یه توصیه برا مامانایی که بچشون تازه بدنیا اومده یا کوچیکه هنوز تا وقتی خودش بهتون نیاز نداره نرید کنارش نازش ندید باهاش صحبت نکنید بزارید آروم بمونه تو خودش باشه خودش بازی کنه من چون تنها بودم و پسرم رو خیلی دوست داشتم نمی‌خواستم یلحظه هم تنهاش بزارم حتی ساکت بود من میزاشتمش رو پام قربون صدقه اش میرفتم و الان انتظار دارم بچه خود به خود یاد بگیره که دیگه نمیتونم کل روز با اون باشم قربون صدقه اش برم و کار نکنم کلا با اون باشم من این مسیر رو با یک باور که بچم خجالتی نشه بچه ساکتی نباشه اشتباه رفتم و الان یکسالو نمیشه هرروز بهم چسبیده تقریبا هیچ بازی به تنهایی نمیکنه و من همش باید کنارش باشم یه آشپزی برا خودش رو با عذاب انجام میدم چون همش گریه که من برم پیش اون با اون باشم کاش من میدونستم که نباید انقدر بهش بچسبم که الان اون بهم چسبیده آرزومه بچم یکم با اسباب بازی هاش سرگرم شه بازی کنه فک میکردم کار من درسته الان بهش رسیدم که باید ولش میکردم برا خودش صدا دربیاره و دست و پا بندازه و ..... کاش من هم یه پیام اینجوری می‌دیدم...

۷ پاسخ

عزیزم پسر منم همینه از صبح میچسبه بهم و طبیعیه
چون تنهاس تو خونه و کسیو ندارن جز ما ولی وقتایی که خاله یا باباش یا مامانبزرگش باشه اصلا دیگه به من نگاهم نمیکنه
یکی باید پیششون باشه هنوز زوده تنها بخان بازی کنن

اینکه الان میچسبه به خاطر اضطراب جدایی هست نه اینکا تو نوزادی باهاش حرف زدی روند رشدشونه خب

عزیزم من از ۷ماهگی پسرم رفتم سرکار و قبلشم میزاشتم زمین کارامو میکردم و الان یسال دوماهشه من بیام خونه میچسبه به من اشپز خونه برم نمیره بازی کنه تو اشمزخونه لای دست پای منه با اینوه روزا کنار مادرمه من بیام اون بخاد نگهش داره واینمیسه میچسبه به من
اینارو گفتم بگم اقتضای سنشونه ربطی به مخبت تو نداره

و منی که این تجربه رو دوباره تکرار کردم والان یه چسبنده دارم😬😬😬

دفیقا...‌

هیچ ربطی نداره گلم تو این سن همه بچه ها همین جوری هستن من دخترمو میزاشتم خودش بازی می‌کرد منم به کارام می‌رسیدم ولی الان فرصت نمیده موهامو شونه کنم

الان سنشونه گلم
من از همون اول دخترم عادت دادم به تنهایی بازی کردن و کلا زیاد باهاش سروکله نزدم ولی الان که فهمیده شده همش دنبال من و باباشه دوست داره همش پیشمون باشه برای همین میگم ربطی نداره

