۴ پاسخ

تا قبل از اینکه مهدکودک بره که من دیوونه شده بودم.
الان ۲ ماهه میره خیلی راحت شدم.
ولی روزای تعطیل که خونه ست، خمیر بازی با قالب های مختلف، انواع اقسام لگو رو براش خریدیم با حیوون دارا و ماشین دارا خیلی مشغول میشه.
قیچی و کاغذ رنگی
خودمم هیچی والا افسرده شدم فکر کنم خیلی تنهام. با اینکه دوست هایی اینجا دارم ولی هیچکدوم دوستای قدیمی و خانواده نمیشن

منم قراره غریب شم 😢😢😢

والا عادت کردیم ولی مردیم و زنده شدیم تا عادت کردیم بیرون میریم بازی می‌کنیم تلوزیون نگاه می‌کنیم کتاب کار حل می‌کنیم نقاشی میکشیم کیک درست می‌کنیم از این کارا

باهاش بازی کن ، لباس بپوشون یکم ببر بیرون راش ببر ، نقاشی بکشین ، همیشه سعی کن حال خودت رو خوب نگه داری تا بچه تم حس خوب ازت بگیره

سوال های مرتبط