۱۷ پاسخ

چطوری قلبت شکست عشقم
من تو اینجور مواقع فقط عصبانی میشم میخام بزنمشون
تو چقد نرمی که فقط ناراحت شدی🥲
والا تاپیکمو ک خوندی مادرشوهرمم به من میگه این غذاها که تو درست میکنیو باهاش دل درد میگیره🤧
یه کلمه میگفتی دکترش گفته شما قدیمی هستین از روش های روز خبر ندارین

عزیزم مشاور تغذیه پیش کی می‌بری گلم؟

من اگر بودم میگفتم تربیت شما ها رو هم میبینم چقدر شور غذا میخوره فلان اینا این بچه خودم هست خودم میخوام هرجور دوست دارم بهش غذا بدم عزیزم اصلا اجازه نده که دخالت کنند

عزیزم بهترین کار ها رو هم واسه بچت بکنی بازم خانواده شوهر ایراد میگیرن مشکل از ذهن و عقل اوناس نه روش تو

اگه خواهر بچه تو پر قو هم بزرگ بشه اونا عیب میزارن

خواهرم مگه غذا بچه بچه ی ۷ ماهه رنگ و نمک میخواد ؟شما مادر به روز و آگاهی هستید و اونا قدیمی و ناآگاه از علم غذای کودک ...نمک و شکر کلیه ی بچه رو در بزرگسالی نابود میکنه ...راهیو که میدونی درسته برو تا تهش عزیزم‌

عزیزم‌دقیقا اینایی که اینجا نوشتی رو بهشون میگفتی بعدم با پوزخند میگفتی مادرشم دشمنش که نیستم،منم مثل خیلی از مادرا خیر و صلاح بچمو میخوام

نمکککککک ؟؟؟؟ اصن نمک ک ممنوعهههههه 😂😂😂
عشقم چرا ناراحتی اصلا چرا انقد اجازه اظهار نظر میدی بهشون .
همون موقع که گفتن نمک باید میگفتی یعنی واقعا نمی‌دونید نمک تا یک سال ممنوعه 😂 تمام غذا های لارا با مشورت پزشک و مشاور تغذیه کودک آماده میشه . 😊 منم بجز نظر دکتر به نظر کسی دیگه ای کاری ندارم .
باید اینارو میگفتی دختر جون به جای شک کردن به خودت .

نمک که اصلا نباید نمک بزنی برا زیر یکسال اصلاخوب نیس.منم اصلا نمک نمیزنم

تو این چیزا جدی باش .بارها شده مادرشوهرم گفته غذا رو نمک نمیزنی چجوری میخوره منم گفتم می‌بینید ک میخوره این مشکل نداره شما چرا مشکل دارید. یا غذا درست کرده گفته مثلا سوپ رو ادویه نزدم میاره پسرم میخوره مصمم ازش چشیدم دیدم نمک زده و تنده گفتم ن من اینو نمیدم .تو این مسائل روش خودتو برو جلو اتفاقا بهترین مامانی چون سلامت بچع برات مهمه .وگرنه میتونستیم غذای سفره رو بدیم بخورن راحت و آسوده الان غذاست دو روز دیگ‌تو تربیتشم دخالت میکننا

تازه من با سرشونم با هر گریه اش بهم زنگ میزنن

نمک به کلیه آسیب میزنه

به منم میگن چرا بی نمک

درکت میکنم شدید اینکه برای زحماتت ارزش قائل نشن خیلی بده
منم تا یه جایی غذای مخصوص میدادم همه میگفتن اینا چیه میدی و مسخره میشدم تصمیم گرفتم مثل مامان بزرگا بشم دیگه غذای سفره رو شروع کردم هم خودم راحت شدم هم دخترم بهتر میخوره، البته نمک و عسل و شکر هنوزم ممنوعه و میوه های اسیدی و خوراکی ترش

به نظرم این جور جاها کمی باید حساسیت هامونو کم کنیم و همرنگ بقیه باشیم که اینطوری مورد حمله قرار نگیریم

توجه نکن
میدونم سخته ولی هرچی بریزی تو دلت برای خودت بدتره اکثراً همینن فکر میکنن اونا همه چیو میدونن و ما بی تجربه و خامیم..
وقتی داری کاری رو می‌کنی که می‌دونی درسته و خودت ب عنوان مادر حس خوب ارش میگیری یعنی کارت درسته
حرف بقیه هم باد هوا
به قول شوهرم امشب میگف اینا یه قانون نانوشته س انگار
گیر دادنای مادرشوهر و خواهرشوهر و....

