۲۴ پاسخ

من ک دلم نمیاد و بنظرم زوده بخوام جداش کنم 4 یا 5 سالگی جدا میکنم الان خیلیی زوده اصلا نمیتونم تنهاش بزارم

من از پنج ماهگی جدا میخابونمش هر وقت شب یا کلا بیدار بشه خوودش راهو بلده تو تاریکی میاد تو اتاق ما و پیشم و من با صدای النگو هاش بیدار میشم و میرم سمتش
جدا خابوندنش بیشتر برای خودش خوبع
این بچه ها ام بزرگ میشن میرن مثل خود ماها

من تا ۶ ماه تو تخت جدا تو اتاق خودمون خوابوندم دخترمو. بعد از شش ماه تا الان تو تخت تو اتاقش می خوابونم و اکثر شبا کنارشم. خوابش سنگینه و میدونم بیدار نمیشه معمولا. اما سر پسرم تا ۷ سالگی من جداش نکردم و اجازه دادم هر وقت دوست داشت کنار ما بخوابه . دخترمم همین کارو می کنم تا ۷ سالگی اجازه میدم هر وقت خواست بیاد تو اتاق ما. کاری ندارم درسته یا غلط. درست غلط خیلی مسائل به روحیات شرایط هر زندگی مربوطه. من نمی تونم نسخه خودمو برا کس دیگه بپیچم. دوست دارم برای بچه هام بدون حد و مرز کارایی که به جفتمون آرامش و امنیت میده انجام بدم. شما هم به صدای دلت گوش کن

منم میگفتم ۶ ماهگی جاشو جدا میکنم ولی واقعا نتونستم، دلم نمیاد
تو اتاق خودمون رو تخت جدا یه شب خوابوندمش انقدر نصفه شب گریه کرد که دوباره اومدیم همه خیاری وسط حال خوابیدیم
الان فقط جاشو با فاصله از خودمون میندازم ولی انقدر قل میخوره نصفه شب میبینم یهو اومده پیش من خوابیده

من ۳ تا بچه هارو زیر ۱ سال جدا کردم خیلی خوشحالم😂😂
سنشون بره بالا عادت کنن جدا کردنشون وحشتناک سخته

من خیلی دوست دارم جدا کنم ولی فعلا دارم از شیر میگیرمش. ایشالا سه چهار ماه دیگه جاشو میندازم تو حال. چون اون یکی اتاق دورتره.
بایدم حتما جداش کنم چون دارم نینی میارم
نینی بیاد چند بار در طول شب بیدار میشه گریه میکنه حداقل این بچه دورتر باشه کمتر از صدای گریه نینی بیدار شه

منم همینطور اصلا برنامم این بود ۶ ماهگی جدا کنم اما هم فاصله اتاق هامون زیاده هم به شدت بعد ۶ ۷ ماهگی دخترم بهم وابسته شده و شبا مدام چک میکنه پیشش باشم امیدارم بتونم در آینده جداش کنم اونم فقط به خاطر خودش وگرنه حودم ک دوس دارم پیشم باشه

یعنی بذارمش تو ی اتاق دیگه؟ اول ک اتاق اینجوری نداریم بعد هم گناه داره الان من رو تخت خودش با فلصله از تخت خودمون میخوابونمش و شبی صدبار چکش میکنم، ولی تو اتاق جدا گناه داره از الان

منم مثل شما. گویا اظطراب جدایی مامانها بیشتر از بچه هاست

من الان پسرم تازه رفت تو یازده ماه دیگه باشوهرم روتختی نمیخوابم جای پسرمو بیا خودمو زمین میدلزم درسته پسرم لگد میزن تو خواب بهم اما باید پیشم باشه نباشه میمیرم

منم حتما باید بچسبم به پسرم از وقتی بچم دنیا اومد هر طرفی بخوابه باید صورتم سمت پسرم باشه و همیشه پشتم به شوهرمه
درسته بده اما دست خودم نیس

چه عکس باحالی

منم نمیتونم آدم فک میکنه ۶ماهگی بزرگ شدن اما تازه شروع مراقب های بیشتره من تا صب ۱۰بار پتو میکشم روش فقط

من پروفایل شما رو دیدم کیف کردم، ماشالله 😍
اینقدر خوشم میاد ۵/۴تا بچه داشته باشم

منم 🥲
از این‌ ادمایی بودم که فتوا میدادم که بچه باید جدا بخوابه
ال باشه جیم بل باشه
ولی داره دوسالش میشه و من همچنان دلم نمیخواد جداش کنم
اصن نباشه خوابم میبره میگه؟🥲

من کنارمه نمیتونم بخابم بدون بچم
یکی دوبار امتحان کردم گذاشتم تو اتاق
اینقدر این پهلو و اون پهلو کردم و خابم نبرد تا رفتم آوردمش بغلم لالا کنه🥹🥹

همون اولش سخته چون عادت کردی. مهم ترین بخشش اینه هرچی‌بزرگتر شه برا اونم سختتره. و ما‌نسلی هستیم‌که نمیخوایم مثل گذشته پدرو‌مادرایی باشیم‌که بچه هامون بهمون وابسته باشن

من اصلا قصدشو ندارم
شاید دوسالگی ب بعد اقدام کردم
حداقل اظطراب جدایی‌اش تمام شده باشه بعد..

