یاد یه خاطره‌ای افتادم که هرموقع یادم میاد هم خندم میگیره هم خجالت زده میشم🤣

روز دوم که دخترم به دنیا اومد و خونه بودم،به شدت پاهام ورم کرد مجبور شدیم بریم بیمارستان
و چون کسی هم نبود دخترمو نگه داره با خودمون بردیم
کارمون طول کشید مجبور شدم از داروخانه بیمارستان برای خودم از اون پوشک بزرگا بخرم که روزای اول زایمان همه استفاده کردیم
نوار بهداشتی که جوابگو نبود
تو همون بین من با پاهای ورمی و پوشک به دست و شوهری که یه بچه دو روزه تو بغلش با من می‌چرخید تا منو ببره اتاق چندتا دکتر مختلف
یهو یه دکتر خیلی جوون و تازه کار ما رو دید یه نگاه به بچه کرد گفت چند وقتشه؟گفتیم دو روز
یهو انگار که جن دیده باشه گفت :
واااای،پس اون چیه خریدی براش؟بنداز دور از اونا استفاده نمی‌کنن برا بچه دو روزه که!



هر چند وقت یه بار این خاطره‌هه یادم میاد حرصم می‌گیره دلم میخواد برم دکتره رو پیدا کنم بهش بگم واقعا چی دیدی تو من😐از غار که نیومدم😐




فرزند پروری
شیر خشک

تصویر
۱۴ پاسخ

وای دیگه چی😂😂

😂😂😂😂😂😂

وااای🤣🤣🤣من بودم زود میگفتم نه این برا خودمه🤣🤣فرقیم نمیکرد دخترو پسر بودنش کلا فکر نکرده زود یه حرفی میپرونم

🤣🤣🤣

خدابه خیر کنه اون با این خنگیش میخواد طبابت کنه

🤣🤣🤣

واي ننه چقدخنديدم😂😂😂

زیادی پاستوریزه بوده 🤣🤣🤣

😂😂😂😂😂😂😂

🤣🤣
عجب دکتری بوده
مرد بود حتما اره؟؟؟
توهم اونجا با پرویی باید میگفتی خودم عقلم میکشه اینو واس خودم خریدم
اونوقت اون بود که آب میشد میرفت تو زمین😂😂

