۱۲ پاسخ

دقیقا منم اینجورم
بیشتر نگرانم این روزا ب سلامت رد بشع

عزیززززم مبارک باشه انشالله بختش بلند و زیبا باشه
اصلا ناراحت نباش هنوز کوچولوعه یکم بزرگتر بشه و سه ماه بگذره سختی های ویارت کم میشه توام دست و‌پای نی نیت رو تو سونو‌میبینی سر ذوق میای🥹

فریبا خدایی ولی گاهی میرم بیمارستان خوب هست تا دکتر بیرون

من اولین بارداری م خیلی هیجان داشتم همه ش باهاش حرف می زوم نازش می کردم خلاصه شوقی ذوق عجیبی داشتم
الان سر این یکیم .هیچ حسی ندارم واصلا باورنکردم که نی نی توشکمم وکلا بی خیال م🥲🥲🥲

ببین خیلی عادیه این حست.
منم اینطوریم.
انقدر این پروسه ی بارداری عجیبه که واقعا ادم اولش توی بُهت هست. باورش نمیشه یه موجود داره توی وجودش شکل میگیره .
تا زمانی که تکون نخوره فکر کنم هنوز باورمون نمیشه و حسی نداریم .

منم اونطور ویار اصلا ی کاری کرده اصلا گاهی فک میکنم بارداری نیستم

غصه نخور عزیزم.
بخاطر تغییر هورمون هستش.
منم سر بچه اولم همینجوری بودم حتی این یکی هم اینجوری هستم.۳ ماه اول بخاطر ویار و بخاطر اینکه بدن داره خودش رو عادت میده به بارداری این تغیر خلق و خوی طبیعیه.
انشالله ۳ ماه دوم و سوم برات خوب میگذره و یه سلامت به دنیا بیاد و خوش قدم باشه براتون

عزیزم منم الان سر بارداری دوم همین حس و حال رو دارم با اینکه میدونم همش به خاطر تهوع و حال بدیه ک این مدت دارم ولی بازم گاهی وقتا عذاب وجدان میگیرم با اینکه چندماه بود منتظر بودم تا بارداربشم و وقتی فهمیدم خیلی خوشحال شدم ولی الان انگار هیچ حسی ندارم و حتی گاهی وقتا ناراحتم هستم
ولی نگران نباش همش به خاطر تغییرات هورمونی و ویار و استرسه یکم که بگذره تکوناشو ک حس کنی یا شکمت بزرگ بشه و معلوم بشه که بچه داری تمام این حسای بد از بین میره

طبیعیه تا حرکت هاشو حس نکنی نمیتونی خوب باهاش ارتباط بگیری.ولی شیرینی بودنش بهت انرژی میده

عزیزم مبارک باشه
من رو بارداری اولم همینطور بود اصلا تا وقتی به دنیا نیومد اصلا هیچ حسی نداشتم اصلا انگار نه انگار بچه ای اون توئه،اصلا مواظب خودم نبودم برام مهم نبود انگار
اما .....
به محضی که به دنیا اومد من وارد یه دنیای دیگه ای شدم خدامیدونه نمیدونم چطور احساسمو بیان کنم
یه احساس زیبا دوست داری همون لحظه بخوریش بس عزیزه پیشت

حالا زوده همینکه تکون بخوره دیگه شب و روز نداری همش باهاش حرف میزنی.شکمت جلو بیاد

عذاب وجدان نمیخواد که
یه تیکه از وجودته عاشقشی
بخاطر احوالاتت فعلا نمیتونی عشقت رو‌ بروز بدی

سوال های مرتبط

مامان اولی مامان اولی هفته یازدهم بارداری
سلام خوبین ابجیا اومدم بگم که خدایا شکرت که بهم یه نی نی دادی بخدا خیلی سورپرایز شودم با وجود بی بی منفی بنام مثبت شود و اینکه تنبلی داشتم خیلی تخیریم خیلی زیاد بود آخرین 🥺پریودم ۱۸مهر بود و اینکه بی بی روز ۱۱تخیری زدم مثبت بود🥹و بعدش کلن منفی نشون میداد 😭و بعدش دیروز رفتم بتا دادم ساعت🕣🕣 هشت ونیم و آماده شدنش ساعت پنچ ونیم شب زنگ زدم آزمایشگاه گفت مثبت وعکسشو فرستاد 🥹🥹🥹دل تو دلم نبود آنقدر صلوات فرستادن که نگین بعدش عددشو دیدم نگران شودم عددش ۱۰۶بود 🥺🥺هزار تا فکر کردم گریه کردم 😭بعدش ساعت ۸شب خوابیدم از درد گریه صبح با امید بلند شودم گفتم خدایا شکرت بابت نعمتت تو شکمم معجزه فیلم 🤲🥰🥹وامیدی دارم که میمونه 🥹🥹 انشاءالله قسمت همه انتظار ها از ته دلم می‌خوام همه نی نی هاشونه سالم بغل بگیرن وخدا یه نی نی ناناز بهشون بده 🥰دعا کنید بمونه برام علام هم دارم خیلی و اینکه پارسال ۲۶اذر نی نی م رفت والان نی نی دارم یه نی نی ناناز خدایا شکرت 🥹🤲دعا کنید برام


بارداری بارداری