۱۴ پاسخ

سه کیلو خوبه دیگه تنش سالم باشه وزن بالا رو می خوای چیکار

دخترمن 32هفته دنیااومد1400کی گفته ریزه

واااا 3کیلو خوبه ک دختر من 2900ب دنیا اومد الان هم ماشالا 14وخورده ای وزنشه

کباب و آبگوشت و بستنی و آجیل بچه رو تپلی می‌کنه
من می‌خوردم دخترم وقتی دنیا اومد 3700 بود

دختر من با وزن ۳۱۰۰ به دنیا اومد کاملا سالم و نرمال بود

منم ۳۰هفته۱۷۰۰بود پسرم

دختر بزرگم ۳۷ هفته به دنیا اومد ۲۹۰۰ بود ماشاالله بهش الان قدش دوخط بالاتر از خط سبزه وزنشم ۱۶ کاملا نرمال داره طی میشه

۳ خیلی خوبه که ولی پودر لیدی میل بگیر بخور اگه دوست داری وزن بگیره

۳ کیلو خوبه
پسره من به ۳ کیلو نرسید وقتی دنیا اومد

دکترت الکی میگه منم ۳۱ هفته ام ۱۶۰۰. دکترم هم گفت وزنش خوبه

پسر من ۲۷۰۰دنیا اومد😐

3 کیلو ک خوبه عزیزم
بیخودی ب خودت استرس نده،سه کیلو کاملا نرماله

واااا دختر من ۲۶۵۰ دنیا اومد هیچکس هم نگفت ریز هست همه دکتر ها گفتن کاملا طبیعی هست

۳کیلو ک خوبه

سوال های مرتبط

مامان آروین مامان آروین ۲ سالگی
دیروز پسرمو بردم سونوگرافی دکتر افشین محمدی ،چقدر یک ادم میتونه بیشرف باشه همین که رفتیم تو به دکتر شکلات دادم که بده به آروین که کمی از ترسش کم بشه شکلات رو انداخت اونور بعد که سونوگرافی کرد گفتم دکتر ،ما برای سونوگرافی غدد لنفاوی اومدیم گفت نه دکتر فقط نوشته تیروئید ،گفتم اصلا مشکل ما نیروئید نیست میگه خانم من با تو بحث نمیکنم هر چی دکتر گفته اونه گفتم منشیت درست ننوشته قبول نکرد گفتم پس تو سونو کن من هزینشو ازاد میدم گفت نه من ازاد سونو نمیکنم آروین هم اونقدر که گریه کرده بود نمیتونستم نگهش دارم گفتم اخه من چطور دوباره اینو با این وضع بیارم ،برگشته میگه اونم مشکل خودتونه
رفتم بیرون نسخه الکترونیک آروین رو دیدم ،دیدم که دکتر نوشته غدد لنفاوی رفتم با منشیش دعوا کردم میگه من از همسرت پرسیدم اون گفت تیروئید گفتم اگه میخواستی از همسرم بپرسی غلط میکنی پس از من نسخه میخوای
خلاصه نه پولمو دادن نه دکتر دوباره سونو کردش دوباره هزینه کردم و با اون وضعیت ترس و وحشت بچه دوباره رفتیم یه سونو دیگه
اعصابم به قدری خراب بود تا شب دستام میلرزید🤦🏻‍♀️
مامان دوقلوها مامان دوقلوها ۲ سالگی
روز جهانی دوقلوها مبارک‌مامانای دوقلو
بیاین از وقتی فهمیدین دوقلوئن بچهاتون بگید
من با صمیمی ترین دوستم تو اقدام بودیم ک اون حامله شد من نه یه روز زنگ زد گفت رفتم سونو دوقلوعن خییییلی خوشحال شدم و درعین حال خیییلی دلم خواست. اینقدری ذوق کردم ک رفتم خونش براش شام پختم و ظرفاشو شستم و گازشو پاک کردم و خونشو جمع و جور کردم. همیشه عاشق دوقلو بودم کل دوران اقدام و قبلش خیالپردازی میکردم رفتم دکتر بهم‌میگه دوقلوعه وقتی خودم حامله شدم رفتم سونو گفت یه کیسه هست اما جنین نیست دوهفته دیگ بیا وقتی رفتم قبل اینکه خودش بگه تو صفحه مانیتور دیدم دوتاست یهو گفت با دارو باردار شدی؟ گفتم چیی؟‌نه چطور؟ گفت حالا میگم بهت گفتم دوقلوعه؟ گفت اره وقتی گفت اره انگار یه به ارزوی محاااااال رسیده بودم انگار عحیب ترین اتفاق زندگیم برام افتاده بود فقط نقس نفس میزدم اصن نمیتونستم حرف بزنم باوزم نمیشد چیزی ک همیشششه بهش فکزمیکردم حالا اتفاق افتاده دوتا دوستام نزدیک مطب دکتر تو کافه بودن رفتم پیششون از مطب دکتر تا کافه رو تو خیابون عین اسکلا میخندیدم و باخودم حرف میزدم رسیدم و به دوستام گفتم و کافه رو مهمونشون کردم اونام اونقدر ذوق کردن ک کل کافه به ما نگاه میکردن خیلی روز عجیبی بود
خدارو بابت وجودشون شکررر
این هدیه های قشنگ خداروهیچ وقت فراموش نمیکنم