منم مثل شما متاسفانه شوهرم درک نمیکنه هی میگه فقط شما ها مگه مادر شدین
من دورم بهشون ، البته که خواهرشوهرم بچه ست ۱۰ سالشه ولی اوایل که میرفتیم خیلی اذیت میشدم از نظرات
الان دیگه نه ، هم با خودم میگم مگه تو چند روز توی سال پیششونی بذار دلشون خوشحال باشه هم مواردی که برام خط قرمز باشه رو راحت میگم ، مثلا میگم دکتر گفته غذاش نمک و ادویه نداشته باشه ، یا تا دو سال تلویزیون و موبایل اجازه نداره ببینه ... اونا هم به مرور عادت کردن
من بعد ۱سال برام عادی شده حرفاشون دیگه کاری که خودم میخامو انحام میدم
من مادر شوهر م عمه من میشه خدارو شکر خیلی خوبن اگه گریه کن میگن بیا خودت ببین چشه اگه مادرشوهرم چیزی هم بگه میدونم درسته و انجام میدم اگه هم مهمون دیگه ای داشته باشن خواهرشوهرم میگه بشین پیش بچت مواظب باش
با این حجم اطلاعات ک دادی واقعا ما نمیتونیم نظر درستی بدیم
ببین اگ ادمایی نیستن ک بد برداشت کنن بهشون بگو فلانی خودم میدونم چشه خیلی وقتا اینجوریه
یا اصلا اهمیتی نده
و مهمترینش شوهرته ک هرموقه بچه چیزیش شد جلو اونا بگه مامانش بیشتر از من میشناسش و صدات بزنه بگه خانوم بیا رمزگشایی کن بچه گربه میکنه چندبار ک اینو بگه همه براشون جا میفته.
دقیقا این کارو گفتم شوهرم انجام داد حالا خونه ام نباشم زنگ میزنن میگن چشه درحالی ک من نمیدونم😂
یعنی با اینکه ۹ ماهشه هنوزم نظر میدن؟ 🥲🥲 از یه گوش بگیر از یه گوش در کن. منم میرم مهمونی بهم میگن اینجوریه اونجوریه منم میگم مرسی ولی پسرم الان گشنشه. قاطعانه میگم و میبرمش توی اتاق و بهش رسیدگی مبکنم. جلو چشمشون باشه خی میخوان نظر بدن.
از ما هم زر زیاد میزنن.ولی خب من توجه نمیکنم😄
والا هرچی زمان میگذره بیشتر متنفر میشم ازمادرشوهرم،اصلا دوست ندارم ببینمش مگه ک مجبور باشم
قطع رابطه کردیم شش ساله🤐😂😂😂
هییییی نگو ک قلبم پاره پاره هست از دست مادر شوهر😂😂😂😂😂😂
من حساس نیستم مثل شما رابطمونم نه جون جونیه.نه بده.میرم خونشون به بچه غذا میدن بازی میکنن.میبرنش بیرون.من فقط پوشکشو عوض میکنم و میخوتبونمش.شاید خیلی جاها خانواده شوهر خوبی نبودن.ولی پدربزرگ و مادربزرگ نمونه ای هستن
مادر شوهر من خوبه کلا هیچ گیری نمیده خداروشکر ولی خواهر شوهرم مجرده همش با دخترم جنگ میکنه
من اصلا راحت نیستم و هیچوقت هم راحت نمیشم باهشون
اونام دقیقاااا
هی میگن تشنشه گشنشنه پوشک عوض کنین فلان
خداروشکر ماهی ی بار دو بار بیشتر نمیبینمشون
منم واقعا مث خودتم
ما که از هم بدمون میاد اما هر موقع میبینمشون و نظر میدن میگم خوب شد گفتین اگه نمیگفتین بچه ام بزرگ نمیشد یا خوبه دایه بهتر از مادرم پیدا شد یا چه خوب الان یاددون افتاد دوسش دارین و.... هزارتا نیش و کنایه دیگه
باهم خوبیم مشکلی نداریم نظر ک میدن دیگ حالا منم میگم مشکل چیه یا گوش بدن یا ندن تو کارخودتو بکن اهمیت نده توضیحم نده
کیه که از خانواده شوهر راضی باشه؟
من کلن با کسی در ارتباز نیستم
رابطمون خوبه فقط با یکی از خواهرشوهرام تو مخی برام آره گریه کردنی همه نظر میدن ولی اهمیت نمیدم
ما تو یه ساختمون زندگی میکنیم
دخترم از ۹ ماهگی پیش مادر شوهرم میمونه و میرم سرکار
بخاطر همین مادرشوهرمم قلقشو میدونه نظراتش به جاست و بدون اجازم خوراکی بهش نمیده خدارو شکر
اول اینکه مادرشوهر و خواهر شوهر من فامیل هستن
ادب رو رعایت میکنم و وقتی میرم اونجا به خودم میگم این بچه هر روز پیش منه حالا این چند ساعت اونا مراقبت کنن اتفاقی نمیوفته منم استراحت میکنم
اونا هم بچه بزرگ کردن بلد ن و بد نوه شون نمیخوان
ولی اگر ببینم خوراکی میخوان بدن بهش که مجاز نیست میگم ندین آلرژی داره
خداروشکر هزاران مرتبه خواهر شوهر ندارم . یه جاری دارم ک خیلی دختر خوبیه دوستیم باهم .ولی ی مادر شوهر دخالت کن دارم اعصاب منو همیشه بهم میریزه .آفرین دقیقا مثل تو برام نظر میده
ولی من بی توجهی میکنم بهش
انگار با باسنم حرف میزنه
خوبیم باهم دخالت ندارن کم پیش میاد چیزی بگن
اره مادر شوهر من میگه گشنشه یا پوشکشو خیس کرده نظر میده
تو ظاهر خوبیم،نظر ک میدن منتهی من کار خودمو میکنم…متوجه میشن ک من درست میگم اخه مادر اون بچه منم پس ریز و درشتتشو من میدونم و متوجه میشم چشه…یه مدت دخالت میکنن خیلی شیک در خفا جلوشون وایسی نمیتونن دیگه کاری کنن…
به من چی میگی که با مادرشوهرم زندگی میکنم 😑
آره عزیزم درمورد همه چی نظرمیدن منم میگم نه از اینشه یا کلا جواب نمیدم کارخودمومیکنم
من کلا از بعد عروسی فهمیدم چه نکبت هایی هستن همیشه باهاشون مشکل داشتم و هنوزم دارم
ولی خب مجبورم تحمل کنم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.