۵ پاسخ

انگار خود خود منی.
با شوهرم دعوامون میشه سراین رفتارم وقتی بچه مریض میشه.
من از شدت استرس تهوع و بیرون روی میگیرم

منو توصیف کردی
یعنی هر شب میخوام بخوابم به خدا میگم خدایا اگه مریضی میخوای به پسرم بدی بنداز به جون منو و باباش
یعنی تب کنه من به ته خط رسیدم شده حتی زنگ زدم اورژانس دکتر فرستادن برای پسرم
شده توی ی روز صبح بردمش مطب شب بردمش بیمارستان
۱۰ روز مریض بود آنفولانزا گرفته بود باورت میشه ۴ بار بردمش مطب ۳ بار بردم بیمارستان دیگه آخر بستریش کردن
قشنگ توی این ۱۰ روز ۳ کیلو کم کردم
حاظرم دست خودم بشکنه ولی خار توی پای بچه ام نره

پسرم منم ۱۰ روز درگیر بود خودم خانوادم میخاستیم بمیریم ک بچم اینجوریه

پسرم ۱۲ روز مریض شد ۵ روز تب داشت
پا به پاش هر ثانیه گریه میکردم
۲کیلو کم کردم
۴بار بردمش دکتر خودمم ازش گرفتم
ولی اصلا یادم نمیاد حالم چجوری بود علائمم چی بود ..
ادم مار بشه مادر نشه

انگاری منو توصیف کردی
واقعا بقیه رو میبینم بیخیالن افسوس میخورم
من از ترس همین انفولانزا چند ماهه هیجا نرفتم

سوال های مرتبط

مامان عشق جان مامان عشق جان ۲ سالگی
از خودم متنفرم
از این همه ضعیف بودنم
از این همه احساساتی بودنم
برا هرکس و هرچیز غصه دنیارو میخورم آخرم نکبت دلسوزیام ب خودم میرسه
کسی مشکل مالی داره من غصه میخورم
کسی ماشین نداره من غصه میخورم
کسی مریضه من غصشو میخورم
اینقدر ضعیف بودم نتونستم بخاطر مشکل دخترم کارمو ادامه بدم از خودم متنفرم
اینقدر ب فکر همه بودم الان بین تمام فامیل چ دور چ نزدیک هیچ کس الهی هزار بار شکر هزاربار شکر البته بچه مریض نیست بین همه دخترمن قلبش تنگی دریچه داره
دلسوز نباشیم اهش خودمون رو میسورونه بنظرم
ی سری من تازه نامزد بودم بچه خواهرم دنیا اومد زنگ زدن گفتن گلوکز خونش بالاست وای وای وای وای اگر بدونید من چیکار میکردم رفتم از ساعت ۸شب تا ساعت ۱۰صبح تو شاهچراغ زار زار گریه ها تمام پیرو پیغمبرا رو آوردم فرداصبح ساعت ۱۲نوبت دکتر داشت ک بریم جواب آزمایشش رو بگیریم ببریم چشمای من نمی‌دید واقعا نمی‌دید با بدبختی می‌تونستم جلو پام ببینم
وقتی جواب آزمایش رو گرفتیم ب زور تونستم بخونم ک لاکتوز بالا بوده الهی شکر نه گلوکز الهی هزار بار شکر یعنی نمی‌دونید چ حسی بود اون لحظه
الان روزی هزار بار دنبال اون معجزه برا دختر خودمم
مامان فندق مامان فندق ۲ سالگی
مامانا بیاین کمک دخترم مریض بود سرماخورده بود گلوش عفونت داشت بردیم دکتر کوآموکسی کلاو داد مشکل اینجاست که هیچ جوره هیچ دارویی نمیخوره به زورم بدم بالا میاره همون لحظه و خیلی خطرناکه چند بار پریده به نایش و رنگش کبود شده الان دیگه واقعا جرعت نمیکنم بهش دارو بدم حتی وقتی تب می‌کنه میمونم چیکار کنم مجبور میشم شیاف کنم دائم همه راه هارو رفتم برای دارو‌وری کلا دهنشو قفل قفل می‌کنه و اصلا باز نمیکنه که بخوره بعد میندازه به غش گریه اگه وقتی گریه می‌کنه بریزم دهنش یا میخوره به گلوش یا بالا میاره من دیگه نمی‌دونم چه خاکی به سرم کنم دیگه تنها راه شد برای من اینکه با آب پرتغالی چیزی قاطی کنم ولی متاسفانه پرتغال دروز در دسترسم نبود با آب هندونه قاطی کردم حالا از اول مریضیش مدفوعش مخاطی بود از دیروز اسهال هم شده یعنی الان اسهاله مخاطیه پدی لاکت هم بهش میدم بازم همینجوریه تب و... ندارن فقط اسهال مخاطی چیکار کنم ؟ و‌هم اینکه کسی هست مثل بچه من اینجوری لبذبه دارو‌نزنه چیکار میکنید وقتی مریض میشن من راهنمایی کنید چون تند تند مریض میشه و واقعا پیر شدم
مامان ایلهان مامان ایلهان ۲ سالگی