۳ پاسخ

بیخیال بهداشت شو دیوونه هستن
من سری آخر کد ملی خودم فراموش کرده بودم واسه اولین بار
بعد خانمه میگفت میخوای بری پیش مشاور ؟ مشکل افسردگی نداری؟😅

من وقتی حامله بودم همش فشار پایین داشتم ولی وزنش بچه رفته بود بالا گفت کم بخور دقیقا همینجوری گفت
یه لیست بهم داد اینو بخور اونو بخور تقریبا همه رو حذف کرده بود فقط ۵تا چیز گذاشته بود
شوهرم گفت میخواد هیچی نمیدمش فقط سرم میزنم بهش تا آخرش دووم بیاره

بمن میگفت وزن بچت 2700 میشه بچم 38 هفته 3700 دنیا اومد ..کلا همش استرس میدن اونقدر رومن عیب گذاشتن 🫠😄

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
روز اول از شیر گرفتن گذشت صبح ساعت 11 بیدار شدیم رفتم داروخونه تلخک گرفتم زدم سینه م مهمون داشتیم هم ناهار هم شام دیگه تا عصری ک اصلا نخورد عصر به بعد چند بار خواست همون میزاشت دهنش میکشید کنار چند بار اینجور شد دیگه بعد ظهر هم نخوابید تا 10 به بعد تنها شدیم 10 تلاش کردم تا 12 خوابید دوساعت تلاس میکردم هی بهانه میکرد حتی می‌گفتم بیا ممه بخور نمی‌خورد گوشی میدادم نگاه میکرد بعد پرت میکرد غر میزد دیگه ساعت 12 گفتم نون پنیر میخوری گفت اره یکم نون پنیر با آبمیوه دادم خورد بهش شربت خواب آور دادم گذاشتم رو تاب ریلکسی خوابید الان خوابه دیگه نمی‌دونم چی بشه بعد هر چی میگفتم می‌گفت ن لج میکرد ن بغلم ن کنارم میخوابید باز دورمون شلوغ بود حالا فردا معلوم میشه البته با مادر شوهرم به ساختمانیم نهایت میبرم اونجا بعد جاریمم اینجا پیش ما زندگی میکنه پسرش پنج ماه کوچیک اره میترسم اون شیر بده این بخواد راستی پناه از اون بچه هاش ک تاصبح صدبار شیر میخواد حالا نمی‌دونم شب چی بشه
مامان A 💙🐣 مامان A 💙🐣 ۲ سالگی
بیست و هشتم ماه پیش بود که رفتم برای انتی.. تا روی تخت دراز کشیدم همون ثانیه اول دکتر گفت باید چند هفته ات باشه گفتم دوازده .. دکتر یه مکثی کرد.. همون لحظه خودم فهمیدم😞 گفتم دکتر سالمه بچم؟ گفت خونریزی داشتی؟؟ گفتم نه اصلا.. گفت هماتوم داشتی؟ گفتم نه .. گفت هماتومت اینقدر بزرگ شده که پنجاه درصد ساک رو گرفته.. همون هم باعث شده جنینت تو هشت هفته ایست قلبی کنه.. فکرش رو کنید هشت هفته کجا و دوازده هفته کجا!! من هیچ لکه بینی نداشتم😞 از دکتر پرسیدم چرا خونریزی یا علائم حتی درد نداشتم گفت چون دهانه رحمت کامل بستس.. خلاصه جپاب رو بردم پیش دکتر خودم همونجا بود که اشکام بند نمیومد گفت باید کورتاژ کنی..بعد از کورتاژ و مرخصی از بیمارستان تا یک هفته من هر شب اشک میریختم الان هم که داره میشه یک ماه امشب یهو دلم گرفت💔.. اومدم اینجا ثاپیک مامان ها رو دیدم که استرس بارداری و زایمان دارن.. انشالله به زودی زایمان کنید و این روزا پر از استرس رو پشت سر بگذارید🥲❤️