۴ پاسخ

اینجور وقتها یه زاغ اسپند کن یه نمکی دور سرش بچرخون من هفته ایی سه روز میرم باشگاه پسرم میبرم پیش دختر خواهر شوهرم دیروز همینجوری عین پسز شما از خواب بیدار شد تازه کلی اولش خندید بعد شروع کرد به جیغ زدن پشت سر هم سرایدارمون اومد بنده خدا نگران شده بود گه چش‌شده اینجوری جیع میزنه براش یه زاغ اسپند کرد خوب شد آروم شد البته مدام می‌گفت تو بغلم باشه منم نتونستم برم جایی

شاید خاب بدی دیده هر از گاهی دختر منم همینجوری از خاب بیدار میشه سرشو گرم میکنم چن دقیقه بعدش آروم میشه

یه دقیقه برو بیا طول نمیکشه که تهش گریه میکنه اشکال ندلره مثانه ات خراب میشع

دقیقا منم تو شرایط توعم. نیهانم با گریه و جیغ پاشد. انقدترسیدم که حد نداره بخدا. گفتم چیشده اخه بچه

سوال های مرتبط

مامان لیام جان مامان لیام جان ۱ سالگی
عطر وانیل کل خونه رو پرکرده فکر میکنم لذیذترین شیربرنج زندگیم رو درست کردم
اجاق گاز رو خاموش میکنم و اتاق رو آماده میکنم واسه چرت نیم روزی
صدای جیغ و گریه ت بلند میشه
چالش جدید
به شدت در مقابل خوابیدن مقاومت می‌کنی
شب و روز هم نداره
کلافه ام و سعی میکنم آروم باشم
از رو تخت بلند میشم و بغلت میکنم میریم تو سالن برات ژل دندون میزنم
اما باز گریه می‌کنی
یکم آب می‌ریزم تو شیشه شیرت
میخوری و آرومی
اما باز که میارمت اتاق خواب گریه می‌کنی
بابا حمید بلند میشه و بغلت می‌کنه
میخندی و با صورتی که از اشک خیس شده بهم نگاه می‌کنی
بهت لبخند میزنم اما ناراحتم
همراه بابا حمید میری تو سالن و منم رو تخت منتظرتون میشم
یک ربع طول می‌کشه که بابا حمید آروم میارتت رو تخت
تو سالن تو بغل باباحمید خوابت برده بود
سه تایی کنار هم دراز کشیدیم و جسم و روح خسته مون رو دعوت میکنیم به یه استراحت نیم روزی
آخ که عجییییب میچسبه این خواب دوساعته با عطر وانیل و خنکای کولر
مامان بردیا👦اَبرا👧 مامان بردیا👦اَبرا👧 ۱ سالگی
از مجتمع نشینی خستم
کاش هر چه زودتر بتونم از اینجا فرار کنم
تو مجتمع ما دوطبقه مسکونی هر طبقه ۸واحدیم با یه سالن خیلی بزرگ که الان ۶ ۷ ساله اینجاییم و قدیمی تر ها میگن که حتی تو این سالن عروسی هم گرفتن،یادمه اوایل که اومدیم اینجا بچها تو سالن فوتبال بازی میکردن و انقدر صمیمیت بین همسایه ها بود کسی چیزی نمیگفت حالا من با درستو غلطش کار ندارم اما الان اصولیتر شده و زمان خاصی برای بازی بچه ها تعیین کردن
حالا بیاین یچیزی بگم شماهم نظرتون رو بگید
زمان گذاشتن که از ساعت ۱بعد از ظهر تا ۴ونیم که همه در حال استراحتن بچه ها بیرون نیان و سر و صدا نکنن،واقعیت بچه ی من و ۲ ۳ تا دیگه بچه هستن همسن هم وقتای مجاز میان سالن و بازی میکنن حالا گاهی دوچرخه سواری یا با اسباب بازیاشون بازی میکنن یکی دوساله یه خانواده اومدن که پدرمادر پیر دارن
هر سری بچها میان بازی کنن گله و شکایت کردن که بچهاتونو ببرید پارک
اینجا نباید بازی کنن خب واقعا منِ مادر چیکار کنم بچه مو از صب تا شب ببرم پارک بخوابم اونجا؟میگن اره بچه رو باید برد دشت و بیابون انرژیش تخلیه شه منم یکسری بهشون گفتم اینجا درسته مجتمعه ولی آسایشگاه نیست که
من به اصول پایبندم و بچمو نمیزارم موقع استراحت بیاد بیرون بازی کنه
این درک کردن و پایبند بودن به قوانین نباید دوطرفه باشه؟؟؟؟