منم هفته دیگه رفتم چون حرکتاش یکم کم شده بود گفتم گفت دوباره ان اس تی بده با سونو که دادم گفت خوبه ولی اگه خودت ناراضی باشی از حرکتاش یا نگرانی ختم بارداری بدم که خودم قبول نکردم گفتم بزار درد طبیعیم بگیره بیام بیمارستان گفت پس حواست به حرکتاش باشه دوباره چند روز دیگه بیا منم دیدم حرکتاش خوبه نرفتم من اصلا درد یا نشونه زایمان نداشتم فقط شبا یکم کمرم درد میکرد و دیگه هیچی نه ترشح نه هیچی یک دی قراربود دوباره برم که میشدم ۳۹ هفته و ۳ روز روز قبلش ی چند باری دیدم لباس زیرم خیسه ولی خیلی نبود که بگم از کیسه آبه وقتی رفتم پیش دکتر بهش گفتم گفت معاینه میکنم ببینم در چه حالی معاینه کرد گفت اره نشتیه کیسه آبه ی سانتم بازی که نامه داد برای بستری البته پیش من نگفته بود ولی به همسرم گفته بود اصلا لگن خوبی ندارن برای زایمان ما منتظریم دردش بگیره احتمالا تا فردا ظهر زایمان کنه نتونه میبریمش برای سزارین یعنی ی روز کامل زایشگاه باشم

۱ پاسخ

منم هیچ علائمی ندارم..برای جمعه صبح باید بستری بشم برای زایمان القایی :(((

سوال های مرتبط

مامان ♥️𝑹𝒂𝒚𝒂𝒏♥️ مامان ♥️𝑹𝒂𝒚𝒂𝒏♥️ ۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی 🤰🏻


