۶ پاسخ

من میگم نترس هر کی زد محکم تر بزن 😂

من اگ خودم متوجه شم ک اون محکم زده اول ب مامانش میگم ماشالله بچت خیلی خشنه دست ب زن داره یکم مواظبش باش فردا براتون دردسر درست میکنها عادت بدیع این کارا
اگ سری دوم تکرار کنه من خودم میرم میزنم بعد میخندم میگه کیان عادت کرده تا کسی ک میزنش ماباید بزنیمش تااروم شه😂😂😂چطور بچه مردم بازیگوشه هرکاری خواست بکنه بززگترش چیزی نگه تابچه من کتک بخوره

من خودم میزنم اوم بچه رو وقتی از قصد بزنه
اگه عمدی نباشه حتی بیشترین آسیب رو بزنه چیزی نمیگم

پسرمنم هرچی میشه میگه خوبم چیزیم نیست
اصلا اینجوری نمیخوام باشه میترسم بزرگ شه تواجتماع بهش زور بگن نتونه از خودش دفاع کنه.
حتی مثلا آمپول بهش میزنیم موقع بیماری میگه مامان درد نداشت درصورتی که دردش اومده منم میگم مامان آمپول که درد داره میگه آره ولی یکم.
باباش میگه پسرم هرکی تورو زد توام بزنش ولی اینکار نمیکنه

قطعا پسر ها دلشون میخواد قهرمان باشن و هر وقت آسیب میبینن به روی خودشون نیارن کاملا طبیعی هست پسر منم همینه.اما من بهش میگم وقتی اینطور میشه خودتو بکش کنار دیگه باهاش بازی نکن یا تو مدرسه خیلی کسی اذیتت کرد به مدیر معلم یا به من بگو

مشکل منم هست پسرم نمیگه با اینک هیچوقت دعواش نکردم

سوال های مرتبط

مامان 🌈Nil مامان 🌈Nil ۵ سالگی
خانوما شده تا حالا حس کنین معلم بچتون، نه از شما نه از بچتون خوشش نمیاد؟؟
چیکار میکنین؟!
دخترم ۱ ساله میره کلاس آیمت، امروز برای اولین بار ،سر کلاسشون ،رو صندلیش ،های های گریه میکنه ،که معلم درو باز کرد خیلی بی اعتنا گفت مامان نیلا ،بیا نیلا بی دلیل نشسته گریه میکنه!!!!خودشم رفت پیش اون یکی بچه ها که درسشو ادامه بده!!!
رفتم پیش دخترم پرسیدم چی شده، کی اذیتت کرده؟؟اونم با صدای اروم گریه میکرد و میگفت مامان فقط بریم خونمون!!
معلم هم با عصبانیت به من گفت یعنی چی خانوم ، چرا اینطوری میگین!! هیچکسی با نیلا کاری نداشت!
منم دست بچه رو گرفتم اوردمش خونه تو مسیر هم هق هق گریه میکرد اصلا نمیگفت چی شده!
تا اینکه تو خونه طبق حدسیات قبلی خودم که قبلا هم شنیده بودم،
فهمیدم که پسر دوستم توی کلاسشون بهش گفته، نیلا بلد نیس بنویسه!!!
اینم بغض کرده و فشار اومده بهش و گریه کرده!
من الان چه خاکی تو سرم بریزم که دخترم میگه دیگه نمیرم کلاس؟؟
دلم گرفته خودمم استرسی شدم!
موندم اون پسر بچه رو دیدم چی بگم بهش؟؟؟به معلم چی بگم که با بچم لج نیفته؟! به لج
مامان هدیه قشنگ خدا مامان هدیه قشنگ خدا ۴ سالگی
جهت درد و دل
مامانا امروز رفتم بیمارستان جواب آزمایش نشون بدم منشی که به آقا بود بنا به سوئه تفاهماتی که پیش اومد با من خیلی بد رفتار کرد من دکتر داخلی میخواستم به من وقت دکتر عفونی داد با هزار اصرار و التماس نوبتم داشتم من که اصرار می‌کرد وقت دکتر داخلی بده برگه منو گرفت انداخت سطل آشغال و در نوبت دهی و بست .و مردابی که اون ور نوبت وایساده بودن میگفتن پرو باز کن می‌گفت بیاین اینو بندازین اون ور تا من در و باز کنم
خلاصه از رفتارش ناراحت شدم و اشکم در اومد منم شروع کردم سرش فریاد زدن دیدم پسرم با حالت ترس تو چشمای من نگاه می‌کنه و ترسیده منو میکشید می‌گفت مامان بیا بریم به خاطر این موضوع از صبح به هم ریختم حالم خیلی بده دلم برای پسرم سوخت که تو چنین شرایطی قرار گرفت من حق داشتم از حقم دفاع کنم واقعا دیگه هیچ کس دلسوز نیس از اون ور سوار اتوبوس شدیم که بریم بیمارستان من دست و پسرمو گرفتم جلوتر رفتم وایسادم پیش راننده که معطل نشه بگه چرا زودتر بلند نشدی اونم از اون ور میگه بودم باید کرایه بدی میگم بچه من ۴ سالشه مگه از بچه ها هم کرایه میگیرید بهش بر میخوره میگه پیاده شو پیاده شو واقعا وضعیت مملکت به هم ریختس اما دلیل نمیشه که دستمون به باعث و بانیاش نمی‌رسه به اونایی که مقصر نیستن بپریم و روزشون خراب کنیم زنگ زدم اتوبوسرانی میگم آقا راننده فلان اتوبوس کرایه میخواد مگه قرار شده از بچه ها کرایه بگیرید میگه نه خانوم میگم پس چرا این راننده میخاد میگه یعنی میگی من گردنشو بزنم اینم شد حرف اینم شد جواب واقعا هیچ نظارتی نیست هیچ کی به هیچ کی رحم نمیکنه دام گرفته بود گفتم با شما در و دل کنم