۱۶ پاسخ

خیلی خوبه ک هستن اگ نباشن واقعا دست تنها سخته ولی وقتی ام هستن خلوت ادم با همسرش ب هم میریزه
من خیلی رو مخمه حس میکنم از شوهرم دور شدم☹

عزیزم
منم پسرم ۱۸روزه بود که تنها شدم
سخته ولی خیلی شیرینه و مطمئن باش به خووووبی از پسش بر میای🤍

انشالله که مادرای مهربونتون۱۲۰ساله بشن وسایشون بالای سرتون باشه
من خیلی دلم میخواست مامانم باشه ولی حیف وصدحیف
ولی به جاش خواهرم کم نزاشته برام اگه نبودش من روزای اول کم میاوردم،خدابراش خوش بخواد

ان شاء الله خدا حفظشون کنه، ولی قوی میشی تنهایی

از منی که این روز تورو گذروندم نصیحت، منم شب و شب های اولی که مادرشوهرم رفت خیلی ترسیدم و فکر میکردم از پسش برنمیام اما الان که گذشت میفهمم چه خوب که رفت چون وقتی تنها میشی تازه مجبور میشی خودت از پس کارای بچه بر بیای و خیلی مستقل میشی و یاد میگیری، تا وقتی کسی پیشت باشه هیچی یاد نمیگیری، الان جوری شده که دوس ندارم دیگه شبا کسی پیشم باشه دوس دارم خودم باشمو بچم
شبای اولی که تنها شدم بچه گریه میکرد من گریه میکردم. فکر میکردم از پسش بر نمیام و نمیتونم و کم اوردم. ولی هرشب قوی و قوی تر شدم. و الان که یکماه گذشته خیلی اوضاع بهتر از روزای اوله
شبای اول اونقدر همه چی سخته که فکر میکنی هیچوقت قرار نیس چیزی خوب باشه، ولی مژده بهت میدم که هرچی میره جلو همه چی بهتر میشه. هم خودت هم بچه

منم روز ۲۳ ام تنها شدم🥲 اولش سخته کم کم خوب میشی من چون مامانم تنها زندگی میکنه بعد رفتنش خودش خیلی اذیت شد چون کمبود احساس می‌کرد

برات دعامبکنم فقط بچت اروم باشه اذیتت نکنه من نابودم دست تنها .مریض شدم

ولی من خیلی مستقل بودم تو بچه داری البته شوهرم هم نسبتا کمک بود

خیلی سخته وقتی میرن ...
منم خیلی سختم شد .کلی گریه کردم.....

مامان منم دیروز رفت خونشون من موندم با دوتا بچه نمی‌دونم به کدوم برسم گیج شدم اووووووف مامانم که بود هم به پسرم می‌رسید. هم به من😭😭

من هنوز خونه مامانمم و میترسم برم خونه خودم شوهرمم میگه بمونیم🫠🫠

من مامانم ده روزگی دیگه رفت خونشون اما نزدیکم بهش

من مامانم تا سه چهار روز پیشم بود..چون شاغل هست نمیتونست زیاد بمونه پیشم..مجبور شدم برم خونه عمم بمونم ک دست تنها نباشم.فردا هم دارم برمی‌گردم خونه خودم..کاش بتونم از پسش بربیام🥲

آره درک میکنم خیلی سخته
من تا الان یه شب همش تنها بودم
ولی باز دوباره مامانم میاد پیشم
البته بیشتر شب سختمه
توی روز حالم خوبه
شب که میشه دلم میگیره
بهونه گیر میشم و سر چیزای الکی اشک میریزم

من روز 12 اومدم خونه خودم فاصله مونم 14ساعته باهم🥲هیچچچ استراحتی نداشتم
البته اون 12 روزهم خونه مامانم استراحت نداشتم همش بیمارستان بودم 💔🥲

من تا ۴۰ روز نمیتونستم کارامو بکنم و مادرم کنارم بود

سوال های مرتبط

مامان یزدان ❤️ مامان یزدان ❤️ ۳ ماهگی