۵ پاسخ

اوضاع منه رادمهر مریض شده این هفته نباید مهد بره

ای بابا
دختر من نبودم کرده
مهد هم نمیره ۲۴ ساعت با منه.باورت نمیشه میخندم میگه نخند.تلفن حرف میزنم میاد گوشیو می‌کشه قطع می‌کنه.خیلی وقتا خوراکی چیزی باز میکنم واسش جیغ و گریه که چرا باز کردی باید دوباره بیندیش مثل اول.دیروز انار قاچ کردم ۱ ساعت گریه میکرد بچسبونش یکی دیگه هم میوردم قبول نمی‌کرد میگفت همون.دستشویی که اصلا نمیشه تنها برم میاد می ایسته جوری نگام می‌کنه انگار آدم کشتم بعدم گریه می‌کنه میگه نباید دستاتو بشوری.این نصف کاراییه که می‌کنه.تو فکرم برم روانشناس.

خوشبحالت میفرستی مهد من چیکار کنم روز خوش ندارم از دستش

عزیزم اوا هم همسن پسرته
وقتی عصبی میشه کتک میزنه یکم بترسونش
اینجوری حالا تورا بزنه فردا ببری بیرون بچه هارو میزنه یکم سیاست داشته باش
باهش بازی کن غذا بده
حالا مریضه کاریش نداشته باش گناه داره
براش سوپ اش درست کن

عزیزم صبرکن وکناربیا بچه است دیگه
چشم روهم بزاری بزرگ میشه ببرباشگاه یاکلاس بزارسرش مشغول بشه من دخترم باشگاه می فرستم خیلی بهترشده وشب راحت می خوابه وابستگی کمترشده

سوال های مرتبط

مامان رایبد💙 مامان رایبد💙 ۴ سالگی
پسرک با پدر رفتن سرکار، و من در سکوت و تنهایی خیره به پرایدش شدم و در غیابش هم بهش فکر میکنم که چقدر خوبه یکی اینجور همه جون و تنم شده که در بود و نبودش حجم بزرگی از فکر و ذهنمُ متعلق به خودش کرده😍

مامانا بچه های شما هم زیاد بهتون ابراز احساسات میکنند؟
رایبد مدام راه میره میگه مامان دوستت دارم🥺😍
ی وقتایی تو اووووج بازی هستیم یهو میبینم خیره شده بهم، نگاش میکنم فوری بوسم می‌کنه میگه مامان خیلی دوستت دارم😅
یا مثلاً من غرق کارای خودمم،میاد میگه مامان سرتو بده، دولا میشه محکم بغلم می‌کنه و بوسم میکنه😍
البته منم عشق و مهر زیادی بهش میدم، اما برام جای سوال که بچه های دیگه خصوصا پسرها همینطور اهل ابراز علاقه هستن یا نه؟
مثلاً خیییییلی کوچیکتر از اینا بود، وقتی پوشکش تعویض میشد و شستشو میشد کلی بغلم میکرد و بهم می‌چسبید خیلی برام عجیب بود که ی بچه خیلی کوچولو اینطور ازم قدرشناسی میکنه، الآنم دستشویی میبرمش ازم تشکر میکنه و گاهی این تشکر با تقدیم یک بوسه اس🥺
مامان فندق کوچولو مامان فندق کوچولو ۴ سالگی
مامان اهورا🙋🏻‍♂️ مامان اهورا🙋🏻‍♂️ ۳ سالگی
پسر من عادت داره بعدازظهرا بخابه حداقل کمه کمش باید دوساعت بخابع اگه کمتر باشه بدخواب میشه . از ساعت ده شب به بعدم دیگه علائمای خوابش شروع میشه ، ( پرخاشگر و عصبی و لجباز فوق العاده شیطون میشه)) روزایی هم که بعدازظهرش نخابه دیگه هشت شب به بعد واقعا نگهداریش سخت میشه اینایی که گفتم ده برابر میشن . یه مهمونی نمیتونم برم که اخرش زهرمارم نشه تا ساعت ده خوبه اما امان از اینکه خوابش بگیره کاری میکنه که نگاه سنگین همرو احساس میکنم ، داد میزنه حرف کوش نمیده لجبازی میکنه گریه میکنه . بیشتر اوقات جمع میکنم میایم خونه . خسته شدم بخدا بچه هایی رو میبینم که ساعت دوزاده شب تو مهمونیا خیلی اروم نشستن بازی میکنن پسر من چرا اینجوری میکنه😩فقطم باید بیایم خونه بخابه تو شلوغی اصلاااااا

چیکار کنم بنظرتون؟؟ خسته شدم بخدا . اونشب فتیم‌خونه دوستم .میگفت اره بچه فلانی انقد اروم و بانمکه همسن اهوراس ولی خیلی ارومه . بهم برخورد واقعا احساس کردم ازاینکه میرم خونش و پسرم اینجوری میکنه ناراحته ازاونشب پامو اونجا نزاشتم هرسری یه بهونه اوردم نرفتم . پسر من شیطون نیستااااا ولی امان ازاینکه خوابش بهم بخوره یا ساعت خوابش بگذره گریه و جیغ و داد لجبازیاش صدبرابر میشه
#فرزندپروری#پوشک#جیش