برا داداشم سه تا جوراب سه تا شورت یه ست خونگی رکابی و شلوارک روز مرد خریدم با یه قابلمه ماکارونی فردا میبرم براش خوشحال بشه 🥺🫀 قلب منه روح منه
حتی از دخترام بیشتر دوستش دارم
البته همه دوستش دارن
مامانم از گل نازک‌تر بهش نمیگه
رو چشمای ما جا داره
بعضی وقتا ک جمع میشیم خونه مامانم یهو از شلوغی بدش میاد و ناراحت میشه می‌ره زیر پتو گریه می‌کنه
روحش مثل یه نوزاد ظریفه مامانم یه نگاهی می‌کنه همه مون جمع می‌کنیم میریم 😁
اون شب آبمیوه هاش تموم شده بود چون فقط آبمیوه سن ایچ آناناس میخوره مامانم بهش یه آب میوه دیگه داد بغض کرد پتو کشید روش رفت زیر پتو گریه کرد
دیگه فهمیدیم انقد براش مهمه
بابام رفت براش یه کارتون آبمیوه گرفت
چون زیاد قرص میخوره
روزی ۲۳ تا
مدام باید چیزهای شیرین بهش بدیم چون قندش می افته
لطفا مامانایی ک بچه شیر میدین یا باردار هستید
دعا کنید خدا به داداش منم نگاهی کنه و شفاش بده
شاید از بین شماها خدا به قلب یکی نگاه کرد
جواب ما رو که نمیده
امیر ما ۱۹ سالشه و عقب ماندگی ذهنی داره و اتیسم

تصویر
۴۲ پاسخ

ان شاالله که خدا شفای خیر بده

ای جان اینا فرشته های زمینی هستن 🥺

خدا شفاش بده انشالله
چه خواهر مهربونی زنده باشی عزیزم

خدا ب جوونیش رحم کنه شفاش بده🥺🥺🥺🥺

سلام عزیزم. خوبی ؟

سلام عزیزم، بغضی شدم از پیامت، خدا رو قسم میدم به حق صاحب این ماه، شفای برادر عزیزتون رو بده😢

خدا شفا میده عشقم

ب امید شفا ❤️

ایشالله زود تر خوب بشه عزیزم

ای خدا عزیزم🥺❤️

عزیزممم ان شاءالله خدا بهش سلامتی بده

عزیزم خدا حفظت که انقدر خواهر مهربونی هستی💝 و انشالله برادرت هم شفا پیدا کنه😔🙏

عزیزم
با متن که نوشتی خیلی بغضی شدم
انشاالله که خدا زودتر شفاش بده به حق آقا امام رضا
این ها فرشته های روی زمین هستن قلب خیلی پاکی دارن

انشالله خداشفاش بده

این بچه ها پاکترین بچه های روی زمینن 🥰خدا دلتو شاد کنه ک میخای دلشو شاد کنی .ایشالله خدا شفاشو بده 🥹

خدایا چقدر خواستنیه 💙

ای خدا خیلی بچه های اتیسم ماهن،پسردایی منم اوتیسم داره یعنی فرشته هس اما خب گاهی وقتا هم خشن میشه و آدمو میزنه البته از روزی که داییم فوت کرد اینجوری شد
ایشالا خدا اول نگاه دل داداشت کنه بعد هم نگاهی به پدر مادرت

الهی که خدا به حق حضرت فاطمه شفاش بده.... 🥹🥹🥹 برای دل مامانت بمیرم

الهی 🥺🌱
خدا شفا بده

خدا دل همتونو شاد کنه با شفاى عزیز تون

عزیزم چقد مظلوم😔 داداش منم مشکل ذهنی داره دکترا تشخیص ندادن عقب موندگیه یا اتیسم اما خیلی خییییلی بده یه شهر از دستش عاصی ان هرروز پلیس میاد در خونمون هیچ جا هم قبولش نمیکنن مامان بابام خم شدن شکستن مثل شمع آب شدن اما چاره ای نیست روزی ۲۰ تا قرص میخوره با کلی کتک از غریبه و آشنا😔

