۸ پاسخ

بہ این فکر کن کہ میخوای براش ھمبازی بیاری
بہ نظر من ھر چی اختلاف سن، خواھر و برادر با ھم کمتر باشہ رابطہ صمیمیترہ

من سر دوسال شد اقدام کردم که بچه هام رفیق و همبازی بشن نشد یکسال و نیم اقدام الان نزدیک چهارسالشه که گرفته و باردارم و غصمه نکنه نتونن همبازی و رفیق شن. میگم روزی که پسرم میره مدرسه بچه دوم میپره دفترش پاره میکنه زبون همو نمیفهمن

من یه دختر ۹ ساله دارم و بعد ۹ سال اقدام کردم برای بارداری،خیلی سخته بعد ۹ سال بخوام بازم بچه داری کنم به نظرم اگه میخواین بچه ی دوم بیارین هرچی زودتر بیارین بهتره هرچی سال ها بگذره آدم بی حوصله میشه و نمیتونه بچه داری کنه

دخترای من دو سال و هشت ماه فاصله سنی دارن
خیلی راضی ام
خدا را شکر
همبازی اند و جفت همن
پشت همن
خواهر داشتن و برادر داشتن خیلی خوب
فاصله هرچی کمتر بهتر

عزیزم از یه مشاور مشورت بگیر
هم برای زناشویی هم برای فرزندت که چی بهتره

اینکه اول آینده بچه رو تامین کنیم و بعدش به فکر به دنیا اوردش باشیم وظیفمونه وظیفه ی هر پدرومادریه که اینکارو بکنه اون بچه آرزو داره آینده داره تو این وضع مملکته ما که معلوم نیس داریم به کجا میریم نمیتونیم تا آینده یک نفرو تامین نکردیم اون رو به دنیا بیاریم متاسفانه بعضیا که هیچ درک و شعوری ازین موضوع ندارن با این حرف من مخالفن من اعتقاد دارن که خدا روزیشو میده خب درسته خدا روزیشو میده پس آیندشو کی قراره تامین کنه یا اونایی که بچه اوردن خدا روزیشونو داد؟؟ چرا الان بعضیا پول پوشاک ، شیر خشک و یا حتی پول یدونه بستنی برای بچشون رو ندارن اول با همسرت صحبت کن درست و حسابی بچه اوردن الکیه مگه

من یه پسر 5ساله دارم تازه این یکی یم باردار شدم از نظر من خیلی زوده برای شما، من حس میکنم اون بچه با باردار شدن شما دچار خیلی کمبودها بشه البته این از نظر منه مهم خودتونید که ازش پسش برمیاید و همچین تصمیمی دارید 😘😘

سوال منم هست
منم دخترم دوسال و چهار ماهه
بچه دوم میخواستم ولی الان دو دلم نمیدونم

سوال های مرتبط

نازنین (🌱نهال🕊️) نازنین (🌱نهال🕊️) قصد بارداری
میگم یه موضوعی خیلی برام عجیبه و اذیتم میکنه؛ من فکر نمیکردم الان بعد این اتفاق و اون سختی ها حتی فکر کنم به بچه و باردار شدن مجدد؛ منظورم همین الان نیست یعنی انگار منتظرم هروقت دکتر بگه منم باید تصمیم بگیرم؛ اصلا نمیدونم این احساسات چرا انقدر برام پررنگه و همش بهش فکر میکنم و در عین حال فکر میکنم اشتباهه و غیرمنطقیه؛ چون میگم نکنه بخاطر اون خلاء که ایجاد شده من همش میخوام که اون و پر کنم سریع و حس واقعی نباشه ؛حس بیتابی و بی قراری؛ نمیدونم شاید خیلی ها مثل من باشن ولی اصلا نمبدونم چرا میترسم حتی از این خواسته ام؛
شاید چون تمام برنامه ریزی که داشتم نشده و شاید اطرافیانم که بچه دارن خیلی باعث میشه؛ ولی من بازم میخوتم اینسری خدا خودش برام زمانش تعیین کنه من واقعا دیگه حس عذاب وجدان دارم نسبت به خواسته هام و میترسم چیزی بخوام همش میکم نکنه باز خواسته زیادی باشه و تصمیم اشتباه
شماها بعد چند وقت مجددا به افدام دوم فکر کردید و باردار شدید؟
نمیدونم چرا نکنه نسبت به این مسئله حریص شده باشم و احساساتم درست نباشه ؛ واقعا نمیخوام ناخودآگاه این حس تو من ابجاد بشه