۴ پاسخ

آره بابا دختر من از یک سالگی همه چی متوجه میشد بهش میگفتم مثلا لیوان بده میداد
الان ک هر اتفاقی بیوفته به باباش میگه داداشش لیوان چایی ریخت رو پاش باباش نبود تا باباش اومد بدو بدو رفت گفت بابا داداش سوخت با چایی

آخه عزیزم😍حتما ببرش،اگه سری بعدم گفتی بازم به حرفت گوش بده

دختر منم تا اسم خونه بابام میاد کلاه کافشن میاره ک بریم خیلی عاشق اونجاست

آره پسر منم اگه دلش بخواد حرف گوش میده

سوال های مرتبط

مامان 🤎 نیلا🤎 مامان 🤎 نیلا🤎 ۲ سالگی
مامان تربچه مامان تربچه ۲ سالگی
خونه مامانم بودم ،خواهرمم بود با بچش،بچه اون ۴سالشه ،یه دو دیقه نگاهم از بچم رفت دیدم با ابپاش اب ریخته تو دوتا گوش بچم سریع با گوشپاک کن و دستمال پاک کردم گوش بچمو،بچم گریه میکرد دستمال رو رو گوش بچه اجیم گزاشتم و به بچم گفتم ببین گوش مهرادم پاک کردم که بچه اروم بشه ،مهراد بچا اجیم شروع کرد گریه کردن ،اجیم تو جمع که خاله ها و خواهرا بودن یه دفعه با اخم گفت چیکار کردی بچه منوووو ،گفتم کاری نکردم فقط دستمال رو دو طرف گوشش گذاشتم و به بچم گفتم ببین گوش اونم پاک کردم که آروم شد بچه ، خیلی ناراحت شدم از برخودش تو جمع ،دلم شکست یهو ،سریع لباس پوشیدم زنگ زدم تاکسی اومدم خونه ، هیچ وقت فکر نمیکردم یه روزی به خاطر بچه با من اینجوری حرف بزنه تو جمع،اصلا دلم نمیخاد مادرا خودشونو دخالت بدن تو بحث و دعوای بچه ها، ولی من فقط خواستم بچه اروم بشه فقط دستمال گذاشتم دو طرف گوش اون و گفتم مامان ببین گوش اونم پاک کردم ، تبه نظرتون کار من اشتباه بوده یا کار اون ؟؟ من باید چیکار میکردم؟ میخاستم بغضم نشکنه که سریع اومدم خونمون ،اومدم اینجا یه دل سیر گریه کردم ،شوهرمم امشب شیفت تا فردا صبحه،من تازه رفته بودم بمونم امشبو