم که روزای اول زایمان همه استفاده کردیم
نوار بهداشتی که جوابگو نبود
تو همون بین من با پاهای ورمی و پوشک به دست و شوهری که یه بچه دو روزه تو بغلش با من می‌چرخید تا منو ببره اتاق چندتا دکتر مختلف
یهو یه دکتر خیلی جوون و تازه کار ما رو دید یه نگاه به بچه کرد گفت چند وقتشه؟گفتیم دو روز
یهو انگار که جن دیده باشه گفت :
واااای،پس اون چیه خریدی براش؟بنداز دور از اونا استفاده نمی‌کنن برا بچه دو روزه که!



هر چند وقت یه بار این خاطره‌هه یادم میاد حرصم می‌گیره دلم میخواد برم دکتره رو پیدا کنم بهش بگم واقعا چی دیدی تو من😐از غار که نیومدم😐




فرزند پروری
شیر خشک
مامان ۳ قلوها مامان ۳ قلوها ۱۰ ماهگی
پارت آخر
بعد دکترا گفتن سریع ببرید لیبر بستری کنید و اصلا ان اس تی رو ازش جدا نکنید منو بردن و من دوباره بستری شدم شوهرم خوراکی اینا خرید داد و رفت بعد دکترا یکی یکی میومدن بالا سرم ک تشخیص آخر این شد ختم بارداری بدید بچه ها اصلا تکونی نمیدادن ب خودشون بعد هر کی میومد من میگفتم نمیذارم معاینه کنید یه هو یه پرستار اومد گفت پاهاتو باز کن گفتم من نمیذارم معاینه ام کنید اونم با چه جذبه ای گفتم🤣🤣🤣ک برگشت گفت معاینه نمیکنم میخوام سوند وصل کنم گفتم واسه چی گفت واسه عمل🥹واای انقدر خوشحال شدم ک میخوام زایمان کنم😂😂سریع پاهامو باز کردم🤣 منو آماده کردن فرستادن اتاق عمل کارای اولیه رو کردن بعد چند دقیقه دیدم یا حسین بچه ها ب دنیا اومدن🥹🥹دل تو دلم نبود ببینمشون اوردن بهم نشون دادن دیدم یا حضرت عباس هر کدوم اندازه ی یه لنگه کفش🤣🤣کوچولوووو لاغرررر 🥹
بعد بردن ان ای سی یو منم فرستادن بخش بعد اینکه سر پاهام باز شد رفتم دیدنشون واای خدا انگار قلبم تیکه پاره بود ب همشون کلی سیم آویزون بود😢😢دیدمشون و اومدم پائین فرداش مرخص شدم ولی اینا موندم بیمارستان پای رفتن نداشتم انقد گریه کردممم ک نگو بعد دیگ از فردای اون روز کار هر روزم بود صبح میرفتم دیدنشون شب برمیگشتم ک بعد یه هفته اجازه دادن اینا مرخص بشن اوردمیشون خونه و از اون روز استارت روزای سخت و شیرین ما خورد🥹تموم
مامان امیرعلی مامان امیرعلی ۱۱ ماهگی