من از اول بارداریم تحت نظر ی متخصص بودم که کارشم خدایی خیلی خوب بود راضی بودم ازش ۳۷ و فکر کنم ۴ روز بودم که رفتم برای معاینه لگن که گفت لگن سمت راستت خیلی تنگه دهانه رحمت کامل بستس چون زایمان اولته برات توصیه نمیکنم طبیعی زایمان کنی اونم تو بیمارستان دولتی خیلی اذیت میشی با این وضعیتت بعید بدونم بتونی طبیعی زایمان کنی ی هفته دیگه بیا برای معاینه ببینم وضعیتت همینه یا تغییر کرده البته من خودم نظرم رو زایمان طبیعی بود اینو که گفت دو دل شدم برای سزارین دکتر خودمم چون تو بیمارستانای خصوصی بود هزینش برای من خیلی بالا میشد یکی دوتا بیمارستان دولتی هم میومد که گفت من خیلی اونجا ها نمی‌رم مگه اینکه شانست بزنه موقع درد زایمانت اونجا باشم ببرمت عمل منم پشیمون شدم دیگه نرفتم پیشش چون زن عموم یک ماه قبل تو بیمارستان بهارلو تهران زایمان کرده بود گفت من رفتم اونجا خوب بودن دکتراش بیا ببین اینجا چی میگن من تعریف دکتر شوشتری رو شنیده بودم که خوبه و واقعا دکتر خوبی بود با حوصله خوش اخلاق یعنی دونه به دونه حرفات و گوش میده رفتم برام تشکیل پرونده دادن گفتم دکتر خودم اینجوری گفته گفتن قبول نمی‌کنیم برو سونو ان اس تی بده بیا ببینیم منم سونو اینا رو دادم بردم نشون دادم گفت که وضعیت خودت و جنین خیلی خوبه برو هفته دیگه بیا برای معاینه چون هفته های اخرته باید چک بشی حواست به حرکتاش باشه
مامان جوجو 🐥 مامان جوجو 🐥 ۱۶ ماهگی
تجربه زایمان من:
من قرار بود طبیعی بچه رو به دنیا بیارم. ۳۸ هفته و ۳ روز بودم که رفتم ویزیت هفتگی پیش دکتر. بهش گفتم چندوقته لباس زیرم خیس میشه. دکتر گفت شاید نشتی کیسه آب داری و باید معاینه بشی. همونی که میترسیدم. رو تخت خوابیدم و آماده شدم برای معاینه که چشمتون روز بد نبینه. انقدرررر درد داشتم که نفسم گرفت. اخرشم دکتر گفت دست من اصلا داخل نرفت :/ گفت باید تست امینوشور بدی و احتمالا کیسه آبت نشتی داره. یه نامه هم داد ببرم اورژانس برای بستری و زایمان. منی که اصلا آماده نبودم، فقط خودمو فحش میدادم که چرا گفتم لباس زیرم خیس میشه :/ زنگ زدم شوهرم و مامانم و مادرشوهرم هم اومدن که اگر واقعا بستری شدم تنها نباشم. انقدر حالم از معاینه و دردش بد شده بود که همونجا وصیت نامه مو گذاشتم جلوی چشم تو گوشی :| چون میدونستم این دردی که معاینه داشت، زایمان خیلی ازش بدتره. مخصوصا که من درد زایمان نداشتم و مطمئنا باید با امپول فشار بچه رو به دنیا میاوردم....
ادامه در پست بعدی
مامان H🫀M مامان H🫀M ۱۳ ماهگی
#پارت سوم زایمان طبیعی
تا شدم ۳۷هفته و یک روز
حرکات اسکات رو شروع کردم روزی بیست بار اسکات میزدم
یک ساعت پیاده روی میکردم و یک روز درمیون دوش آب گرم می‌گرفتم
.........
چون تو بچه قبلیم تجربه داشتم که بدون درد رحم من باز میشه باید خودم زود تر برم دکتر برای برسی زود زود میرفتم معاینه میکردن
هفته ۳۷هفته و چهار روز
درد داشتم انقباض داشتم گفتم برم مامای بهداشت معاینه کنه ببینم وضعیتم چیه
رفتم ماما گفت که من معاینه نمیکنم گفتم پس تو اینجا چیکار می‌کنی من رحمم باز بشه بچه زود بدنیا بیاد چیزی بشه از توعه و اینا بعد کلی دعوا راضی شد که معاینه کنه بهم گفت یک و نیمی یاهمون دو ویزیت نیست انقباض نداری بچه هم حرکت می‌کنه
درحالی که اون روز حرکت نکرده بود اصلا
من فهمیدم ماما چیزی حالیش نیست اومدم خونه دیگه کار پیش اومد نرفتم بیمارستان و اینا
درد هامم به کل قطع شده بود
انقباض نداشتم درد نداشتم حرکات بچه هم خوب بود
تا شد ۳۷هفته و ۶روز
اون روز طرفای بیمارستان کار داشتیم به شوهرم گفتم برم یه ان اس تی بدم ببینم وضعیت چیه خودمم دلم میخواست بچه اون روز بدنیا بیاد
رفتم بیمارستان گفتم یکم انقباض دارم و بچه حرکتش کم شده
الکی🤪
ان اس تی گرفت گفت زیاد جالب نیست گفت برو بالا معاینت کنم
معاینه کرد گفت سه سانتی
و باید بستری شی
ولی من یهو ترس اومد سراغم گفتم اصلا انقباض ندارم بچه هم حرکتش خوبه گفت باز خودت میدونی یابرو خونه دردات بیشتر بشه بیای یا بیا بستریت کنیم
گفتم نه برم خونه بیام
از اونجا ترسیدم رفتم دکتر خودم
دکتر خودم معاینه کرد گفت چهار سانت روبه پنجی
🫡
گفتم چی میشه الان گفت باید زود بستری بشی
گفتم آخه من هیچی نیاوردم برم خونه بیام
گفت اصلا امکان نداره
مامان علیسام مامان علیسام ۸ ماهگی
پارت ۱
سلام رفقا قرار بود بیام تجربه زایمان بگم

من قبل زایمان دو بار بستری شدم بیمارستان بخاطر انقباض و اینا
و تو هفته ۳۳ یک سانت دهانه رحمم باز بود
تا ۳۵ استراحت کردم بعد ۳۵ ادامه کلاس ورزش های ماما رو رفتم و تو خونه ورزش میکردم هر روزم میرفتم بازار پیاده روی و خوشگذرونی 😂
تا ۳۸هفته و ۵ روز که چند روزی بود حرکتاش کم شده بود بعد از ظهرش ک بازار بودن برای پیاده روی گفتم تا بیمارستان هم برم برا ان سی تی
رفتم ان اس تی گرفتن و گفتن خوبه قلبش اینا و تو دستگاه انقباض هم نشون میداد