میگفتی مگه هر پوشکی برای بچس🙂‍↔️

😂😂🤣🤣🤣

😂😂😂😂 جوابشو ندادی؟

🤣🤣🤣🤣

سوال های مرتبط

مامان امیرحسین مامان امیرحسین ۱ سالگی
قصه امشب👼🌛
روزی روزگاری، یک موش کوچولو به اسم "میلی"🐭 بود که همیشه آرزو داشت بزرگترین پنیر دنیا رو پیدا کنه. 🧀 اون هر روز صبح زود بیدار می‌شد ☀️ و با کوله‌پشتی کوچیکش 🎒 راه می‌افتاد.
میلی تو راهش به یه گربه بزرگ و ترسناک 😼 برخورد. دلش ریخت، اما یادش اومد که مامانش همیشه می‌گفت: “شجاع باش میلی! ✨” پس میلی نفس عمیق کشید و از کنار گربه رد شد، بدون اینکه گربه حتی متوجه بشه! 🤫
بعدش، رسید به یه رودخونه عریض و پرخروش 🌊. میلی شنا بلد نبود 🏊‍♀️. اما به جای اینکه ناامید بشه، شروع کرد به فکر کردن. 🤔 یه چوب پیدا کرد 🪵 و با کمک اون تونست از رودخونه عبور کنه. 🥳
بالاخره، میلی به یه غار تاریک و مرموز رسید 🏞️. اون می‌دونست که پنیر بزرگ اونجاست. با ترس وارد غار شد 🦇، اما با خودش گفت: “من می‌تونم! 💪” و جلو رفت.
در آخر، میلی پنیر بزرگ رو پیدا کرد! 🏆 یه پنیر طلایی و درخشان که بوی فوق‌العاده‌ای داشت. ✨ میلی از خوشحالی بال درآورد! 🎊
اون روز، میلی نه تنها بزرگترین پنیر دنیا رو پیدا کرد، بلکه فهمید که با شجاعت، فکر کردن و تلاش، می‌تونه به هر چیزی که می‌خواد برسه. و این شد داستان موفقیت میلی کوچولو. 🎉😊
شب بخیر کوچولو شیرین زبون❤
مامان لپ گلی 🥹 مامان لپ گلی 🥹 ۱۲ ماهگی
خانوما یه سوال. واقعا وقتی مادر تو دوران بارداری استرس داشته باشه یا زیاد عصبی بشه و آرامش نداشته باشه ، رو بچه تاثیر می‌زاره ؟؟ مثلا تو نوزادی بچه خیلی گریه و بی‌قراری می‌کنه ؟؟
دختر من که از همون اول دهن منو سرویس کرده ، یه زمانی که دکتر گفت سنگ کلیه داره حالا نمیتونم واقعا داشت یا نه
الآنم که کلا شب تا صبح نق میزنه گریه می‌کنه فقط هر از گاهی می‌خنده که اونم اگه من ادا در بیارم یا یه کاری بکنم
من درکل تو بارداری سعی میکردم حالم خوب باشه ، اوایل بارداری نسبتا اوکی بود ولی از یه جا به بعد حدود ۵ ، ۶ ماهگی به بعد خیلییی استرس می‌کشیدم ، خیلیی عصبی میشدم و گریه میکردم ، حتی یادمه دو روز مونده به زایمانم انقد گریه کردم که حد نداشت .
ولی در طول بارداری دو سه بار بدجور با همسرم دعوا کردیم ، تا حدی که اون دو سه روزی که قهر میشدیم از شدت عصبانیت مدام به خودکشی فک. میکردم .
بگذریم 😔😔😔😔😔
بنظرتون تاثیر اونا می‌تونه باشه ؟؟؟؟
پوشک بچه. پستونک رفلاکس میاره. پوشک پستونک رفلاکس پوشک پستونک رفلاکس پوشک پستونک رفلاکس پوشک پستونک رفلاکس پوشک پستونک رفلاکس پوشک پستونک رفلاکس پوشک پستونک رفلاکس پوشک پستونک رفلاکس پوشک پستونک رفلاکس پوشک پستونک رفلاکس پوشک پستونک میاره.
مامان هایلین🌈 مامان هایلین🌈 ۱۶ ماهگی
ادامه تاپیک قبلی 👉🏻
برای عفونت مثانه برای زنای بالای ۴۰ سال استفاده میشه گفتم والا این همش برای دخترم نوشته گفت اضلا هیچ کدومو بهش نده ببر یه دکتر دیگه
بردم یه دکتر دیگه داخل شهر خودمون متخصص اظفال بود اون گفت سرما خورده
بهش گفتم دخترم نه سرفه داره نه ابریزش نه عیچ علائم دیگه ای از سرما خوردگی گفت نه من مطمئنم سرما خورده کارم اینه شما دخالت نکن
باز من رفتم دارو هارو بگیرم گفتم چی داده دکتر؟ گفت سیتریزین و استامینوفن😕 گفتم بچم ابریزش ندارههع تب داره فقط بنده خدا داروخونه ای گفت پس بهش نده تبشو کنترل کن
دیگه من بعد حدودا دو روز دخترمو بردم پیش دکتر خودش که شهر دیگس یه چکاپ براش نوشت ما رفتیم ازمایش دادیم و جوابو بردیم پیش دکتر گفت که همون عفونت خونی که قبلا داشته باز برگشته ( توی تاپیک قبلی توضیح دادم) کلی دارو داد که خداروشکر بعد دو روز استفاده دخترم خوب شد
از اونجا من فهمیدم که به هر خری که مدرک داره نمیشه گفت دکتر
بعضی ها از دکتر بودن فقط اسمشو دارن
شمام وقتی میرین دارخونه نسخه بگیرین بگین که نسخه برای بچه هست و تک تک دارو هارو حتما بپرسین که برایع چیه و چجوری استفاده کنین که مبادا یکی از این خرایی که اسم دکتر رو یدک میکشن با جون بچه هاتون بازی کنن 😒😒