۱۱ پاسخ

پسر منم همینه هر جا میرم می‌ره بغل بقیه منم هل میده ک کارم نداشته باش میگم بچه نباید بغل غریبه ها بری اومدمو دزدیدنت بردنت ی خورده مث مامان بابات محتاط باش

ناشکری نکنین بابا، پسر من برعکسه‌ میچسبه بهم همش اعصاب خورد کنی

پسر منم همینه
همین امشب دوستای شوهرمو ک سالی دوبار میبینه رو اومدن خونمون
گریه میکرد ک میخام باهاشون برم🥲
سر سفره هم میرف پهلوشون مینشست ک بهم غذا بدین😑

دختر منم همینه خونه مامانم که میرم کلا باهام غریبه میشه حتی وقتی برا یه چیزی گریه کنه بغل بقیه آروم میشه من و باباشو که میبینه بدتر جیغ میکشه تامیایم تو ماشین باهامون خوب میشه

عزیزم ناراحتی نداره که اولا بهترکه وابستع نیست میتونی هرجا دلت خواست بری بعدشم انقد باهمید تو خونه بخاطر همین بیشتر بع اونا علاقه نشون میده چون کمتر میبینتشون بچس دیگه متوجه نیست که بزرگتر بشه دیگه اینجوری نیست

دوسالشه چه توقعی داری بچه منم همین

پسر منم همینجوریه خیلی خیلی اصلا منو نمیخواد چ کنیم شانس است دیگر باید تحمل کرد

خوب به جنبه مثبت موضوع هم فکر کن اینکه اضطراب جدایی نداره یا وابستگی بیش از حد بهت نداره موقع مهد و مدرسه راحت ازت جدا میشه این رفتارش به این معنی نیست که دوست نداره ها نه فقط خیلی براش اوکی هست از بودنت و دوست داشتنش مطمعنه بچه وگرنه بی وفا نیست

من برعکس شمام پسرم همه کارش رو فقط با من انجام میده غذاخوردن خوابیدن حمام رفتن ،همه چیزش.خیلی وابسته منه نمی‌دونم چیکار کنم یکم ازم فاصله بگیره واقعا به هیچ کار خودم نمیرسم

ن بابا من خونواده شوهرم میبینه اصلااااا دیگ‌منو‌ نمیشناسه یا دوتا بچه ببینه. انقدم گریه میکنه ک‌ نیاد برگردیم خونه

پسر منم همینه والا

سوال های مرتبط

مامان نورا ✨دیانا مامان نورا ✨دیانا ۳ سالگی
سلام خانوما خوبین من دختر بزرگم 2سال و 4ماهش هست خیلی بد اخلاق شده اصلا به حرفم نمیشه گریه می‌کنه چیغ میزنه بدون هیچ دلیل وقتی میگم چی میخایی چه بدم بهت بدتر لج می‌کنه با ناز با محبت همراهش حرف میزنم نمیشه زیاد که عصبانی بشم میزنم داد میزنم بازهم نمیشه نه که با این کوچکه حسادت کنه میاد بغلش می‌کنه بوسش می‌کنه اون که گریه کنه میگه جان جان من بگیرم شیر بدم اصلا عین خیالش نیست نه که به اون توجه نمیکنم نه از کوچکه بیشتر توجه ام سمت اینه ولی اصلا منو آدم حساب نمیکند
فقط می‌ره سمت باباش آب بخاد غذا بخاد نان بخاد جیش داشته باشه پی پی داشته باشه همش می‌ره به باباش میگه به من اصلا اهمیت نمیده
البته باباش هم بی‌تقصیر نیست اون که لج کرد یا هرچی میگه خانم بیا بیبین دختر به حرف نمیشه از من برای دختر یه هیولا ساخته همین که میرم سمتش بگم چیشدع چی میخایی می‌ره سمت باباش به اون پناه می‌بره نمیگم نره سمت باباش ولی خوب منم مادرم ناراحت میشم که منو آدم حساب نمیکند نمیگه من مامان دارم
بدتر ازهمه این جیغ زدن وبهونه گرفتن و گریه های الکی عصاب بهم نزاشته لطفاً شما بگید چکار کنم بخدا خیلی دلم شکسته اینکه اصلا منو مادر حساب نمیکنه همه کارش باباباش هست حتا باباش بره دستشویی این دختر از گریه هلاک میشه که منم میرم 🥺🥺🥺