۵ پاسخ

قد پسرت چنده گفتم

پسر من یه هاپوی عروسکی جنس خز داره بهش میگه نی نی میزاره کنارش

منم با دخترم از اول همینطور بودم برا همین خیلی خوب وکامل حرف میزنه دختر من هر شب یکی از عروسیشو میبره پیش خودش میخوابونه

من برای پسرم همه چیزو عین ادم بزرگا توضیخ میدم،امروز توی اسنپ میگفت اقا بپیچ🤣 اقا خونه برسام بلده؟گفتم بله بلده میگفت چجوری؟گفتم توی گوشیش نقشه داره بهش میگه خونه ی برسام کجاست،بعد صداش اومد به راست بپیچید😂برسام خندش گرفته بود،راننده اعجب کرده بود میگفت مگه میفهمه که توضیح میدید،گفتم وقتی ادرس خونمون رو بلده میگه اقا بپیچ دقیقا جایی که باید بپیچید پس اینم میفهمه🤣میدونه از کدوم خیابون بریم میرسیم خونه مامان بزرگش یا بلعکس

آره دختر منم بعضی شبا اسباب بازی هاشو میاره و یه کوه ازش میسازه😂

سوال های مرتبط

مامان بهارسادات🥰 مامان بهارسادات🥰 ۲ سالگی
بعد از ۳ روز اومدم تجربه از شیر گرفتن دخترم رو براتون تعریف کنم. قبلش بگم‌که دخترم شدیدا به شیر مادر وابسته بود. حتی موقع خواب زیر سینه باید خواب میرفت ، وسط شب چندین بار واسه شیر بیدار میشد و و اصلا شیرخشک با شیشه نمی خورد.
من از یک هفته قبل از این که کامل شیر رو قطع کنم، در یک هفته کم کم وعده های شیر روز رو کم کردم تا این که کامل شیر روز قطع شد. بعد از یک هفته هم برای قطع شیر شب به سینه صبر زرد زدم و روش چسب برق زدم . وسط روز بهش نشون دادم که برای شب آمادگی ذهنی داشته باشه. سینه رو که دید ترسید و دیگه پیشم نیومد. عصر هم رفتیم بیرون هم این نتونه عصر بخوابه و هم این که حسابی خسته بشه که شب زودتر خوابش ببره. برای خواب هم فقط بغلش کردم و فقط سرش رو سینه م گذاشت و خوابید. تو طول شب هم هر دفعه بیدار شد بهش آب دادم و بغلش کردم . اگه اهل معنویات هستید یه سری دستورات از نظر اسلامی هست که روایت شده رعایت کنن و من برای این که خیلی نگران از شیر گرفتنش بودم اونا رو هم رعایت کردم . اگه دوست داشتید می تونم براتون بفرستم
فکر از شیر گرفتنش مثل غول شده بود برام که خدا رو شکر خیلی راحت پشت سر گذاشتم
مامان موش موشی🐭🫀 مامان موش موشی🐭🫀 ۲ سالگی
مامان نور چشمام❤️‍🔥 مامان نور چشمام❤️‍🔥 ۵ سالگی
شب اول ترک می می
من شیر خشک پسرمو از قبل عید تدریجی کم کردم تا الان که بهش روزی یک یا دوبار شیر کاکائو یا شیر پاستوریزه تو شیشه میدم گاهی هم میزارم دوسه روز بیتش وقفه بیافته که عادت شیشه در همین حدم از سرش بیافته ولی تو لیوان بهش میدم،شیر خودمم وقتایی که می‌خواست بخوابه یا وقتایی که بهونه می‌گرفت خودش از من میخواست بهش میدادم که تو خواب واقعا برام کلافه کننده بود ،امروز رو سینه ام چسب زدم گفتم مامان چند روز نمیتونم بهت شیر بدم چون دندون داری خیلی موقع شیر خوردن فشار دادی مامان دردش گرفت حالا باید خوب بشه که واقعا هم اینجوری بود، امروز چند بار بهش نگاه کرد بوسش کرد بغلش گرفت و هی بوسش می‌کرد خلاصه که امشب اولین شبیه که پسرم بدون سینه داره میخوابه بهونه گرفت ولی حواسشو پرت کردم،از امشبم تصمیم گرفتم که جای خودمو پسرمو بیارم پیش شوهرم چون ما رو تخت میخوابیدیم به خاطر جا نبودن رو تخت سه تایی جامون تنگ میشد،فکر نمیکردم کارای بزرگو با تصمیمای ارادی انقدر خوب عملی کنم😊😊بای فور اور تخت خواب عزیزم 😊 سلام به رژیم سلام به لاغری