خانما من 33 هفته زایمان کردم 27 آذر
چون جفتم پایین بود کلا رفتم انتی کلی استراحت ، شیاف و...
فایده نداشت انومالی رفتم باز پایین بود سونوی وزن کلا بالا نیومد
ولی هیچوقت لک بینی یا خون ریزی نداشتم
هفته پیش دوشنبه سر حال رفتم بخوابم ساعت یک شب
آروم یه سرفه کردم یهویی دیدم خیس شدم دست کشیدم دست پر خون شلوار و پتو وای نگم داشتم سکته میکردم رفتیم بیمارستان بستری شدم آمپول ، سرم نوار قلب ، دستگاه تنفسی بعدش خون ریزیم قطع شد رفتم پخش باز نصف شد لخت بزرگ و خون ریزی باز رفتم بخش بارداری های پرخطر تحت نظر 24 ساعت ضربان قلب جنین چک میکردن سرم وصل بود باز دوباره اوکی شدم رفتم بخش 12 ساعت بعدش اوکی بود همچی خواستم ناهار بخورم دیدم بازم خیس شدم ولی نه مثل اون دو بار صد برابر شدید تر بالای 3 کیلو بگم از خون اومد همراه با لخت خون دیگه بردن تند سریع اورژانسی واسه سزارین کلا شوکه بودم خیلی بد بود عمل شدم با بی حسی
وزن بچه 2/200 بعدش گفتن خوبه بخش نوزادان تحت نظر فقط‌‌ بعدش امروز بردن NICU گفت بخاطر ریه هاش باید اون قسمت باشه
اینقد گریه کردم گفتن 7 تا ده روز باید بمونه اینم ماجرای پر چالش من
دعا کنین خواهر بچم زودتر مرخص بشه خیالم راحت بشه
خدا به همگی کمک کنه انشاالله

۱۴ پاسخ

اخی عزیزم این روزا هم میگزرع صبور باش دختر قوی

ان شاالله بسلامتی مرخص بشین گلم

33 هفته بجه کامل بود؟
یعنی یه هفته ای مرخص میشه؟
قبلش امپول بتامتازون نزده بودن؟

آن شالله خیلی زود و با سلامتی کامل برمیگردید خونه

عزیزدلم ان شاالله زودی نینیت رو میبری خونه
منم پسرم ۷روز بستری بود NICU با حال وخیم بردنش ولی خداروشکر حالش خوب شد بردیمش خونه اصلا نگران نباش زودی خوب میشه میبریش خونه

الهی چقدر سختی کشیدی ان شاالله ب حق حظرت علی بچه و سالم بغل بگیری ببری خونه

عزیزممممم انشالله ب سلامتی میاد تو بعلت خدا نگهدارشه

عزیزم توکل بخدا باشع انشالله زودمیادپیشت

مبارکه، ان شاءالله بسلامتی کوچولوتو بغل بگیری

حالا شهر ما اصلا دستگاهnicu نداره
من آب دورش گفتن کمه اینقد میترسم که ختم بارداری بهم بدن

ای وای چی کشیدی پر چالش بوده برات ولی نگران نباش ان شاالله زود زود از دستگاه با حال خوب پسرت میاد بیرون و برمیگردین خونه

عزیزم ایشالا به سلامتی مرخص میشید نگران نباش

عزیزم انشالله بلا از خودت و نی نی بدور باشه .آمپول ریه زده بودی قبلش؟

عزیزم خدا به خودت و بچه ت سلامتی
نگران نباش به زودی مرخص میشه بچه خواهر منم ۳۴ هفته به دنیا اومد بعد چند روز مرخص شد

انشالله به سلامتی مرخص بشین گلم

سوال های مرتبط

مامان ماهلین مامان ماهلین ۱ ماهگی
و منم هم زایمان کردم تحربه من از یه زایمان بد و پرخطر😐
جمعه ساعت ۱۲ بستری شدم با دوسانت نیم ساعت یک کیسه ابم پاره شد امپول فشارم بهم زدن دردای بدی داشتم تا ساعت شیش عصر خیلی درد داشتم فقط چهار ساعت باز شده بود امپول اپیدروال زدم بخاطر درد زیاد تا ۹ شب درد نفهمیدم خیلی میومدن معاینه میکردن تا کمک کنن دهانه رحمم باز بشه انواع ورزش روم انجام دادن اتاق پر خون بود ساعت ۹ شب ۶ سانت بودم دو تا همزمان سرم فشار بهم وصل کردن بی حسی امپول پریده بود دردام شروع شد بود داشتم میمردم همش معاینه میکردن تا ۱۱ شب ۸ سانت بودم ماماها به دکترم میگفتن پیشرفتی نداره بیشتر از ۸ سانت باز نمیشه دکترم میگفت ن خوبه ۱۲ شب شد باز نشد همش میگفتن مادر فرزند از دست میدیم دکترم قبول نمیکرد حالم خیلی افتضاح بود در حال مردن بودم اخر گفت تا دوشب صبر کنید باز نشد بیارید اتاق عمل دو شد من ۸ سانت بودم دیگ داشتم بیهوش میشدم اخر بردن سزارین بچه رو برداشتن من زایمان کردم
مامان إلا🩷 مامان إلا🩷 ۱ ماهگی
«پارت سوم تجربه زایمان طبیعی و سزارین با هم »

باز رفتم صولت اونجا گفتم خونریزی دارم با لک قهوه ای باز طبق معمول معاینه کردن نوار گرفتن یکی دو ساعت بعدش گفتن این لکه بینی و خون ریزی بخاطر معاینه بوده بعد موندم باز گفتن یه سانت یه ذره باز شدی به دکترم زنگ زدن دکتر گفت باید بستری کنید تحت نظرم باشه خب بستری شدم همه چی از اونجا شروع شد دو روز موندم بستری بیش تر از صد بار معاینم کردن هی شیفت پرستارا عوض میشد و یه دسته میومد معاینم میکردن دیگ هر کی می‌رسید بلافاصله معاینم میکرد درد هم یه ذره داشتم خب دو شب موندم با معاینه اینا بعد شنبه صب دیدم طرفای ظهر منو بردن اتاق زایمان آنقدر معاینم کردن دستکاری کردن گفت میخایم کمکت کنیم دهانه رحمت باز بشه واقعا یعنی مردم و زنده شدم دکتر گفت آمپول فشار اینا رو شروع کنید سرم فشار زدن با هر قطرش که می‌رفت داد و فریاد میزدم
یه دونه قرص زیر زبونی گذاشتن نوار هم کلا بهم وصل بود ماما اومد گفت الان بهت ورزش اینا میدم دیگ زود زایمان کنی منم گفتم باشه ولی وقتی سرم اینا رو قطع میکردن دردمم هم می‌رفت.....🥲💔
مامان delvin مامان delvin ۸ ماهگی