ی زنه بود اونجا گفت بیا تا معاینه هم کنیم ببینیم چند سانتی دیگه معاینه کرد و گفت دوسانتی
میخواستم برگردم خونه ک احساس خیسی کردم رفتم سرویس دیدم خون میاد ازم رفتم بهشون گفتم گفت بیا تا معاینه کنم دوباره معاینه کرد و سه سانت شدی برو ی ساعت راه برو یا بیرون بشین بعد بیا ببینیم ویکم راه رفتم ک کمر اینا خیلی درد میکرد دیگ نشستم تا ی ساعتش تموم شد رفتم گفت نزدیک چهاری اگه هنو تحمل داری بستری نشی بهتره برو ی دو ساعت دیگ بیا دیگه منم رفتم خونه شام اینا خوردم لوازمم رو جمع کردم باز برگشتم بیمارستان که دوباره معاینه کرد گفت چهار ونیمه تقریبا و کارای بستریمو کردن و فرستادنم بخش زایمان رفتم بالا اونجا باز خودشون معاینه میکنن
و گفت تو هنو سه سانتی چرا پایین گفته چهارو خورده ای و..
باید منتظر بمونی صبح شه تا دکتر بیاد بگه چه کنیم
مامان پناه مامان پناه ۳ ماهگی
پارت 4️⃣ از تجربه زایمان طبیعی
خلاصه رفتیم بیمارستان و رفتم زایشگاه گفتم درد زایمان دارم گفت بذار معاینه کنم و ان اس تی رو هم بگیرم گفت نهار خوردی گفتم نه اما یکم خرما خوردم گفت باشه بخواب خیلی اروم نشست کنارم گفت خب دخترم پاتو باز کن شل بگیر و اروم معاینه کرد و گفت خوبه دو سانت رو به ۳ سانتی بذار ان اس تی ات رو هم بگیرم خلاصه گذشت و بچه حرکت نداشت بهم گفت برو یه چیزی بخور و دوباره بیا گفتم نمیتونم از درد حالت تهوع دارم گفت خب باید حرکات بچه رو چک کنیم شوهرم رفت یه کیک و ابمیوه گرفت اما من حالت تهوع داشتم و دردم هم هی میگرفت و ول میکرد و هر دفعه که میگرفت مامانم بغلم میکرد و هی کمرمو ماساژ میداد و منم از اون ور دست همسرمو فشار میدادم به زور یکم خوردم اما اوردمشون بالا میدونستم قدم زدن خوبه سعی میکردم راه برم اما نمیتونستم درد داشتم رفتم دوباره ان اس تی بگیره بهش گفتم نتونستم بخورم یکم خوردم اونم آوردم بالا از درد گفت باشه راهی نیست بخواب دوباره معاینه کرد گفت خوبه ۳ سانتی همسرمو صدا زد که کارای بستری رو انجام بده و مامانم رو با هزار التماس راه داد داخل زایشگاه که کنارم باشه موقع درد لباس برام اورد پوشیدم و دیدم لباس یکم خونی شد بهش گفتم گفت طبیعیه داره دهانه رحمت باز میشه خلاصه بعد از کلی ان اس تی چند تا حرکت ریز داشت شاید سه الی ۴ تا در کل دیگه برام ویلچر اوردن و بردنم اتاق درد و بهم گفته بود دکتر خودش قراره زایمانتو انجام بده چون این بیمارستان جوری بود که ماما ها هم اجازه ی زایمان داشتن حالا باز نمیدونم دقیق شهر ها و بیمارستانهای دیگه چطوریه
یکم خیالم هم از این بابت راحت شد و خود دکتر هم قبل از اینکه منو ببرن اتاق درد معاینه کرد
مامان سبحان🧿❤️ مامان سبحان🧿❤️ ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی ، پارت ۱
تجربه من از زایمان طبیعی
۲۶ اردیبهشت شنبه ساعت ۵ بود شوهرم از سر کار آمد بهش گفتم بریم بیمارستا معاینه بشم ببینم چند سانتم شوهرم گفت ول کن بعدا میریم با اسرار خودم رفتیم رفتم داخل گفت برو یه چیز شیرین بخور بیا ان اس تی بگیرم بعد خودم گفتم معاینه کن گفت درد داری الکی گفتم آره ، بعد رفتم آمدم ان اس تی کرد گفت ۲ دقیقه یه بار انقباض داری و معاینه کرد گفت ۲ سانت بازی با اینکه اصلا درد نداشتم معاینه زیاد درد نداشت قابل تحمل بود بعد زنگ زد دکتر گفت خطرناکه درد داره نگه دار بستری شه منم استرس گرفتم گفتم نه میرم فردا بیام درد ندارم گفت نه خطرناکه گفتم شب میام گفت نه انقباض داری میری رضایت بده برو هرچی خدای نکرده شد پای خودت ، شوهرم گفت بریم ولی اونجوری گفت من ترسیدم گفتم باشه میمونم شوهرم فرستادن بره وسایل بستری را بخره بیاد منم شدیدا استرس گرفتم زنگ زدم مامانم آماده شو شوهرم بیاد دنبالت منو نگه داشتن ، بعد شوهرم رفت آمدن،
بقیه اش تایپک بعد🌹