پارت۳✅
منم دوباره رفتم داخل زایشگاه و گفتم بهم توپ بدین تاورزش کنم
اینجا دیگه دردا کم کم شروع شده بودن
حین پیاده روی هم درد داشتم،وقتی دردا میگرفت سعی میکردم استپ نکنم و به راهم ادامه بدم(همون موقع که عکس کفشم رو‌فرستادم‌براتون و گفتم اینجوری راه برین😃)
صورتم رو جمع میکردم از درد اما ادامه میدادم.دردا خیلی کوچولو بودن،زیاد نبود
توپ رو تحویل گرفتم و روش نشستم و دورانی خودمو روش چرخوندم.به چپ و راست باسنم رو میبردم.هروقت انقباض داشتم روی توپ بپر بپر میکردم

بعدش بلند شدم و اسکات زدم
به مامانمم زنگ زدم که احتمالا من امروز بستری میشم.خودتو برسون
۱ساعت راه داشت تا بیاد بیمارستان
من همینجوری ادامه میدادم.ورزشای دیگه هم انجام میدادم.
ماماصدام زد بیا تا معاینت کنم
معاینه کرد و گفت نزدیک ۴سانتی. خوبه
دکتر رفته بود مطبش
بهش زنگ زد گفت شرایط بیمار اینجوریه.این اندازه هست و دردهم داره
دکترگفت بستری بشه
به مامانم زنگ زدم وگفتم میخوام بستری بشم
به همسرمم زنگ زدم گفتم گشنمه و قراره بستری بشم برام ناهار بگیر.دیگه اون رفته بود دنبال ناهار.خودم‌رفتم پذیرش کارا رو انجام بدم.
رفتیم برای رگ گیری
پارت بعدی...

۲ پاسخ

وای اون توپ ک درد ها شروع میشه باید
بپر بپرکرد 🥴🥴🥴
درد ها قوی تر میشن من خیلی اذیت میشدم .
واینکه منم خیلی ورزش و هزار کار دیگه برای تحریک دهانه واژن
لعنتی باز نشد ک نشد