غصه نخور

اصلا برات مهم نباشه کلا از نظر بقیه ک بهشون ربطی نداره پرفسور میشن بچه های خودشونم دیدیم والا

ولشون کن بابا بزار هرکی هرچی میخواد بگه مهم نباشه تو کار خودتو کن الکی سر تکون بده بگو باشه بحثم نکن

سوال های مرتبط

مامان نینی مامان نینی ۱۲ ماهگی
میشه لطفاً کمکم کنید
من دخترم هم خودش غذا میخوره هم من بهش میدم مثلا برنج رو توپکی میکنم خودشم میخوره منم بینش با قاشق بهش میدم
خوب طبیعتاً خیلی کثیف کاری داره هی مشت می‌کنه و میمالع دور دهنش و اینور اونور
هفته پیش چند روز پیش مهمان بودیم خونه یکی از فامیل ها بچه که غذا میخورد یعنی کسی نبود رد بشه نظرنده
با اینکه روی زیراندازی که خودم واسش آورده بودم و ظرفای خودش و‌کلاا تو یه اتاق دیگع تنها داشتم بهش غذا میدادم هر کسی ردمیشد میگف
واااای اینجوری به بچه غذا نده خیلی کثیف کاری می‌کنه عادت می‌کنه با اینجور بریز بپاش کردن موقع غذا خوردن (بچم داشت غذاشو مشت میکردم میخورد) لباسشم خوب طبیعتاً کثیف شده بود چون خودش غذا میخورد واسه اونم کلی گیر دادن که بچه بدعادت میشه خودت تمیز بهش غذا بده بعد هر قاشقم دهنش و پاک کن در صورتی که من می‌ذارم راحت باشه ،تو خونه خودم راحتم اینجوری که میریم شهرستان کلی دغدغه دارم
بخدا ده نفر بهم گفتن آخر کلافه شدم جمع کردم غذاشو


بنظرتون درست میگن؟؟چیکاز کنم
مامان محمدحیدر👶 مامان محمدحیدر👶 ۱۱ ماهگی
سلام مامانای گل🌼
این چند وقت خیلی مشغول کار و بار بودم و نرسیدم بیام اینجا☺️🌻
ولی الان اومدم چندتا از تجربه هام رو بگم از غذا خوردن محمدحیدرم😋🍽
یکی اینکه من اکثر مواقع میذارم محمدحیدر کثیف کاری کنه، دستشو بکنه تو بشقاب، تو لیوان آب یا قاشقو بگیره از من و بریزه و بپاشه فقط برای اینکه غذاش حیف نشه کم کم میریزم تو کاسه اش یا دوتا کاسه غذا میذارم که با یکیش بازی کنه و از اون یکی غذا میدم بهش، زیرشم روفرشی یا پتو میندازم که بشه راحت شستش، این کار برای من خیلی سخته چون هربار باید لباسای محمدحیدر و عوض کنم و پتو و روفرشی بندازم ماشین و خودمم که کنارشم معمولا لباسام کثیف میشه ولی محمدحیدر اینجوری هم لمس میکنه غذا رو هم بیشتر بهش مزه میده و هم اجازه میده من بهش غذا بدم چون یه مدت سعی میکردم خیلی شسته رفته خودم غذا بدم بهش و دیدم که عملا هیچی نمیخوره و مقاومت میکنه پس فعلا گذاشتم جوری غذا بخوره که دوست داره❤️
نکته بعدی که امتحان کردم و جواب داد اینه که دوتا قاشق آوردم یکیش دست محمدحیدر بود و اون یکی دست من که بهش غذا میدادم اینو وقتی امتحان کردم که خیلی خوب غذا رو نمیخورد.
روش بعدی هم این بود که یه قاشق از غذا رو اول خودم میخوردم و یه عالمه به به و چه چه بعد یه قاشق به محمدحیدر میدادم این روش هم جواب بود.
ولی بهترین روش همون روش اول بود که میذارم آزادانه محمدحیدر بازی کنه با غذاش و منم بهش غذاشو میدم.☺️🍄🥦🍂🥕
مامان ماه تابان مامان ماه تابان ۹ ماهگی
سلام خانما
اونایی که مثل من نگرانی غذا نخوردن بچتون رو دارید
راستش من دخترم به زور یکی دو قاشق شاید توی یکی دو وعده بخوره بعضی روزا همونم تمایل نداره
من اینجا میخوندم گاهی مامانا روزی تا ۵ وعده اونم متفاوت هی بچه غذا میدن که خب البته دمشون هم گرم 😁
ولی تصمیم گرفتم تا بچه م زیر یک ساله واسه ی غذا خوردنش خیلی خودم رو نگران نکنم و تمرکزم رو بزارم شیر به اندازه ی کافی بخوره چون غذای اصلی بچه تا ۱ سال باید شیر باشه و غذا صرفا جهت اشنایی با طعم هاست
انچه هم که به نظرم میاد و بین اطرافیان هم دیدم و هم اینجا بچه هایی که خوش غذا هستن اغلب غذای سفره و با ادویه میخورن یعنی پرهیز نمک و شکر توی غذاشون نمیذارن مامانا که خب من ترجیحم غذای بدون شکر و نمک و رب هست تا قبل ۱ سالگی
راستش از اونموقع که دست از مقایسه ی بچه م با بچه های اینجا که ماماناشون مدام در حال غذا دادن بهشون هستن برداشتم خودم احساس ارامش بیشتری دارم برای بچه م هم هر روز غذا درست میکنم ولی اگه تمایل نداشته باشه مجبورش نمیکنم
مامان جوجه کوچولو مامان جوجه کوچولو ۱۱ ماهگی
الان یه مدت خونه خودم بودم میبینم چقدر حس میکنم منم توانایی دارم.ولی تو خونه ی بابام،مادرم مرتب از هرکاری که برای بچم انجام می‌دادم ایراد می‌گرفت و من مرتب حس میکردم آدم نابلدی هستم و مادر خوبی نیستم.
ولی تو خونه خودم درسته صددرصد بی عیب نیستم ولی بالاخره کارامو میکنم و دیگه کسی نیست بهم بگه بزار خودم بجای تو انجام بدم چون تو یه جای کارو اشتباه کردی.
مادرم آنقدر اصرار کرد که بچمو آوردم که ببینن
و میبینم چقدر این تکرار مکرر نواقص بچه داریم،اعتماد بنفس منو خراب میکرده
مثلا مادرم مرتب خودش میگه بچه رو بده بغلم
منم میدم
بعد میگه من دارم بچتو بزرگ میکنم.