سوال های مرتبط

مامان دردونه مامان دردونه ۱ سالگی
درباره بازی- ۷
چیکار کنم بچه ام خودش بازی کنه؟
البته بنظرمن برای بچه های زیر یکسال و کلا قبل راه رفتن، این امکان پذیر نیست‌.
بنظرمن بازی کردنم مثل خوابیدن یا غذا خوردن یه چیزیه که باید به بچه یاد داد.
حالا چجوری یاد داد؟ از اونجایی که بچه ها همه کارها رو با نگاه کردن یاد میگیرن، اینم با نگاه کردن و تقلید از ما یاد میگیرن. من خیلی وقتا خودم بازی کردم. برای دل خودم😅 و اون فقط تماشاچی بوده. یا خیلی وقتا به باباش میگم بیاد با هم بازی کنیم. دوتایی میشینیم توپ قل میدیم، دومینو میچینیم، من سوار ماشینش میشم باباش هلم میده😅
هم استراحت خوبیه، هم یجور وقت گذرونی دونفره
پسرمم نگاه کرده و یاد گرفته‌ با هرچیزی باید چجوری بازی کنه.
دومین نکته اینکه وقتی بچه مشغول بازیه حواسشو پرت نکردم. قربون صدقه رفتن، بوس کردن، یه اسباب بازی دیگه دادن، اینا همه باعث میشن نتونه بازی رو عمیق کنه. وقتی خودش با خودش سرگرمه اصلا کاریش نداشته باشین.
سوم اینکه صبح ها حتما یه ساعت باهاش بازی میکنم. قبل انجام کارهام. بعدش اون دیگه میره تو حال و هوای بازی و کاری به من نداره. دقت کردم هر روزی کارام بیشتر بوده و دیر پاشدم و نتونستم وقت بذارم، بیشتر بهم چسبیده
چهارم، وقت بازی وقت بازیه. وقت آموزش نیست. پس بذارین بهش خوش بگذره و مدام ازش بازجویی نکنین. این چه رنگیه؟ این چی میگه؟ این اسمش چیه؟...
و اینکه صبور باشین و بهش فرصت بدین. و اینکه هر روز مثه هم نیست. پسر من یه مدته یاد گرفته خودش بازی کنه. یه روز اصلا کاری بهم نداره، یه روز تمش باید پیشش باشم. کم کم بزرگ میشه و یاد میگیره. از این زمان با هم بودن تا میشه لذت ببرین و لحظه لحظه اش خدا رو شکر کنین بابت عشقی که توی دلتون گذاشته❤️
مامان مهراب ۲۳ماهه مامان مهراب ۲۳ماهه هفته هشتم بارداری
سلام به همگی
یکی از دوستان گفت تجربه خودم رو بگم
اول اینکه من از اولی که مهراب دنیا اومد باهاش انواع بازی هارو میکردم بغلش میکردم و مهراب دوست نداشت من ازش دور بشم ولی خب با کمک بازی دالی موشه و اینکه چند لحظه یا حتی یک دقیقه تنهاش میزاشتم سریع میومدم که بدونه من تنهاش نمیزارم بارها باهاش حرف زدم گفتم مامامانی تنهات نمیزاره همیشه کنارتم برا همین بعد ۴ماهگی من دیگه راحت‌تر یه سری کارامو میکردم دستشویی رفتن هم اولاش میومد پشت در گریه میکرد ولی بعد با دستشویی یک دقیقه ای بهش فهموندم من وقتی برم زود میام و همیشه بهش گفتم دوستت دارم من عاشقتم و اینکه با کمک مطالب گهواره خیلی بازی هارو یادگرفتم و بازی کردم با مهراب اگر کار خونه ام دیر هم شده گفتم عیب نداره اول بازی اگر خونم کثیف بوده بازم گفتم اول آموزش بازی که اینجوری راحت‌تر یاد میگیره همش آویزون من باشه .الان من کارامو میکنم به مهرابم یاد میدم خیلی از بازی هارو تمام وسایل کابینت رو میریزم بیرون تق و توق میکنم خودم انواع صداها و کارهای بچگانه میکنم اونم میخنده .شاید نیم ساعت یک ساعت این کارهارو میکنم بعد میدم دست خودش و خودش شروع میکنه بازی کردن و میزاره منم به کارهام برسم اگر هم تو دندون دراواردن و نق زدنش مثل الان باشه یکم آرامش میخواد و صبوری شبا تا صبح بیدارم ولی دعواش نمیکنم نمیگم من حق دارم کسی کمکم نیست از دید مهراب نگاه میکنم الان حال مهراب چطوره بجای گوشی دست گرفتن الان وقت اینه با مهراب وقت بگذرونم حتی شده عصبانی بشم ولی خب نفس عمیق میکشم آهنگ میزارم بعد شروع میکنم ببینم چیکار بکنم که آروم بشه .چون من باید خونه رو مدیریت کنم
