منم ده روز دیک ۳۶هفته میشم
منی که اصلا امادگی نداشتم تازه ۳۶ شدم رفتم زایمان کردم فکرش بکن قصد زایمان نرفتم بیمارستان که زایمان کردم هنوز هم ساک اش نه بسته بودم حتی شوهرم داشت می اومد پیشم منو بردن اتاق عمل امضای شوهرم نگرفتن
منم انقد که فشار عصبی رومه از یطرف شوهرم و خیلنتش از یه طرف مادرم مار صفتم از یه طرف خواهرم که اونسری هم بلافاصله فهمید حاملم زودی حامله شد و نگم که بچش چقد خود درگیر و تخس که کوفت میکرد برا منو بچم هر جا میرفت اونجا بود الانم بمحض اینکه فهمید باز میخاد برینه و من که چقد گریه میکنم و غصه میخورم و نگرانم با این وضعیت روح من بچم طوریش نشه
این فکرا چیه خداروشکر کنید ک تا اخر رسوندین و برا مام دعا کنید🫠
شما همه سختی هارا گذروندی چرا نگرانی
منو چی میگی. فردا سزارینمیشم نشستم دارم گریه میکنم
همش میگم نکنه سالم نباشه
بعدش چیکار کنم چطوری با این شکم به بچه شیر بدم
دردشو چیکار کنم؟!
شیر نداشته باشم چیکار کنم
کی برام شیافمیزاره همراهم مامانمم🥲
عزیزم به اینکه داری به روز دیدار نزدیک میشی فکرکن با اماده کردن خونه و وسایل نی نی مشغول شو. این حس ها طبیعیه ولی غلبه کن بهشون.
من ب این فکر میکنم مسئولیت دوبچه بازم درده زایمانو وای😣😣😣
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.