۵ پاسخ

عزیزم قدمش خیر باشه انشاالله هزینه زایمانتون چقد شد تو صارم؟؟

سلام عزیزم خوبید برای امواتتون یا برای نیت خودتون ختم کل قرآن ،چهل یس چهل عاشورا .حدیث کسا. یس .توسل ‌ .عهد نیاز ندارین براتون انجام بدم؟ خدا شاهده جان عزیزترین کسم بخدا قسم به قرآن به خدا بالا سرم میخونم شرایطم بده دست و بالم خالیه
شماره تماسمم میدم اگه خواستین تماس بگیرید

به سلامتی عزیزم … منم صارم هستم دکترم نیک نفس هست … وای از ماساژ رحمی که فشار میدن میترسم😐
چند روز بیمارستان نگه میدارن؟ پس رسیدگی نسبت به پولی که میگیرن معمولیه

عزیزم منم قراره فردابرم واسه بستری واسم دعاکن همه چی خوب پیش بره فقدگلم توصیه ای نداری واسه من باتوجه ب اینکه تجربه داری

بسلامتی عزیزم
الان خودت و بچه چطورید؟چقد بعد سرپا شدی؟

سوال های مرتبط

مامان 🩷PANAH🩵ABTIN مامان 🩷PANAH🩵ABTIN ۶ ماهگی
پارت ۳
ساعت ۹ زایمان کردم و ۱۱ اومدم بخش و ساعتای ۳ حس پاهام برگشت و ۴ ساعت سرم رو بلند نکردم زیاد صحبت نکردم ساعت ۱۰ و نیم شروع به خوردن مایعات و نسکافه کردم و ۱۱ سوند رو دراوردن باید بلند میشدم چون من چون عجله کردم برای بلند شدن و اینکه از ۱۲ شب قبل چیزی نخورده بودم بلند ک شدم شدیدا سرم گیج میرفت چشمام سیاهی رفت و داشتم میوفتادم ک مادرم سریع نشوند زو صندلی اومدن سرم زدن و دوباره تلاش کردم دردش خیلی شدید بود اما یا توکل ب خدا بلند شدم وکمی راه رفتم و سرویس رفتم و باردوم هم سخت بود اومدن از تخت پایین اما به جون خریدم راه زیاد رفتم و بعدش دردام با پمپ درد اوکی بود و گفتم برام یک شیاف زدن وفرداش ساعت ۱۲ مرخص شدم (برای دسشویی رفتنم شربت لاکسی ژل خوردم ک شکمم راه افتاد)
(دسشویی ایرانی اونقدری ک میگفتن نشستن اصلا سخت نبود و کمی سوزش داشتم ققط)
و اینم بگم هر کدوم سختیای خود رو داره باید نسبت به بدنمون انتخاب کنیم و کلا زایمان سخت آنا غیرقابل تحمل نیست و خداروشکر راضی بودم❣️❣️
مامان لنا💗 مامان لنا💗 ۴ ماهگی
مامان هیرمان مامان هیرمان ۷ ماهگی
✔️تجربه زایمان سزارین✔️
✔️پارت دوم✔️

بردنش روی تخت کنارم تمیز کردن و اوردن کنار صورتم یه عروسک سفید برفی بود نمیدونم چی زدن تو سرمم ولی اینجا ها داشتم خواب میرفتم خلاصه بیدارشدم دیدم عملم تموم شده بخیه هامم زده بود دکترم و خدافظی کرد رفت. منو بردن تو ریکاوری حدود ۳۰ دقیقه اونجا بودم و بعدش منتقل کردنم به بخش. ماساژ رحمی هم همونجا تو اتاق عمل انجام دادن اصلا توی ریکاوری و بخش انجام ندادن. توی بخش که اومدم تا ۳ ساعت بعدش بی حس بودم بعد کم کم بی حسی رفت و کم کم دردا میومد سراغم اومدن مسکن زدن پمپ درد هم نگرفتم حقیقتا فراموش کردم. دردش زیاد بود خودم از خونه شیاف برده بودم همسرم گذاشت برام ۲ تا. من ۱۲ ظهر از اتاق عمل اومدم بیرون تا اخر شب ساعت ۱۲شب اومدن گفتن باید بلند شی راه بری سوند هم بکشیم کشیدن سوند هم مثل وصل کردنش در حد یه سوزش ریز بود و با کمک پرستار بلند شدم برعکس یسریا که میگفتن اولین راه رفتن سخت بود برای من اصلا سخت نبود یکم درد داشت ولی قابل تحمل بود اصلا اون چیزی که میگفتن نبود چند قدم راه رفتم و اومدم روی تخت اذیتی من بیشتر از این پهلو به اون پهلو شدن بود. بعد راه رفتن شکر خدا دردام کم شد تاساعت های ۳ شب درد داشتم بعدش دیگه خیلی کم شد دردم و صبح اصلا درد زیادی نداشتم قابل تحمل بود اینم بگم من خودم شیاف برده بودم و هر ۵ ساعت دوتا برام میذاشت همسرم و مادرم. صبحونه و شام هم ندادن بهم گفتن فقط چای نبات و مایعات بخور یکم گرسنگی بد بود برای منِ شکمو.
مامان تیام مامان تیام ۲ ماهگی
پارت چهارم تجربه سزارین