من قبل زایمان میگفتم ۶ ماهش ک بشههعه حتما جدا میکنم جای خوابشو ولی الان اگه کنارم نباشه خوابم نمیبرهههه اصلاااا

من شبی صدبار چکشون میکنم من ک نمیتونم از خودم جداشون کنم دختر بزرگم ۸سالشه باید تو دیدم بخوابه اصلا دلم نمیاد ازم جداشه

من اصلا نمیتونم جاش ‌ و جدا کنم وقتی تو گهواره جا می گرفت یه مدت کوتاه گذاشتم تو گهواره کنار تخت دیدم ای بابا وابسته تر از این حرفام دخترم باید کنارم بخوابه صدا نفسش و بشنوم بوش و حس کنم

منم متاسفانه همینم
تختش رو هم چسبومدم به تخت خودم
و واقعا دوست ندارم تو اتاق دیگه جدا بزارم
با وجود اینکه قبلا میگفتم جدا میخوابونمش
و اینکه ماها که شیر خودمون رو میدیم گاهی که بیدار میشه سینه میگیره و باز میخوابه سخته جدا کردنش

من روز هم پیش خودم میخوابونم چه برسه به شب نمیتونم اصلا تو یه اتاق دیگه بزارمش

به شخصه نمیتونم بچم کنارم نباشه اصلا نیمتونم بخوابم

سوال های مرتبط

مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
چرا تصمیمم این شد شیر شب پسرم رو قطع نکنم؟
(اگرچه تنبلی و خستگی آخر شب خودم پس زمینه اصلی ماجراست😉)
.
۱.‌پسرم هنوز دندون نداره و نگرانی از بابت خرابی دندوناش ندارم.
۲. با دوستم که این کارو نکرده بود و سه تا بچه داره مشورت کردم.‌اون هم این کارو نکرده بود و شیر شب رو ادامه داده بود و پروسه از شیر گرفتنشون یک روزه انجام شده بود. ببشتر تمرکزش روی از شیر گرفتن روی همدلی با بچه بود و امنیت دادن بهش و خود بچه همکاری کرده بود. منم چون دلم نمیومد فعلا دست نگه داشتم.
۳‌. کاشف به عمل اومده پشت صحنه این شیر ندادن به بچه دوتا روانشناس بودن که در زمان انقلاب صنعتی این تئوری رو دادن. اونم جون مادرهایی که بجه دار میشدن چون شب باید بیدار میموندن صبحش نمیتونستن درست کار کنن. اینا ایده دادن که جای خواب بچه باید جدا باشه، بچه گریه کرد هم بغلش نکنین باید یاد بگیره خودش بخوابه، شیر دادن هم در کار نیست. یکیشون سه تا بچه داشته که دوتاشون از دستش خودکشی کردن. از اونجایی که قبلا نقدهایی از چندتا روانشناس و عصب شناس درمورد اینکه جدا کردن جای خواب بچه و تنها بودنش موقع خواب برای روانش خوب نیست دیده بودم، به قطع شیر شب هم به دیده شک و تردید نگاه کردم و فعلا دست نگه داشتم. (بهتره تا ۷ سالگی بچه ها همراه پدرو مادر بخوابن ولی حتما از همون نوزادی تختشون جداباشه)
چرا میخوام در آینده شیر شب رو قطع کنم؟
۱. چون کمک میکنه خواب شب بچه عمیق تر بشه. وقتی بدونه شیر در کار نیست عادت میکنه بلند نشه.
۲. چون خودم داره توانم تحلیل میره. نمیتونم هم روزا همش بیدار باشم هم شبا خوابم منقطع باشه. دیگه کم کم داره جونم درمیاد.
۳. بزرگتر شده و میدونم تحمل میکنه این مدت شب تا صبح بدون شیر باشه.
مامان جانا کوچولو مامان جانا کوچولو ۱۱ ماهگی
تجربه من از جدا کردن جای خواب دخترم:
همزمان با راه افتادن دخترم شبا زیاد پیش میومد که بخاطر هیجان راه رفتن از خواب که بیدار میشد بلندمیشد راه میرفت یااینکه زیاد تکون میخورد و از روی تشکش حرکت میکرد و بخاطر دندون دراوردن هم بیقراری داشت
تصمیم گرفتم جای خوابشو جدا کنم اما اموزش خواب مستقل گذاشتم برای وقتی که به تختش و جدا خوابیدن عادت کنه
تقریبا یک هفته دخترم تو تختش و من پایین تختش میخوابیدم تا به این فضا عادت کنه و متوجه بشه تخت خوابش محل خوابیدنه
و هفته دوم اتاق هامون کلا جدا کردم بماند که دوشب اول خودم از استرس و نگرانی جداشدن کاملا بیخواب بودم اما بعداز گذشت هفته دوم جفتمون به این فضا عادت کردیم الان بعداز گذشت تقریبا ۱۵ ۱۶ روز تو تخت و اتاق خودش بصورت مستقل میخوابه و الان یکی دوروزه که دارم روی خواب مستقل کار میکنم
