۱۴ پاسخ

آخه به نظرم بستگی داره اون بچه چند سالش بوده به نظرم اگه همسن پسره خودته ببین ازسره کنجکاوی واینکه ببینن چی دارن اینکارو کردن خودتو خیلی اذیت نکن اما اگه اون بچه بزرگتره ۸یا۹سالشه نه اون همه چیو میدونه واز قصد اینکارو کرده وبچه شما تقصیری نداره اون بچه خیلی بی ادب بوده ودیگه باپسرت دربارش حتی یه کلمه هم صحبت نکن که کنجکاو بشه فقط در قالب بازی یا قصه که روش تاثیر بزاره مثلا بگو یه آقاشیره بود خیلی قوی بود سلطان جنگل بود( جو بده دیدی پسراعاشق اینن قوی باشن) خلاصه این آقاشیره یه سری چیزای خصوصی داشت که کسی جرات نمیکرد بهش دست بزنه مثل پتو مسواک دودول بالشت هرکی به این چیزاش دست میزد شیره چون قوی بود تیکه پارش میکردبعدازش بپرس توهم قوی ای به نظرت اگه کسی به این وسایل خصوصیت دست بزنه چیکار میکنی بعد راه بزار جلوش بگو به نظرم سریع بیا به من یابابا بگو ماتیکه پارش کنیم خلاصه اینطوری من اینقد به ذهنم رسید خودت پروبال بده بهش باز بایه مشاور هم صحبت کن حتما

نباید تنهاش بذاری
حس میکنم تو این سن کنجکاو هستن

بچه ها تو این سن اینکارارو میکنن از روی کنجکاوی هست ن حس جنسی کتابای تربیت جنسی زیادی هست به صورت شعر و داستان از گوگل سرچ کن براش بخون

یعنی لخت کامل شده بودن جفتشون ? خوب بپرس ازش بگو چرا لباسها تون را در اخورده بودین مگه میخواستین چکار کنین ببین چی جواب میده

من بچم تازه یاد گرفته بود دست میگرفت ب مبل یا دیوار بلند میشد سر پا چند بار دیدم پسر خواهر شوهرم ک ۹ یا ۸ سالش بود انگار خودشو میمالید بهش ب شوهرم گفتم گفت ن اشتباه میکنی و ذهنت خرابه . دفه بعد ک این کارو کرد قشنگ نشونش دادم توی حال نشسته بودن بچه هم زیاد دورو برشون بود ولی اون پسر این کارو کرد .شوهرم تا حرکتشو دید دوید سمتش دستشو محکم کرد ک بزنه تو گوشش گفتمش ن فقط باهاش صحبت کن ک تا عمر داره سمت بچم نیاد . خیلی بچهای بزرگتر یا تو ماهواره یاحرکت اشتبا والدین کنجکاو میشن و.‌‌‌..

من از اول به پسرم یاد دادم عضو خصوصی کسی رو نکاه نکنه ما خودشو ب کسی نشون نده فقط مامان بابا برا همین پسر هر جا میریم بیرون یا مهمونی هواسش هست شلوارش در میار شورت تنش باشه

پسر منم ۴ سالشه با پسر دوستم که ۹ساله بود داشت بازی می‌کرد توی اتاق منم اصلن حواسم به این داستانا نبود که نکنه کار خطرناکی بکنن چون به هیچ عنوان پسرم کنجکاوی نکرده بوو تا الان خودمم از ۲ سالگی خیلی چیزارو باهاش حرف میزدم ،رفتم براشون میوه ببرم یهو درو باز کردم دیدم رنگشون پرید خودشون گم کردن اونجا یهو یه جوری شدم
کشیدمشون سمت خونه ولی حواسمو جمع کردم تنها نشن شاید باورت نشه ولی هر دفعه که تنها شدن به یک دقیقه نمی‌کشید میرفتم پیششون میدیدم اون پسره خودشو خیلی گم میکنه سریع بحثو عوض می‌کرد یا سریع بلند میشد میگفت بیا بیا بازی کنیم
خیلی بدم اومد از پسره مگه میشه تو عرض یکی دو دقیقه تو بخوای شروع کنی کنجکاوی کردنو که ب نظرم برای ۹ سال دیگه کنجکاوی نیست! بعد یه بار دیدم که پسره به بهونه بازی کشتی روی پسر من دراز کشیده سریع دعواش کردم
آنقدر عصبی شدم داد زدم سرش دعواش کردم ولی به مادرش چیزی نگفتم چون داستان میشد فقط قطع ارتباط کردم یه جورایی
از پسرمم پرسیدم مامان جان داشتی چه بازی میکردی گفت دکتر بازی پسرم اصلن تاحالا دکتر بازی نمیدونست چیه
خلاصه حواستون به بچتون باشه بچه من هنوز کنجکاویش شروع نشده ولی ممکنه با رفتار این پسر،بچه ی منم کنجکاویش زود یا اصلن از مسیر منحرف شه هردفعه یادم میفته قلبم درد میگیره و میگم چقدر بچه داشتن سخته و حس میکنم چقدر اشتباه کردم که گذاشتم چندین بار تو اتاق باشه همش فکر میکنم نکنه بازم کاری کرده و من خبر ندارم

