۵ پاسخ

ساعت ۱۱ ظهر بهش استا بده ۱ بخوابونش ۳-۴ بیدار میشه دیگه نذار بخوابه تا ۱۰.۵ از ده و نیم روتینو شروع کن ۱۲ بخوابه، فرداش از ۸ سروصدا کن کامل ک بیدار بشه دوباره از ۱۲ ظهر شروع کن به خوابوندنش بذار بخوابه تا ۳-۴ و دوباره همین چرخه رو ادامه بده.. درست میشه ایشالا

صبا زودتر بیدارکن

بزار تو کالسکه آهنگ خواب پخش کن
دمنوش رازیانه یا بابونه بدع

عزیزم دوشب بهش استامینوفن بده ساعت 11تا 12میخوابه

میگن دمنوش بابونه خوبه امتحان کن

سوال های مرتبط

مامان ماهلین کوچولو مامان ماهلین کوچولو ۱ سالگی
سلام‌مامان ها هرکسی حوصله داره یا کار نداره بیاد یکم درددل کنیم همو دلداری بدیم من چند وقت هی با خودم میگم یعنی فقط من اینقدر بزرگش میکنم بعد تو اینستا میبینید طرف بچه داره همسن بچه من حالا یکم اینور اونور طرف میگه من از صبح تا شب از شب تا صبح فقط با بچه ام الویت بچمه نمیدونم بازی جدید براش درست کردم میانوعده جدید گوشی نمیدم دستش تلویزیون نمی بینه تموم وعده هاشو خورده کامل میخوابه اصلا یجوری همه چی سرجاش و درست ک بخودت شک میکنی بعد اون یکی میگه شاغلم بچمم با خودم میبرم میارم زود نهارش رو میدم زود همسرم رو راهی میکنم بعد با خودم میگم این تازه کار هم میکنه بعد ب بچش هم اینقدر میرسه بعد عذاب وجدان ناکافی بودن خستگی و اون حسی ک دلت واسه خودت میسوزه باهم میاد سراغم بخدا دیشب تا ۲ بیدار بودیم از ۱۰ تا ۲ سعی کردیم بخوابیم هرجوری بازی بگید کردیم اونقدر بدو بدو کردم شاید خسته شه رقصیدیم تلویزیون نگاه کردیم قصه اونقدر ی قصه رو تکرار کردم سرسام گرفتم اخرسر دیدی از زور بیخوابی حالت تهوع میاد سراغت دیگه داشتم میمردم سه شب هم هس درست نخوابیدیم دیگه نشستم گریه کردم اونم گریه کرده با خودم بلند بلند میگم منم ادمم تروخدا دیگه دوساله من نخوابیدم تروخدا ی بار هم اذیت نکن بعد اونم گریه کرده دیگه دلم ب حالی بیکسی خودم و اون حالت دخترم ریش شده بغلش کردم الکی ادا دراوردم داشتم الکی گریه میکردم بهد ده دقیقه بعد خوابیده نشستم ی ساعت نگاهش کردم میگم گناه تو چیه خوب خوابت نمیومد بعد میگم گناه من چیه
مامان نفس مامان نفس ۲ سالگی
خانوما ترو خدا کمک کنید دوقلوهای من خیلی زیاد دستشویی بزرگ میکنن هنوز از مای بی بی نگرفتمشون اونایی که بچه هامون همسن بچه های من هستن اونا هم اینحورین یا نه بچه هام ۱ سال و ۸ ماهشونه
یعنی از صبح ساعت ۸ که بیدار میشن تا ظهر ساعت ۲ که بخواهم بخوابونمشون ۴ بار دستشویی میکنن ساعت ۴ که بیدار میشن شب تا ساعت ۱۱ که باز بخوابونمشون ۳ بار دیگه هم میکنن بخدا من تعجب میکنم آخه این همه دستشویی میشه مگه نوزاد نیستن که بگم نوزادان بخاطر اونه دیگه بزرگ شدن باید یکمم گوشت بشه به تنشون ولی نمی‌دونم چرا اینحورین کم کم دارم نگران میشم واقعا دیگه بخدا نمی‌تونیم از پس مای بی بی هم بربیایم دیروز بسته مای بی بی رو باز کردم همین الان تموم شد دوباره اون یکی رو باز کردم ۲۴ تا هم داخلشون هست میخریم ۴۰۰ تومن
هر چی هم تلاش کردم از مای بی بی بگیرم نمیتونم اصلا همکاری نمیکنن باهام گریه میکنن وقتی میبرم جیش بکنن نمیان اصلا خودشونو میکوبن به در و دیوار دیگه دخترم انقد گریه کرد استفراغ کرد کلا که چرا منو میبری ساعت گذاشته بودم هر ۱۵ دقیقه می‌بردم جیش می‌گرفتم یه بار که بردم دومین بار نیومد هر چی خواستم باهاش حرف بزنم سرش مشغول سه نشد استفراغ کرد اصلا موندم چیکار کنم بخدا ترو خدا شما بگید یه راهی جلوم بزارید که آسون باشه