۱۲ پاسخ

عجب جونوریه به اون نگه باباولی خودش مامانه😒به دخترت بگوخانم صداش کنه

بگو عزیز صداش کنه خخخ یا حاج خانم

کمکم میفهمه
دخترمن که چشم دیدن مادرشوهرمم نداره
بخدا من تاحالا بدشو نگفتما
خودش بزرگ شده میبینه
میگه مامان توخیلی عروس خوبی هستی

من پسرم به مادرشوهرم میگ عزیز
به مامانم میگم مامان جون یا مامان

نگران نباش الان حرص نخور بذار بزرگتر بشه الان بچه هیچی نمیفهمه توبرا چی باید حرص بخوری

چقدر عقده ایه مااااادر شوهرت خداصبرت بده خواهر 😶🙌🏻😑

بی خیال من به مادر شوهر می گم مامان پسرم هم می گه

اشکال نداره عزیزم

حساس نباش دخترمن به مادر بزرگاش میگه مامان

آفریده هستش یعنی چی؟

منم مادرشوهرم به پسرم میگه مامانجون من اذیت نمیشم چون خودمم بهش میگم مامانجون

افریته

سوال های مرتبط

مامان ❀بنـد انگشتے❀ مامان ❀بنـد انگشتے❀ ۲ سالگی
مامان عشقم مامان عشقم ۲ سالگی
عروس خواهر شوهرم خیلی آدم حساسیه،پولدارن،بعد ۱بچه داره،عید رفتم خونشون به دخترم سپردم خونشون به چیزی دست نزنی،گفت باشه،دخترم ۴سالونیمش بود،رفتیم اونجا دخترم از کمدبچه جاسوئیچی برداشت باهاش بچه صاحبخونه رو بخندونه،من اصلا متوجه نشدم دخترم به چیزی دست زده،چون شلوغ بود خونشون،بعد عروس خواهرشوهرم دید به دخترم گفت به چیزق دست نزن بیا کنار،خواهرشوهرمم شنیدبه دخترم گفت بیا اینور،من دخترمو صدا کردم گفتم ببر بذارسرجاش،گفت با بچه خودشون بازی میکردم،گفتم باشه بازم نباید دست میزدی،دخترم برد بذاره سرجاش دوباره خواهرشوهرمو عروسش گفتن بیا کنار،گفتم برده بذار سرجاش،همونموقع پاشدم به شوهرم گفتیم بریم خونه بچه ها خستن،اومدیم خونه ناراحت شدم،چندوقت بعد بچه اونا اسباب بازی دخترمو پاره کرد دخترم چیزی نگفت،یا میان خونمون باهمه چی بازی میکنه بچشون،دخترم اومد به قمقمه بچه دست بزنه دخترخواهرشوهرم‌گفت دست نزن خراب میشه،حالا اونا خونه خریدن باید بریم خونشون دختربزرگم الان بگم دست نزن میفهمه دیگه ولی کوچیکه رو چجوری قانع کنم رفتیم اونجا سمت وسایل بچشون نره؟؟؟شوهرم‌میگه نریم‌کلا