تجربه زایمان سزارین قسمت ۸

شنیده بودم بدترین قسمت سزارین همین قسمته استرس داشتم همش ولی خدای من شاهده اصلاً سخت نبود خیلی راحت بلند شدم و آروم سعی کردم صاف شم و بعدش راحت قدم برداشتم و رفتم روی دستشویی نشستم و بعد اون همش راحت بلند میشدم هیچ دردی نداشتم
در کل روزی ۲ بار برام شیاف هم میزاشتن یعنی روز اول که ستری بودم ۲ بار و روز دوم ساعت ۱۲ ظهر مرخص میشدم ۱ عدد گذاشتن برام که خیلی خوب بود و باعث شد من داخل بیمارستان هیچ دردی رو نفهمم با وجود پمپ درد و شیاف
بعد اونم ساعت ۱۲ ظهر روز دوشنبه مرخص شدم و تا امروز هیچ مشکلی ندارم خونریزیم کمه خداروشکر که از دلایلش ساکشن خون داخل رحم هستش که بعضی پزشک ها انجام میدن و خدا خیرشون بده واقعاً! بعد اون هم درد داخل خونه بود که من هیچی درد نداشتم البته دکترم تاکید کرده بود ۳ بار در روز راس ساعت خاصی شیاف بزارم و این باعث میشد دردی حس نکنم واقعاً
بخوام حرف نهاییم رو بگم بازم برگردم عقب سزارین رو انتخاب میکنم بهترین تجربه زندگیم بود و خاطره انگیز شد برام❤️ امیدوارم همگی به راحتی زایمان کنین و یادتون باشه مهم ترین بخش این روز بزرگ اینه که نترسی از هیچی😍
تمام فرایند رو تقریباً براتون با دیتیل توضیح دادم ولی اگر سؤالی یا مشکلی وجود داره تو ذهنتون ازم بپرسین جواب بدم

۱۱ پاسخ

خوش به حالت عزیزم که زایمان عالی داشتی ولی برای من با اینکه سزارین دوم هم بود خیلی سخت بود هنوز درد وسوزش دارم

عزیزم شما از بیمارستان نیکان ساک مادر و نوزاد رو تهیه کردید؟ چه چیزایی لازمه با خودم ببرم نیکان؟

اسم دكترت رو بگو

عزیزم مرسی از توضیحات کاملت، منم تا 30 روز دیگه نیکان سپید زایمان دارم
خیلی خوشم اومد از رسیدگی که گفتی، عزیزم اتاق خصوصی گرفتی؟
راستی اسم دکترت رو هم میشه بگی؟

مرسی از توصیحاتت

هزینه پمپ درد چقدر دادی

منم روز ۳شنبه نوبت زایمان دارم ۱۸ اذر برام دعا کنید

واقعا منم از تجربه سزارینم رضایت کاامل رو دارم و عالی گذشت

به سلامتی عزیزم
تو تو ریکاوری بودی نینی و بردن بیرون به پدرش نشون بدن؟یا با هم بردنتون؟

به تجربه دکترم هست که چجور دکتری باشه وقت بزاره برا بیمار

چقدر خوب براتون گذشت عزیزم
برای من یکی از بدترین تجربه هام بود🥺🧡
واقعا بدن تا بدن فرق داره

