۱۲ پاسخ

ولی اصلا نباید توجه کنی
و خودتو قانع کن و لذت ببر از شرایط

وقتی بچه شیر میدم
هم زمان مثلا غذا میخورم یا کار دیگه ای انجام میدم
بیشتر حس بدی میگیرم و یه چیزی تو دلم ترشح میشخ

منم خیلی اهل تفریح و دور دور بودم
درسته الان کمتر شده ولی خودمو دلداری میدم که زمستونه سرده
سعی میکنم به افکار منفی توجه نکنم
از نینی لذت ببرم
می‌دونم تا عید کلی بزرگتر میشه و همه جا با خودم میبرمشبعد از هر سختی اسانی هست
ولی واقعا شیرینی های خودشو هم داره

دقیقاااااا مثل منی

زود میگذره بعد دو ماهگی خیلی بهتر میشن البته مدل قبل نمیشه خوش بود ولی خیلی بهتر از 40 روز اول میشه

من اصلا وقت نمیکنم افسرده شم😂 دخترم از یه طرف پسزم از یه طرف کار خونه شام ناهار والله گرفتارم😣😣

من که تو بارداری افسردگی گرفتم حتما اوضاعم بعد زایمان بدتر میشه

با حضور بچت کیف کن و لذت ببر . همه همینیم به نطر من که می ارزه به همه مهمونی نرفتن ها و تفریح ها. از عید که بزرگتر شدیم و حالمون بهتر شد میریم بیرون میگردیم

دختر منم چند وقته همش همین جوره حالا فکر کن این گریه میکنه رو پاته یه کلاس اولی هم داری که خودتو باید بکشی تا یه خط بنویسه از پنج تا الان دوتا نیم صفحه فقط نوشته با هزار دادو فریادو قربون صدقه و جایزه

منم همینم خسته شدم ولی باز امید واری میدم به خودم🤣

منم تازه حس افسردگی گرفتم به نظر من هورمون و اینا مهمه ولی از همه مهم تر رفتار اطرافیان خصوصا همسره. من خدایی خیلی همه برخوردشون خوب بود منم حالم عالی. یک شب همسرم بیدار نشد واسه بچه داری من خیلی اعصابم خرد شد و گریه کردم شب دوم که تکرار شد واقعا افسردگی رو بغل کردم حالم خیلی بد شد رفتارم با همسر و بچه و … عوض شد

ما دو قلو داریم
شرایطمون خیلی سخت تره
از صبح که بیدار میشن تا شب گاهی نمیخوابن‌
بعضی شبا هرکدومو ۴ بار میخوابونم‌چون تا میذاری اون‌یکی بیدارش میکنه یا خوابش سبکه
بارها با بچه ها گریه کردم
تفریح که هیچی به ساده ترین مسائل روزمره مثل عذا خوردن هم نمیرسم😅

سوال های مرتبط