برای من این پروسه خیلی خوب بود و راضیم از جدا کردن و مستقل کردن دخترم چون باور دارم هرچقدر بزرگ تر میشن وابستگی بیشتر میشه و هوشیار ترن همچنین که چون خودم برام روتین هایی که برای شبم اجرا میکنم خیلی مهمه و توروحیم و رفتارم با دخترم تاثیر داره خیلی برام این پروسه خوب بود
امیدوارم به کار شماهم بیاد
مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
من جای خواب پسرم رو جدا نمیکنم.
تو این یازده ماهی که من رسما مادر شدم (و شاید نه ماه قبلش) مهمترین تجربه ام که شاه کلید تجربه هام بوده اینه که به غریزه مادریم اعتماد کنم. اولین دلیلم برای این جدا نکردن هم اینه که واقعا ته دلم راضی نیستم به این کار.
من مدتهاست یه نوروساینتیست (عصب شناس) رو دنبال میکردم که خودشم سه تا بچه داشت و تمام توضیحاتی که در مورد روشهای بچه داری میگفت منطبق با سواد عصب شناسیش بود. خودشم تا سنین بالا با بچه هاش یه جا میخوابیده. اون میگه خوابیدن در کنار هم روی حس امینت و اعتماد خیلی اثرگذاره. همه پستانداران هم اینو میدونن بطور غریزی و اعمال میکنن. تنها موجودی که اصرار داره به جدا کردن جای خوابش انسانه‌. اخیرا یه روانشناس دیگه هم گفته تا ۷ سالگی ناخودآگاه بچه موقع خواب بیداره و تنها بودن یا نبودنشو حس میکنه و این روی عزت نفس و اعتمادبنفسش خیلی تاثیر داره.
۳. بچه ها مخصوصا تو سن کم نمیتونن حرف بزنن و اگه اتفاقی براشون بیفته، خواب بد ببینن، چیزی بشنون، نمیتونن توضیح بدن.
تو سنین ۳، ۴ سالگی هم تخیلشون داره شکل میگیره و حتی ممکنه دوست خیالی داشته باشن. ترس از تاریکی مال همین سنه و اگه من باشم دوست ندارم تنها باشم.
ما جای خوابمون رو به اتاق پسرم منتقل کردیم. اتاق خودمونم برای خلوت خودمونه. مطمئنم جدا کردن جای خوابشم سخت نیست، چون از اول تو اتاق خودش بوده و عادت کرده.
اگه جای بچم جدا باشه من خواب خوبی ندارم چون همش استرس دارم نکنه طوریش بشه در طول شب.
اگه حالتون با هم دیگه خوبه نگران این نباشید که شبیه دیگران نیستید
مامان خانم مامان خانم ۱۰ ماهگی
#تجربه جدا کردن جای خواب
شنیده بودم بهترین زمان جدا کردن جای خواب از شش ماهگیه ولی چون که بچم رفلاکس داره و تو خواب هم بالا میاورد صبر کردم تا الان که دیگه مطمئن شدم حداقل توی خواب بالا نمیاره و خدایی نکرده خفه نمیشه
این کارا رو انجام دادم:
تختش رو بردم توی اتاق خودش و خودمم شبا کنارش خوابیدم جوری که هر وقت بیدار میشد منو میدید و زودی میرفتم پیشش این جوری دیگه نمی ترسید و کم کم به فضای جدید عادت کرد. یه مدت که گذشت جایی خوابیدم که وقتی بیدار میشد دیگه منو نمیدید و چند لحظه بعد میرفت پیشش یه مدت هم این جوری خوابیدیم.
الان دیگه تنهایی توی اتاق خودش می خوابه نمیدونم چقدر طول کشید فکر کنم یک ماهی زمان برد.
نکات ایمنی :
۱.حتما کنار بچتون قران بزارید
۲.اگه عادت نداره پتو و بالش داشته باشه بعد از جدا کردن بهش پتو و بالش ندین یا اگه سابقه داشته که توی پتو گیر کنه و خدایی نکرده به خفگی برسه بعد جدا کردن نباید پتو بندازین روش و دمای اتاق رو تنظیم کنید که سردش نشه بعدا که خواستین بهش پتو بدین دوباره چند شبی کنارش بخوابین که مطمئن بشید با پتو خفه نمیشه.
۳.عروسک و هیچ وسیله دیگه ایی کنارش نزارین
۴.تختش رو جایی بزارید که اگه بیدار شد و گریه کرد زود متوجه بشین و برید پیشش یا از این پیجر های بچه بگیرین
۵.اگه اول شیر شبش رو قطع کنید و بعد جای خوابش رو جدا کنید خیلی راحت تر و کم دردسر تره.
۶.تختش رو جای امن بزارید مخصوصا توی این اوضاع. نزدیک پنجره یا جاهایی که احتمال ریزش و خطر هست نزارید. نزدیک کمد و کمد دیواری هم خطر ناکه.
امیدوارم براتون مفید باشه😘
اگه سوال داشتین بپرسید تا از تجربه هام بگم.