مامان دردونه مامان دردونه ۱ سالگی
درباره بازی-۱
قبل معرفی بازی هایی که با دردونه میکنم میخوام بگم که خیلیا درباره بازی اشتباه فکر میکنن. اینو از اونجایی میگم که ذهنیت همسرم رو درباره بازی دیدم و وقتی دقت کردم دیدم فقط اون نیست که اینطوری فکر میکنه.
ببینین، بازی به معنی استفاده از اسباب بازی های خریدنی یا کارهای هیجان انگیز و خنده دار و پر سر و صدا نیست.
بازی برای بچه ها یعنی زندگی. زندگی برای اونا یعنی بازی.
اصلا کل زندگی خودمونم بازیه، خاله زنک بازی، سیاست بازی، مهمونی بازی، حتی خیانت و دروغ و همه اینا بازیه.
بچه ها با بازی زندگی یاد میگیرن، مهارت یاد میگیرن، محبت یاد میگیرن، دوست داشتن خودشونو یاد میگیرن، بزرگ میشن...!
پس اولین کار اینه که ذهنیت خودتو درست کن. اینطوری هم با بچه ارتباط بهتری میگیری و درکش میکنی، هم خودت لذت میبری و فکر نمیکنی واااای کاش خودش با خودش بازی میکرد و وقت منو نمی‌گرفت که منم به کارام میرسیدم.
یا اینطوری نمیگی که اسباب بازی افزایش هوش و آموزش زبان و غیره کجا دارن بخرم.
یا اینطوری نمیگی که هرچی میخرم نیم ساعت بیشتر سرگرمش نمیکنه.
زیان عشق بچه ها بازیه.
مامان مهراب ۲۳ماهه مامان مهراب ۲۳ماهه هفته هشتم بارداری
سلام
خواستم یه سری بازی های جدید مهراب رو بگم حلقه بازی میکنهدحلقه هارو میندازه داخل اون پلاستیک و در میاره با حلقه ها من حالت فرفره براش انجام دادم اونم یادگرفته و انجام میده و سبد میاره توپارو پرت میکنه توش چون من چندسری این بازی رو کردم باهاش ظرف های ژله رو میزاره روی هم که بره بالا بعد با دست میزنه پرتش میکنه .خونه بازی رو بهش یاد دادم که بچسبونه بهم و محکم فشار میده که روی هم بیاد .و مداد دستش میدم خودم کنارشم چون هنوز کوچیکه خط خطی کزدن رو یادش دادم .و مهراب تمام بازی ها به کنار دنبال بازی دالی بازی و توپ بازی به هر مدلی رو دوست داره و اینکه خونه مادرشوهرم وقتی من دارم اسباب‌بازی هارو توی کیسه میریزم مهراب میاد از دستم میگیره خودش همه اسباب‌بازی هاش رو میریزه تو کیسه .و اینکه تایم تنهایی بازی کردن مهراب یه ربع هست که من میتونم فیلم تو گوشی ببینم یا به یه کارم برسم که مهراب کاری بهم نداره .و اینکه اگر کار اشتباهی انجام بده دستش رو میگیرم و بارها و بارها تکرار میکنم آقا مهراب ما اینکار رو نمی‌کنیم ما پرت نمی‌کنیم ما چنگ نمیگیریم یا گاز نمیگیریم یا مو نمی‌کنیم و اینجور کارهای مهراب معمولا دو هفته تا یک ماه انجامشون میده بعد دیگه انجام نمیده و منم داد و دعوا نمیکنم که فکر نکنه من برام مهمه که بخواد لجبازی کنه.در کل برای هر کار اشتباهشون باید خیلی صبوری کنید و بارها باهاشون حرف بزنید بارها توضیح بدید و اصلا داد نزنید دعوا نکنید .نمیگم من اصلا داد نزدم چرا یه وقتی انقدر جیغ زده منم داد زدم یا تو حموم انقدر شیطنت کرده و عصبانیم کرده دعواش کردم