ای خدا الهی انشاالله خدا شفاش بده 🥺

عزیزم ان شاءالله که خدا شفاش بده و بهش سلامتی بده

حضرت زهراشفاش بده

خدا شفاش بده
با تاپیکت گریه کردم 😭

اولش چقد ذوق کردم اخرش بدجور حالم گرفت🫠خداکمکش کنه

الهی بمیرم 😭😭😭

انشالله زودتر خوب شه

ان شاء الله بحق آبروی حضرت زهرا و حضرت علی خدا شفای عاجل بهش بده

عزیزم خدا حفظش کنه براتون

انشاللله بزودی خوبه خوب شه 💐❤️

عزیزم ایشالله ک زود خوب بشه

انشاالله خدا بحق این ماه عزیز.شفاش بده🙏🙏

ای خدا بگردم
ایشالله خدا شفاش بده ب حق همین اذان مغرب 🥹

ایشالا خوب بشه 🙃

ان شاالله خداشفاش بده

عزیزممم 😍🥺این بچه ها خیلی روح پاکی دارن عاری از هر گناهی هستن چه خوب که اینقدر مواظبش هستید
موقعی که به پسرم شیر میدادم پیامتون رو دیدم و از ته دل براشون دعا کردم

ای جانم ایشاله که خوب بشه عزیزم همیشه باهم خوش باشین خدا حفظتون کنه که همیشه حواستون بهش هست ایشاله خوب بشه عزیزم 🥰🥰🥰

عزیزم ❤🥺خدا شفاش بده از ته دلم براش دعا کردم❤❤

وااای خیلی دلم سوخت😭
خدا سر هیشکی نیاره
واقعا مث فرشته پاک هستن
خدا انشاالله به حق حضرت زهرا برادرت و همه بیمارانو شفا بده

عزیزممم انشالله خدا شفاش بده🥹🫶🏻

انشاالله شفا بده خدا عزیزم

سوال های مرتبط

مامان ماهلین و مهوا🩷 مامان ماهلین و مهوا🩷 ۹ ماهگی
دخترای من از زمین تا آسمون باهم فرق دارن
یکی فرفری و سبزه چشم ابرو مشکی
یکی خرمایی و سفید و چشم رنگی
احتمال زیاد هم مو هاش صاف
این ک ظاهری
ماهلین به شدت از گرما بدش میاد یعنی محاله جوراب و کلاه بپوشه
نوزاد هم بود همه میگفتن چرا بردی حموم فقط یه لباس تنش کردی شبا زیاد بپوشونش ولی حتی یه لایه بیشتر لباس میدوشیدم تا صبح نمی‌خواد الآنم بخدااا یا می‌ره زیر مبل یا رو سرامیک آشپزخونه
یا پشتش رو میده ب دیوار قشنگ معلومه دنبال سرماس
محاله هم روش چیزی بزاره بمونه شب بدون تشک و بالش و پتو باید بخوابه
حالا مهوا رو اگ شب پتوش بره کنار با اینکه کنار بخاریه باز دست میزنم دست و دماغش یخه هرچقدر لباس بیشتر بپوشم براش بهتر می‌خوابه
فقط نمیدونم درسته شب ها پاش جوراب باشه یا نه ؟؟ چون پاهاش اکثرا سرده اما یادمه مامانم می‌گفت شبا پاهاتون جوراب نپوشید نمیدونم درسته یا غلط
خلاصه که این تفاوت هارو دارن البته هی بزرگتر بشن شخصیت هاشون مشخص میشه
حسم میگه ماهلین زرنگه مهوا تنبل
باز نمیدونم
مامان آراز 🩵 مامان آراز 🩵 ۲ ماهگی
لطفاً قبل از اینکه قضاوتم کنید، حرفامو بخونید…

چند وقته واقعاً بریدم. وقتی پسرم خوابش میاد و هر کاری می‌کنم نمی‌خوابه یا خیلی بی‌قراری می‌کنه، با اینکه هزار بار سعی می‌کنم خودمو کنترل کنم، بعضی وقتا سرش داد می‌زنم. بعدش انقدر عذاب وجدان می‌گیرم که می‌شینم گریه می‌کنم، بغلش می‌کنم و ازش معذرت‌خواهی می‌کنم.

