۱۰ پاسخ

عع ماماهمراه منم مهتاب زبرنه هست😍

قدمش خیر باشه عزیزم خب ادامه ؟!

ریپلای کن بیام شش هم بخونم

عزیزم لطفا به ما بگو کدوم بیمارستان وبا کدوم ماما همراه بودی؟؟

عزیزم منم ۳ بار معاینه تحریکی شدم ولی رو ی سانت گیر کردم دعا کن منم مثل تو باز نشم و سزارینم کنن😩

کدوم بیمارستان رفته بودی؟
راضی بودی؟

قدمش مبارک باشه، خداحفظش کنه براتون

شماره و اسم ماما همراهت رو میگی؟
خوش اخلاق بود ؟

ماما همراهت کی بود ؟

قدمش مبارک باشه عزیزم، از قبل ورزش نکردی که بدنت آماده بشه؟

سوال های مرتبط

مامان آنا مامان آنا ۹ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی، قسمت سوم
من بیمارستان صارم تهران زایمان کردم. کل زایمانم ۴ ساعت نشد و خیلی خوش‌زا محسوب می‌شدم. دکتر دکتر کرم‌نیا بود و از لحظه‌ای که اومد تا بعد تولد بچه کنارم بود و کلی بهم دلگرمی داد. بخیه‌هامم خودش زد و کارش حرف نداره. از اول بارداری هم من رو تشویق و حمایت کرد و واقعاً براش مهمه که کسی که می‌خواد طبیعی زایمان کنه. ماماها و محیط زایشگاه خیلی آروم بود و همه چیز داشت. همسرم از اول کنارم بود و حضورش خیلی تأثیر داشت. من همش نگران بودم که بعد اون همه درد کشیدن نتونم و سزارین بشم که خدا رو شکر اتفاق نیفتاد.
من باز هم برگردم عقب انتخابم زایمان طبیعیه. حالم از کسانی که سزارین شدند خیلی بهتره و احساس می‌کنم خیلی سلامت‌ترم.
برای تحمل اون درد خیلی آمادگی روحی و ذهنی لازمه و من خوشحالم که از پسش براومدم. موقع زایمان به خودم می‌گفتم این همه زن در طول تاریخ تونستن و تو هم می‌تونی و سعی کردم به بدنم اعتماد کنم. امیدوارم همه زایمان راحت و خوبی رو تجربه کنند.
مامان جوجه مامان جوجه روزهای ابتدایی تولد
سلام
#تجربه_زایمان #طبیعی #پارت۱
گفتم منم بیام از تجربه زایمانم (طبیعی) بنویسم شاید یه نفر به دردش خورد☺️
اگه سوالی داشتید بپرسید حتما.
.
.
زایمان دومم بود ولی خیلی بیشتر از اولی استرس داشتم! قبلا فکر میکردم یه بار همه اینا رو تجربه کردم و این همه استرس طبیعی نیست... واسه کم شدن استرسم به هر سختی بود تو کلاس آمادگی زایمان که از طرف بهداشت بود شرکت میکردم(محتوای کلاس زیاد خوب نبود و همش رو بلد بودم) اما هدفم از شرکت تو کلاسا آشنایی با مامانای باردار بود و خییلی خوب بود، کسایی بودن که زایمان دوم و سومشون بود و اونا هم حس منو داشتن و یه کم دلگرم میشدم...
از طرفی از سزارین و درد بعدش هم میترسیدم و هم این که بدنم یه بار سیر طبیعی رو طی کرده بود و نمیخواستم سزارین بشم، البته اینکه پول سزارین نداشتم هم بی تاثیر نبود😂 (شوخی میکنم، حتی اگه پولش هم داشتم بازم انتخابم طبیعی بود)
خلاصه اینکه سپردم به خدا... گفتم بزار بگذره ببینم چی پیش میاد، شایدم سزارین اجباری شدم و نباید ذهنمو فقط و فقط واسه طبیعی آماده میکردم!
ادامه داره....
مامان افرا مامان افرا ۸ ماهگی
💫تجربه زایمان طبیعی💫 شماره ۲
بعد پرستارا اومدن و گفتن کیسه ابت پاره شده تا بلند شدم رو تخت ی عالمههه اب و خون ازم خارج شد، خیلی حس بدی بود🥲🥲🥲دیگه ازونجا دردام کم کم شروع شد... از ساعت ۵ تا ۹ شب تقریبا ۳ سانت بودم و هیچ امیدی نداشتم که پیشرفت کنم. تا اینکه از ساعت ۱۰ ماما همراهم اومد بالا سرم و منو بردن اتاق زایمان، انقدرررر درد داشتم که میخواستم بمیرم، چون اتاق خصوصی گدفته بودیم شوهرم تو پروسه زایمان کنارم بود و همین ارامش بهم میداد. دیگه ماما و شوهرم کلی تلاش کردن که من حرکتایی بزنم که بچه زود به دنیا بیاد اما نمیومد😅 خلاصه از ساعت ۱۰ تند تند بازشد دهانه رحمم و هربار که معاینه میکردن میگفت یک سانت بیشتر باز شده. من انقدر درد داشتم دااااااد میزدم چون نه تکنیک تنفس جواب میداد نه دوش اب گرم نه صحبتای همسرم. هرچقدر هم میگفتم اپیدورال بزنین گفتن بزنیم تو پیشرفتی نمیکنی و ساعت ۱و نیم نصف شب که ۱۰ سانت شده بودم آقای دکتری اومد و برام اپیدورال زد و دیگه دردام کم شد اما درد انقباض هارو هنوزم حس میکردم. خداروشکر دکترم اومد و هی گفت زور بزن و زور بزن تا اینکه حس کردم سر بچه بیرون اومد و بعد هم کلا بیرونش اوردن بغلم گذاشتن و من انقدررررررر سبک و راحت شدم که حد و انداره نداشت. خلاصه ساعت۲ و سه دقیقه نصف شب به دنیا اومد نی نی. انقدر زایمان طبیعی درد داشت که نگم براتون اما بارم انتخابم زایمان طبیعیه
مامان آراس کوچولو مامان آراس کوچولو ۲ ماهگی
سلام خواستم تجربمو از سزارین بگم برا اون دوستانی که سوال پرسیدن
اول اینو بگم که من فوبیای اتاق عمل داشتم کلا استرسم بالا بود ولی ب هر حال سزارینو انتخاب کردم  روزی که رفتم برای سز ۱۰ ساعت ناشتا بودم چون قرار بود زودتر برم اتاق عمل ولی خب چند ساعتی عقب افتاد منم هیچ نخوردم ولی اصلا حالت تهوع نگرفتم و از اون لحاظ راحت بودم .
اینم بگم قبل از اینکه برم اتاق عمل منو فرستادن زایشگاه چون قانون بیمارستان این بود ک از زایشگاه تایید کنن ک برم برای سزارین  خلاصه از زایشگاه بگم براتون خیلی دل و جرات میخواد  کسی که زایمان اولش هست بنظرم اگه خیلی آماده و بنیه قویی دارین طبیعی رو انتخاب کنه چون زایمان طبیعی بنظر من خیلی آمادگی میخواد چون درد زیادیو باید تحمل کنی خلاصه منو اونجا  تا یکساعتی اذیت کردن  چون من دهانه رحمم بسته بود دو بار معاینه کردن ب شدت درد داشت و نگم براتون....بعد دکترم اومد منو فرستاد اتاق عمل و از رفتار و اخلاق بد پرسنل زایشگاه راحت شدم اون لحظه از اینکه زایمان طبیعی رو انتخاب نکرده بودم خوشحال بودم