سوال های مرتبط

مامان رایمُن 💙 مامان رایمُن 💙 ۲ ماهگی
تجربه زایمان سزارین قسمت ۵

دکترم به همراه فردی که کنار دستش بود شکمم رو بریدن حس نکردم حقیقت ولی زمانی که داشتن فشار میوردن بچه رو به سمت پایین شکم هدایت کنن یه فشار شدیدی به نسبت، روی دنده ها و زیر قفسه سینم حس کردم که کمتر از ۲ دقیقه بود و هیچ دردی نداشت فقط باید اون لحظه تحمل کرد که اذیت کننده هم نیست
به هر صورت هر چی که بود کمتر از ۲-۳ دقیقه بعدش صدای گریه بچه رو شنیدم لحظه فوق العاده ای که هیچ چیزی نمیتونه توصیفش کنه
بچه رو گذاشتن روی پوستم و تماس پوست به پوست برقرار شد 😍
در همون حین دکترم داشت ساکشن میکرد داخل رحم رو و صداش میومد و این کار خیلی خوب بود چون باعث شد بعد عمل خونریزی خیلی خیلی کمی داشته باشم و واقعاً عالی بود این مرحلش
بعدش بخیه رو شروع کردن در کل ساعت ۵:۳۵ رفتم سمت اتاق عمل و ساعت ۵:۵۴ صبح نی نی به دنیا اومد و ساعت ۶:۱۵ دقیقه تو ریکاوری بودم
یه چیزی که خیلی خوب بود این بود که پزشکم داخل اتاق عمل بعد از اتمام عمل شکمم رو چندبار با دست فشار داد به همون دلیل جلوگیری از آتونی رحم که همتون میدونین چیه و چون بی حس بودم فشار رو اصلاً حس نکردم

ادامه تایپک بعدی👈🏻
مامان جوجه ی من🐣🩷 مامان جوجه ی من🐣🩷 ۵ ماهگی
مامان حامـی🐻☁️ مامان حامـی🐻☁️ ۹ ماهگی
سزارین پارت پنجم📌
توی ریکاوری هم حالم واقعا اوکی بود پاهام که خب طبیعتا حسی نداشت و زودتر دوست داشتم برم بخش.انگار یک ساعت و نیم توی ریکاوری بودم
دیگه توی همون بیحسی دوبار شکمم رو فشار دادن.درد خیلی کمی حس کردم که قابل تحمل بود. دیگه هم نیمدن فشار بدن.
بعدش رفتیم بخش اون قسمت که همسرم بچه رو دید اونم یه تراژدی بود برای خودش😁

تا چند ساعت بی حس بودم اثر بیحسی که رفت درد دلم شروع شد.اینم بگک من دکترم مخالف پمپ درد بود و من پمپ دردی نداشتم❌❌❌
اولین تزریق رو زدم که مرفین بود و چند ساعتی اوکی بود بعدش شیاف گذاشتن و یکی دوبار دیگه باز تزریق کردن.
من پنج صبح دردم به اوج رسید که اخرین و قوی ترین مرفین رو زدن که من یک روز کامل خوب خوب بودم.
اولین راه رفتن سخت بود اما شدنی.درد داشت اما نه که نتونی از پسش بربیای.

الان روز سوم من دردی ندارم اما موقع بلند شدن و راه رفتن خیلی سختمه که اونم طبیعیه هفت لایه شکم بریده شده و قرار نیس بی درد باشه

بیمارستانمم بیمارستان نیکان اقدسیه بود که من راضی بودم از رسیدگی

اگر سوالی دارین همین پست بپرسین📌🩷
مامان آنا مامان آنا ۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی، قسمت سوم
من بیمارستان صارم تهران زایمان کردم. کل زایمانم ۴ ساعت نشد و خیلی خوش‌زا محسوب می‌شدم. دکتر دکتر کرم‌نیا بود و از لحظه‌ای که اومد تا بعد تولد بچه کنارم بود و کلی بهم دلگرمی داد. بخیه‌هامم خودش زد و کارش حرف نداره. از اول بارداری هم من رو تشویق و حمایت کرد و واقعاً براش مهمه که کسی که می‌خواد طبیعی زایمان کنه. ماماها و محیط زایشگاه خیلی آروم بود و همه چیز داشت. همسرم از اول کنارم بود و حضورش خیلی تأثیر داشت. من همش نگران بودم که بعد اون همه درد کشیدن نتونم و سزارین بشم که خدا رو شکر اتفاق نیفتاد.
من باز هم برگردم عقب انتخابم زایمان طبیعیه. حالم از کسانی که سزارین شدند خیلی بهتره و احساس می‌کنم خیلی سلامت‌ترم.
برای تحمل اون درد خیلی آمادگی روحی و ذهنی لازمه و من خوشحالم که از پسش براومدم. موقع زایمان به خودم می‌گفتم این همه زن در طول تاریخ تونستن و تو هم می‌تونی و سعی کردم به بدنم اعتماد کنم. امیدوارم همه زایمان راحت و خوبی رو تجربه کنند.