من کمک خاصی ندارم. شب‌ها همسرم چند ساعت کمکم می‌کنه، ولی کل روز تنهام. تازه فقط بچه خودم نیست، بچه سه‌ساله جاریم هم از صبح تا شب پیش منه. چون تو یه آپارتمان زندگی می‌کنیم، بیشتر وقتا پیش منه و واقعاً دیگه از توانم خارجه. نه استراحت دارم، نه حتی چند دقیقه وقت برای خودم.

از اون طرف هم خیلی به پسرم حسودی می‌کنه. نمی‌تونم حتی یه لحظه تنهاشون بذارم، چون یا می‌زنتش یا می‌خواد محکم بغلش کنه و می‌ترسم اتفاقی براش بیفته. بدتر از همه اینکه مامانش انگار اصلاً براش مهم نیست.

دیگه حتی فرصت نمی‌کنم به خودم برسم، خونه رو تمیز کنم، غذا بپزم یا حتی بعضی وقتا با خیال راحت برم دستشویی.

من و همسرم هم دیگه مثل قبل وقتی برای هم نداریم. اون از سر کار خسته برمی‌گرده، منم از صبح تا شب خسته و کلافه‌ام. از اون طرف هم همش مهمون میاد و میره و انگار هیچ‌وقت فرصت نمی‌کنم یه نفس راحت بکشم.

بعد از زایمان افسردگی گرفته بودم. الان نمی‌دونم دوباره همونه یا فقط از شدت خستگی و این همه فشار به اینجا رسیدم. فقط می‌دونم خیلی خسته‌ام… هم از نظر جسمی، هم از نظر روحی.

اگه کسی شرایطی شبیه من رو تجربه کرده، ممنون می‌شم تجربه‌شو باهام به اشتراک بذاره. فقط لطفاً قضاوتم نکنید، چون واقعاً دیگه احساس می‌کنم توانم داره تموم می‌شه
مامان رُز مامان رُز ۶ ماهگی
خانوما خیلی عصابم خورده دخترم ۳۶ روزشه این مدت که کلا مامانم پیشم بود ازمون نگه داری می‌کرد یه هفته اس به مامانم گفتم نیاد گفتم بزار شوهرم یاد بگیره کمکم کنه نمیشه همیشه ام که تو بیای شوهرم شبا که اصلا بلند نمیشه صبح هم میشه دخترم دیگه نمیخوابه پا میشه یه دیقه میگیرتش اصلا براش مهم نیست بچه گریه میکنه بهش یاد میدم میگم بچه ارو بچرخون اینجوریش کن اونجوریش کن ولی اهمیت نمیده یه دیقه میچرخونتش میشینه بچه ام گریه میکنه حالا من خودم نمیزارم بچه یه دیقه ام گریه کن تازه چند روزه پیش چشمم بهش بود به بهونه ماساژ دادن شکمش دخترم هعی گریه میکرد یه جوری فشار داد شکمش رو دخترم کلی گریه کرد امروزم اومدم میکنم گذاشتش توی گهواره پتو رو کلا کشیده روی صورتش پستونکم تو دهنش بود به زور داشت نفس می‌کشید بچه بهش میگم مگه اون بچه چقدر نفس داره که اینجوری کشیدی روی سرش بچه خودشو هلاک کرد به خدا من نفهمیدم چیزی رو صورتشه داشتم ظرف میشستم اومدم دیدم اینقدر عصابم خورد شد بهش گفتم اگه بچه نمیخای یا میخای خفه اش کنی بگو خوب