یا میرفتیم مهمونی
مادرم میگفت بده من بغل کنم و وارد مجلس شم
منم می‌دادم
بعد بقیه میگفتن تو که بچتو مادرت برات بزرگ میکنه

یا می اومدم غذا به بچه بدم
مادرم میگفت بده من بدم تو بلد نیستی چجور بدی

یا حتی شیرخشک درست میکردم یکم دیر میشد سرم داد میزد

ولی تو خونه خودم دیگه خودم کارامو میکردم و به بچم غذاشو میدادم،کاراشو میکردم و...
درسته ۱۰۰درصد بدون عیب نبود
ولی حس خوبی داشتم
😇😇😇😇😇
مامان لارا مامان لارا ۹ ماهگی
میگم چرا مادرشوهر من همش فکر میکنه من بچه داری بلد نیستم...
خیلی حس بدی میگیرم تا چند روز روانم بهم میریزه راجع به جرفای بقیه اینجوری نیستم ولی مادرشوهرم یکجوری حرف میزنه انگار با حرفاش عذاب میکشی....نمیدونم چکار کنم انقدر روانم بهم نریزه از حرفاش...شیر میدم بچه رو میگه همینقدر سیر نمیشه که من بچمو اینجوری شیر میخوردن غذاشو میزارم جلوش سریع میاد قاشق دهن بچه بزارید بچه آب شد هیچی تو دهنش نمیره یا میگه همش همینقدر میخوره تلویزیون روشن کنید آهنگ بزارید پویا بزنید که بیشتر بخوره درصورتی که هرچی بخواد میخوره از اول ۶ هم همین بود غذا جلوش بوده هرچی خواسته خورده...لباس تنش میکنم یکم پاهاش دیده بشه میگه وااای بچه رو به سرما دادی در صورتی که من دخترمو میشناسم که به گرما طاقت نداره لباس میخرم براش میگه واای اینا چیه خریدی براش....دیشب به شوهرم میگم نکنه واقعا من مامان خوبی نیستم بعد شوهرم میگه من میبینم که تو چه مامان خوبی هستی به حرف بقیه گوش نکن ولی حرفای مادرشوهرم خیلی نیش داره نمیدونم شایدم رو اون حساس شدم....