به حدی آریارو دوسدارم ب حدی میخوامش ب حدی ک صبحو شب و نصفه شب و هر زمانی از شبانه روز بیدار باشم میبوسمش و میخورمش و میچلونمش ..
امروز ساعت ۵ونیم صب بیدار شدم دیدم چقد این بشرو میخوام من گرفتم تو بغلم یک جوری بوسش کردم بیدار شد ازخواب میگه مامان سرشبی چقد ماچ پاچم میکنی شوهرم سرشو برگردوند میگه چیکار میکنی ساعت ۵ صب🤕 گفتم بخدا نمیدونم چرا انقد میخوامش😬 اصلا یک وضع وحشتناکی میخوامش
میدونه منم مث چی بچرو فشار میدم میبوسم اریا میگه خستم کردی با این وضعت همیشه هم غرغرداریم ک میگم یدونه پسر ک بیشتر ندارم تواین دنیا چرا نبوسمش...نچلونم نخورمش😘😘😘 الان میگه خستم کردی امشب میرم بغل بابا میخوابم. منم گفتم میرم ی نی نی جدید میخرم بغلم میزارم بخوابه میبوسمش وای خدا یاد کوچولوییای خودش افتادم اصللاااااا حتی توذهنم نمیاد ک بجز اریا کسی رو بتونم بغل کنم یا دوسش داشته باشم این اندازه فقط خدامیدونه🤭🥲 اومده میگه میدونم محکم بوسم میکنی خستمم‌میکنی ولی اشکال نداره بوسم کن نرو نی نی جدید نخر😁😁😁😁
اصلا احساس میکنم نمیتونم بجز اریا بچه دیگه ای توبغلم بگیرم اینایی ک دوتا سه تا بچه دارن بیاین بگین همشونو یک جور دوسدارین واقعا؟؟؟ ینی یکی شیرین تر از اون یکی نیس؟؟؟؟ ک باعث بشه یکیو بیشتر از اون بخوایین؟؟؟ من دوست داشتن اریامو با دنیا نمیخوام عوض کنم🥲🫀

تصویر
۸ پاسخ

عزیزم 😍خدا حفظش کنه

منم پسرمو جوری میخام ک شبا بازی میکنم باهاش شب وروز بوس بارونش میکنم.همچی واسش میخرم.عاشقشم. حتی باباش بخواد دعواش کنه. من میپرم ب باباش.انشالله هرکی بچه دارد خدا واسش نگهش دارد هرکی هم ندارد خدا بهش بده. سایه تون مستدام. انشاالاه ک خیربچه تون راببینی عزیزدلم

جانم چقدر شبیه خودته

ای جااانم خداحفظتون کنه برای هم عزیزم منم مثل شما بودم رو زمین نمی‌داشتم راه بره شبا نصفه شبم بیدار میشدم میبوسیدمش بوش میکردم وقتی دومی باردار شدم میگفتم نمیتونم مثل پسربزگم دوسش داشته باشم آخ ولی الان قند خون خونه🤤😍😍نفسه هر لحظه میاد بوسمون می‌کنه شیرین زبونی می‌کنه به هرکدوممون میرسه میگه دوستتون دارم و عاشقتم 🥹میگم نیم وجبی منو دیوونه کردی آخه با این زبونت ،هردوشون شیرینن به یه اندازه

دقیقا اصلا به بچه دیگه فکر نمی‌کنم همه هم میگن خیلی وابستگی داری به پسرت ینی کافیه یه سرما بخوره انگار دارم میمیرم🥲حتی میره مهد دلم تنگ میشه جلو مهد میمونم

منم همین فکرو میکردم تا اینکه دخترم به دنیا اومد.حتی یک سال اول زندگیش هم فکر میکردم پسرمو از دخترم بیشتر دپست دارم ولی الان اندازه هم جونم واسه دوتاشون میره نمیتونم انتخاب کنم کدومو بیشتر دوست دارم ولی کلا دختر یک جور دیگه شیرینه قنده

تا وقتی که بچه دوم به دنیا بیاد همینه وقتی دنیا اومد یا حداقل وقتی شروع کرد خندیدن و تکون خوردن میبینی هر دوتاشون یکیه چه بسا کوچیکه چون معمولا از بزرگه کتک میخوره و بزرگه یکم اذیت میکنه تو ناخودآگاه طرفشو میگیری😂

اخی عزیزم🥰🥹🤍🤍🤍
انشالله به ناز پدرش و شما بزرگ بشه.
منم فک نمیکنم بتونم هیچ بچه ای رو مثل پسرم بخوام،محاله🥹اصلا اون حس اولین باری که مادر شدیم رو نمیتونیم تجربه کنیم.

سوال های مرتبط

مامان فندوق مامان فندوق ۳ سالگی
بچه ها بیاین مشورت
من تازه ۳۹ سالم شده بارداری سختی داشتم
و کلا دراز کشیده بودم
و زایمانمم سخت بود
پسرمم تا ۶ ماه مامانم میومد پیشم میخوابید چون تا صب بیدار بود و گریه میکرد تا نه ماهگی هم مامانم حمومش میکرد حالا ما وضعیت مالی مون الان خیلی داغونه یعنی قبلش خیلی خوب بود من میرفتم سرکار ولی الان نمیرم و برنج و گوشت و یک مقدار خرج زندگی‌مون و خانواده شوهرم میدن چون قسط زیاد داریم ک تا سه چهار سال دیگه کلا تموم میشه خونه هم داریم و ماشین ولی الان اینقد داغونیم ک حتی دندون پزشکی نمیتونیم بریم ،بعد همسرمم با بچه بازی میکنه مثلا دو سه ساعت بعد سرکارش راستی کارمنده ولی دیگه ب هیچی کار نداره همه باز زندگی قبض و‌ کی بدیم قسط و کی بدیم چی داریم چی نداریم هیچی کار نداره سه روز در هفته ک کلا تا شب نیست خلاصه منم سنم ک جوریه ک تا دو سال دیگه نهایت بتونم باردار بشم شما بودین چیکار میکردین؟؟واقعا دلم نمیخاد ب خاطر بی پولی الانمون پسرم کلا تک فرزند بشه شاید پنج شیش سال دیگه حقوقش خوب بشه قسطا تموم بشه ولی اون موقع من دیگه باردار نمیشم چیکار کنم مامانم ک میگه همین یکی بسه ولی خودم خیلی دلم برای پسرم میسوزه وگرنه برای منم بسه واقعا ب