۵ پاسخ

پسر منم دقیقا همینه میبینه من آرایش میکنم میاد اونم وسیله ها رو برمیداره خودشو مثلا آرایش کنه
بهش میگم تو پسری نباید آرایش کنی ولی گوشش شنوا نیست کار خودشو میکنه

پلارژین بده بش سریع بندمیاد

بهش شربت بده گلم

لاک خیلی بده پسر من بخاطر بوی لاک ریش حساس شده بود سرفه میزد بردم دکتر اسپری داد خوب شد خداروشکر

دارو بدین

سوال های مرتبط

مامان 🌺فاطمه خانم🌺 مامان 🌺فاطمه خانم🌺 ۲ سالگی
سلام گل گلیا
دیدی یه اتفاقی کوچولو یا متوسطی میوفته یهو یه جوری اعصابو روانتو میریزه بهم که حسابی حالت گرفته میشه
امروز صبح بعد از صبحانه دخترم گفت بیسکوییت میخوام رفتم براش بیارم اومم دوید تو اتاق خواب دوبار صداش زدم بیا بیسکوییت بخور دیدم صداش نمیاد رفتم سراغش تو اتاق میبینم کشو باباشو باز کرده از توش جوهر مهر که قرمزه رو درآوردی زده به دستش بد که دیده قرمزه فکر کرده رژ لبه زده به لبو دندونو دهنو....
وااااای که منو میگی مثل بمب ساعتی منفجر شدم اخ دلم میخواست بزنمش
آی دلم میخواست بزنمش....
بخدا من اصلا اهل ارایش نیستم یکی دوتا رژ لبم که دارم انداختتشون زیر میز دیگه نمیتونم درشون بیارم نمیدونم این به کی رفته جوهر میماله به لبش....
وای که مردم تا ماک شدن از دستش انقدر حرص خوردم خودم تو خودم هعی دلم میخواست گریه کنم دخترمم میومد میگفت داری چیکار میکنی مامان؟ دلم میخواست خودمو خفه کنم.... وای چقدر روز بدی بود..‌. چقدر اعصابم به هم ریخت باز خدارو شکر نریخته تو چشمش چون باباش جدیدن قطره میریخت تو چشمش جعبه جوهر هم شکل قطره چشمی هاست....
اووووف تو دودقیقه چیکار که نکرد....
مامان لیموشیرینم👶 مامان لیموشیرینم👶 ۲ سالگی
بچه ها امروز میخاستم بچه هارو ببرم حموم
دخترم خیلی حموم لازم بود
پوشکش هم کثثیف بود دراومده بود لباسش
(یهو اسهال مانند شد)خلاصه بردم که حموم وقتی لباسش رو کامل درآوردم آب هم باز بود
دیدم شکمش و پشتش خیلی گرمه با خودم گفتم این چرا اینقدر گرمه نکنه تب داره حمومش کنم بدتر بشه ب سرش دستمو گذاشتم پیشونش گرم نبود ولی کله اش گرم بود اما دست و پاهاش اصلا گرمی نداشت
حمومش کردم آوردم بخابونم نخابید یکم شیرش دادم چای دادم
ب شوهرم گفتم بازی می‌کنه بذار زود پسرمو حموم کنم خودمم حموم کنم عرق کرده بودم خیس بودم
وای تا یه بچه رو حموم بدم زهر دخترم ترکید حتی وسطش ب شوهرم گفتم بیا برو سرشو بشور بیارش
گف من نمیتونم بذار یکم برگردونم برو زود بیا
رفتم زود سر پسرم رو شستم آوردم
دخترم نفسش میرفت از گریه
گرفتمش
دیگ بعدش شیرش دادم خابوندم بعد خودم رفتم حموم
تا بیام دیدم بازم بیدار شده شدید گریه می‌کنه
زود گرفتمش آروم کردم
دوباره شیر دادم بازی میکرد منم رفتم شام گذاشتم
موقع شام خوردن دیدم سرش خیلی گرمه رفتم تبش رو گرفتم دیدم۳۸.۸اینا هست
قطره نداشتم آوردم نصف شیاف رو گذاشتم نیم ساعت بعد تبش پایین اومد خابید
میگم این ویروس هست یا از دندون است
آخه دیروز ک شهرستان بودیم پسرم رف کوچه منم بچه بغلم رفتم دنبالش اصلا نیماومد تو
خیلی هم باد میاومد
هی گفتم الان بچه سرما میخوره خیلی موند تو کوچه
میگم نکنه دیروز سرما خورده خاک بر سرم😥😥😥
بخدا شام هم نخوردم هنوز یه قاشق نخورده بودم بلند شدم
دیدم تب داره دیگ داغون شدم