بقیه؟؟

سوال های مرتبط

مامان فراز قشنگم🥹🧸 مامان فراز قشنگم🥹🧸 ۴ ماهگی
پارت۲
تا خود صبح من هی زمان میگرفتم همینجور ادامه داشت تا ساعت ۳ دیگه دردا میگرفتن و زمانشون طولانی شده بود تقریبا به ۳۰ ثانیه و ۴۰ ثانیه و فاصله ی بینشون هم کم بود هر ۵ یا۷ دقیقه یبار،دیگه زنگ زدم با گریه به شوهرم که بیا بخدا بچه داره میاد خودش رو برای ۳ونیم رسوند خونه گفت پس ماما همراه چی میگفت وقتش نیست و اینا گفتم خیلی دردام زیاد شده یکم ماساژ داد و اینا دیدم درد آروم نمیشه ساعت ۵ رفتیم بیمارستان معاینه کرد گفت ۳ سانتی بستری نمی‌کنیم برو پیاده روی کن باز بشی باید بیشتر باشه ان اس تی هم گرفتن و من برگشتم تو حیاط بیمارستان هی قدم زدم به ماما همراه زنگ زدم بستری نمیکنن گفت برو بگو درد دارم نمیتونم پیاده روی کنم رفتم از درد به خودم میپیچیدم‌ ها ایندفعه پرستار دیگه بود گفت بخواب معاینه کنم ببینم معاینه کرد گفت ۲ونیم اصلا بستری نمی‌کنیم فعلا برو پیاده روی کن ساعت ۹بیا😐آقا دیگه سرتون رو درد نیارم من اومدم تو سالن زایشگاه و حیاط بیمارستان هی قدم بزن شوهرم گفت بریم دنبال مامانت بیاریم که پیشت باشه حرکت کردیم به سمت خونه ی مامانم اینا تقریبا نیم ساعت راه بود و برگشتیم خونه که ساک و اینارو برداریم و من یه دوش آبگرم بگیرم یعنی تو کل این زمان من داشتم درد میکشیدم ها دردامم‌ با تنفس کنترل میکردم خیلی کمک کننده بود،رسیدیم خونه و من رفتم زیر دوش آبگرم شوهرم اومد زیر دوش کمرم و دلم رو ماساژ داد و ساعت ۱۰ و ربع اینا شد دیگه تقریبا رسیدم بیمارستان رفتم معاینه کرد گفت ۴ سانتی برو پذیرش کارای بستری رو بکن
مامان پناه🩷 مامان پناه🩷 ۱ ماهگی
طبیعی پارت دو
ک زنگ زدم ب ماما گفت همین الان بیا بیمارستان چک بشی ک مستقیم رفتم بیمارستان گفت سونو زده آب دور بچه ۶ باید بستری بشی خطرناکه ب دکترمم زنگ زد گفت بستری کنین من گفتم ناهار نخوردم برم خونه ناهار بخورم وسایلام جمع کنم میام گفت پس صبر کن قرص بزارم تو واژنت ک دردات شروع بشه قرص گزاشت تو واژنم من اومدم خونه کارامو کردم ساعت ۸.۳۰شب رفتم بیمارستان اما دردام مثل درد پریودی بود کارا بستری انجام دادن بعد ماما اومد معاینه کنه تا معاینه کرد کیسه آب پاره شد و دردای من از ساعت ۹:۲۰شروع شد هی درد میگرفت ول می‌کرد ماما گفت ۴سانتی حالت سجده بخاب و باسنتو ببر بالا و عقب جلو شو دردام هی داشتن زیاد میشدن تا ۶سانت قابل تحمل بود با کنترل ردشون میکردم البته دکترم خیلی آمپول و دارو مسکن بهم زد اما خیلی کم دردمو کم می‌کرد ولی گیج میشدم ولی همچنان ورزش میکردم اصلا استراحت نکردم فقط موقع دردا ک شدت میگرفت معاینه می‌کرد ک دیگه غیرقابل تحمل شده بود ولی میگفت ب خودت خوبه ک یهو گفت بخواب پاهاتو باز کن ببینم چ وضعیتی هستی تا نگاه کرد گفت ۸سانتی الان آماده باش برا زور زدن راستی اینم بگم دکترم خودشو رسوند بالا سرم و تا آخر زایمان کنارم بود و بخاطر بودنش من خیلی مسکن گرفتم بلاخره یکمی کمکم می‌کرد تو دردا خب داشتم میگفتم رسید ب ۸سانت ک گفت پاتو بزار بالا هرموقع گفتم زور بزن دردا شدید شده بود با نفس نمیشد کنترل کرد ولی اصلا جیغ نمیزدم همش دعا میکردم امامارو صدا میزدم و تند تند نفس میگرفتم ک یهو گفت شدی ۹ شدی ۱۰ زووووور بزن سرررریع زووووور بزن
مامان سلین 🩵♥️یاسین مامان سلین 🩵♥️یاسین ۱۰ ماهگی
سلام مامانا چطورین
بعد چند روز اومدم تجربه زایمان تعریف کنم براتون
من از 36 هفته ورزش شروع کردم پیاده روی .پله بالا پایین کردن. زیر دوش اسکات زدن . حالت گربه گاو .ووووو۳۷ هفته هم تصمیم گرفتم برم بیمارستان دولتی و ماما همراه گرفتم برای خودم
دیگه هرروز ورزش میکردم زیر دوش اسکات میزدم تا 3۸ هفته رفتم معاینه ۱ سانت باز بودم گفت یه هفته وقت داری ۱ روز کامل احساس فشار داشتم ولی درد نداشتم فرداش درد داشتم رفتم گفت ۱ سانتی هنوز دردات بیشتر شد بیا اومدم خونه تا اومدم بخوابم دردم گرفت گفتم اینم بازم کاذب ولش کن رفته رفته دردام بیشتر شد درد داشتم نفس عمیق می‌کشیدم از دهن میدادم بیرون طوری که شکم تکون بخوره دردام تموم میشد اون دو دقیقه رو ورزش میکردم پله چهار دسته پا زیر دوش رفتم اسکات زدم. اسکات یعنی حالت نشسته روی صندلی ولی صندلی در کار نیست
از ساعت ۴ تا ۸ درد کشیدم طوری که می‌گرفت ول میکرد
وقتی درد داشتم نفس عمیق شکمی ولی تموم میشد ورزش میکردم
دیگه زنگ زدم ماما همراه گفت بیا بیمارستان این دیگه درد زایمان
تا رسیدن بیمارستان ساعت ۸ نیم بود
ادامه ...