۴ پاسخ

منم خیلی کم کردم حتی داره شبا هم بهتر میشه ولی از ترس مریضیا هنوز جرات نکردم کامل بگیرم .این ماه هم بگذرونم . خواب اولش اینقدر خستش کن که زود خوابش ببره . نزدیک خودت هم نخوابونش چون وقتی بوی مادر رو حس کنه باز دلش شیر میخواد .

زمستون و پاییز اصلا نباید بچرو از شیر بگیری به خاطر همین ویروسا
بزار بهار که هوا خوبه

سلام عزیزم،من تقربیا 10 روز هست گرفتم،به نظرم زود داری میگیری،من خودم دو سال قمری شد خواستم بگیرم ولی مادر شوهرم رفت مکه و به دلیل وابستگی بچم به اونا نگرفتم،اونا اومدن چند روز گذشت بعد گرفتم،ولی یدفعه گرفتم از طریق قران،صبح بلند شد بهش گفتم شیر تلخ شده بو میده،نخورد و تا شب هرموقع میگفت همینو میگفتم البته مقداری دیفین هیدرامین زدم تا بو بده،شب اول تا 5 صبح بی قراری میکرد و من تنها هم بود همسرم ماموریت بود هر بار که گریه میکرد سوره بروج میخوندم خیلی تاثیر داشت،بعد تو روز سرگرم بود و صبحونه بهش تخم مرغ ابپز با خوندن یه سری سوره ها به زور دادم خورد و اونم خیلی تاثیر داشت شب سوم تو خواب یکم شیر دادم و فردا صبح بردمش امامزاده سوره یاسین به انار خوندم و فوت کردم یه چند تا دونه خورد و شب به طور عجیبی آروم آروم خوابید و پروسه از شیر گرفتن تمام شد،به نظرم یه سرچ بکن راه از شیر گرفتن رو

شما اول باید ازشیر شب بگیری ، بعدش واسه ازشیر گرفتن اقدام کنی

سوال های مرتبط

مامان آقا کارن🧡 مامان آقا کارن🧡 ۱ سالگی
سلام عشقای من
اومدم تجربه از شیر گرفتن کارنو رو بگم براتون🧡😍کاری که فکر میکردم یه چیز غیر ممکنه😂انقد که وابسته بود
در این حد که این چند شب که شیر نمیخوره و می‌خوابه اولین بارمه😂همیشه زیر سینه باید انقد میخورد تا می‌خوابید 😂
من از هجده ماهگی که دکترش گفت کم کم بگیرمش شروع کردم اول هر نیم ساعت فقط شیر روز رو کنترل کردم تا منظم شه
میومد برای شیر نمی‌دادم تا یکساعت یبار بشه بعد یه هفته میشد دو ساعت تا رسید به چهار وعده ،بعد خواب صبح ،ظهر قبل خواب،عصر بعد خواب،شب قبل خواب و تو خواب هم که بی نهایت بار
هر یه هفته یه وعده رو حذف میکردم تا همین هفته پیش که رسید به دو وعده در روزش یبار قبل خواب ظهر و یبارم قبل خواب شب
موقع خواب شب بغلش میکردم یه لالایی تکراری می‌خوندم تا بهشون عادت کنه بدون شیر هم بفهمه این روند خوابه
تا پنج روز پیش
از پنج روز پیش دیگ ندادم تو بیداری شبا خیلییییی گریه میکرد
اولین شب قشنگ نیم ساعت گریه کرد و چون روز هم نخوابیده بود ساعت سه دیگ واقعا بیهوش شد ،ساعت شش که نق زد تو خواب سینمو دادم خورد و هفت صبحم یبار خورد و باز دیگ ندادیم تا شب شب دوم به نیم ساعت رسید گریش
جوری گریه میکرد که دلم خون میشد ولی گفته بودم نمی‌دم و ندادم تو خوابشو یبار دادم چون یبار بیدار شد
شب سوم بیشتر گریه کرد چون صبحش زودتر بیدار شده بود و اون شب دیگ ندادم سه بار بیدار شد هر بار بغلش میکردم حرف میزدم بفهمه من هستم اونم خودشو سمت تشک میکشید یه ربع کمتر راه میبردمش و میذاشتمش زمین پشتشو میکرد می‌خوابید هر بار کمتر از قبل گریه میکرد
تا شب چهارم که میشه دیشب
روتین خوابشو که شامل ماساژ دادن و حرف زدن و پوشک عوض کردن و لباس اداکه تو پاسخ