من بعد بی حسی ،بی هوش نکردن من کاملا هوشیار بودم .پرسنل بهیاری اومدن منو جابه جا کردن رو ی تخت دیگه و من از همه پرسنل اتاق عکل تشکر کردم و بردنم سکت ریکاوری دوساعت تو ریکاوری بودم تو اون بازه هم ماما اومد پسرم رو‌گذاشت زیر سینه ام تا شی بخوره و پرستار اومد‌گغت دکترت گفت لازم نیست پمپ درد بذاری برام پمپ هم نذاشتن تو ریکاوری دو بار ماساژ رحمی دادن که دردش قابل تحمل بود بعد که حس پاهام برگشت بردنم به سمت اتاق اونجا هم ی بار ماساژ رحمی دادن منو .اونم زیاد درد نداشت . هشت ساعت بعدش هم بهم اجازه خوردن چایی و کیک و خرما و بیسکوئیت دادن و دوازده ساعت بعد عکل هم اومدن اولین بار منو راه بردن برام جالب بود که اصلا اولین بار راه رفتن اصلا اونجور که تعریف میکنن وحشتناک نبود البته قبلش برای من شیاف دیکلوفناک گذاشتن و کمکم کردن پد بذارم ولی چند بار بعدی که میخواستم خودم بیام از تخت پایین برای راه رفتن و سرویس خیلی دردناک بود برام . درکل بخوام بگم واقعا سزارین برای من وحشتناک نبود بلکه یک عملی بود که قابل تحمل بود درداش و این طور که‌درموردش میخوندم نبود .من حتی الان که چند روزه میگذره چندین بار شیاف گذاستم فقط و مفنامیک خوردم
بازم اگر سوالی درمورد بیمارستان آتیه بود یا سزارین در خدمتم 😊☺️
مامان رقیه مامان رقیه ۳ ماهگی
پارت آخر
بعد دوساعت آوردنم تو بخش و گفتن بالشت زیر سرت نذار و سرتم تکون نده بعد از ۸ ساعت گفتن نسکافه و چای و خوراکی میتونم بخورم ، من خرما و نسکافه خوردم بعدش اومدن سوند رو کشیدن و گفتن بلند شم راه برم کشیدن سوند هم دردی حس نکردم ، ولی خب اولین بلند شدن یکم درد داشت ولی قابل تحمله . من پمپ دردم داشتم که خیلی تاثیر داشت ، تا فرداش که مرخص شم سعی میکردم همش تو بخش راه برم ، درد سزارین موقع خوابیدن بلند شدن یکم سخته و درد داره اونم تا ۱۰ ـ ۱۵ روز. کم کم دردا کمتر میشه ولی خب اوایلش هم میتونید کاراتونو انجام بدید من روز سوم دخترم بخاطر زردی بیمارستان بستری شد و خودم تنها پیشش بودم و می‌تونستم کاراشو انجام بدم. تجربه من از سزارین این که سرتونو تو ریکاوری و تا هشت ساعت تکون ندید که بعدش دچار سردرد و گردن درد نشید و بعدش هم مایعات زیاد بخورید اثرات بی حسی بره ، پمپ درد هم بگیرید درداتونو خیلی کم میکنه و موثره. امیدوارم همه خانومای باردار به سلامتی و راحتی زایمان کنن و دامن اونایی که آرزوی بچه دار شدن دارن خدا دامنشون رو سبز کنه.