عزیزم همه بچه‌ها تو ازن کنجکاوی جنسی دارن . من پسرم الان دوباره میگه مامان ی چیزی بگم دعوام نمیکنی میگم ن میگه خواب دیدم ی دختری تو حمام بود یهو داداشش درو باز کرد بدنشو دید کارش بد بود میگم اره مامان بد بود جای خصوصی ادمو کسی نباید ببینه جز مامان و بابا اونم تا ی سنی . پسر من چیزی ندیده میدونه اینکار زشته کنجکاو شده اما نمیدونه چطوری بین کنه دلش میخواد سر در بیاره اما بلد نیست ‌ . توام سخت نگیر فقط مراقب باش و تو قالب قصه واسش توضیح بده

بچه ها تو این سن خیلی کنجکاون پسر منم با دوستش چند بار این کارو کردن و اخطار دادم دیگه نمیکنن یه مدت رفت و امد رو کم کردم
از روی کنجکاویه وگرنه هیچی ندیدن و نمیدونن
کنجکاون نسبت به الت تناسلیشون
پسرمن یه مدت به دوستش گیر میداد که امپول بازی کنن مثلا به شکمش اینا یا باسنش امپول میزد من هرچقد میگفتم این بازی خوب نیست گوش نمیداد که بابای دوستش گفته دیگه امپول بازی نکنید کارخوبی نیست دیگه ترک کرده

یعنی بچه تو این سن چیزی میبینه که داره اینکارو انجام میده؟؟
به نظرم نباید دعواش کنی
من باشم دیگه به روش نمیارم و از این به بعد نمیزارم با اون بچه یا هر بچه دیگه ای تنها برن تو اتاق

نمیدونم چی بگم پسر منم همین کارو کردن با دخترخواهرم،همسنن،من باید بچرخم دنبال دخترخواهرم هی به خواهرم میگم تنهاشون نزار عین خیالش نیس دیگه وقتی دیدم آتیش گرفتم نتونستم حلو خودم بگیرم دوتاشونو دعوا کردم و به خواهرم اخطار داد دیگه تنهاشون نزار حتی واسه یه دقیقه،،،از اون موقع دیگه نزاشتم تنها بمونن یا مثلا اگه قبلا با مادرم میرفتن خونه خواهرم الان دیگه اصلا نمیزارم بدون من بره،این کجکاوی از اونجا شروع شد دخترخواهرم می‌ره تو حموم جیش می‌کنه و من به شدت از این کار متنفرم پسرم اونو دیده رفته حموم،،،خلاصه چندمدت حالم بد بود الان اصلا و ابدا تنهاشون نمیزارم میگم در باز باشه هوا بیاد،در باز باشه خواهرت میخواد بیاد نگاه کنه بازی کنه،،،اصلا رفت و آمدم کم کردم چون من من باید بدوم دنبالشون که چیکار میکنن خواهرم اصلا انکار نه انکار

تا حالا خودتونو لخت ندیده؟شناخت سر اون پسره دارید؟

پسرت چن سالشه؟

ببین نمیدونم چی بگم خودم بودم الان قاطی بودم و شاید کتکم میزدم و میدونم اینکار من اشتباهه ولی
۱۴۸۰ مشاوره رایگان میده
یا تو چت جی بی تی بنویس
جوابتو میده

سوال های مرتبط