بیست و هشتم ماه پیش بود که رفتم برای انتی.. تا روی تخت دراز کشیدم همون ثانیه اول دکتر گفت باید چند هفته ات باشه گفتم دوازده .. دکتر یه مکثی کرد.. همون لحظه خودم فهمیدم😞 گفتم دکتر سالمه بچم؟ گفت خونریزی داشتی؟؟ گفتم نه اصلا.. گفت هماتوم داشتی؟ گفتم نه .. گفت هماتومت اینقدر بزرگ شده که پنجاه درصد ساک رو گرفته.. همون هم باعث شده جنینت تو هشت هفته ایست قلبی کنه.. فکرش رو کنید هشت هفته کجا و دوازده هفته کجا!! من هیچ لکه بینی نداشتم😞 از دکتر پرسیدم چرا خونریزی یا علائم حتی درد نداشتم گفت چون دهانه رحمت کامل بستس.. خلاصه جپاب رو بردم پیش دکتر خودم همونجا بود که اشکام بند نمیومد گفت باید کورتاژ کنی..بعد از کورتاژ و مرخصی از بیمارستان تا یک هفته من هر شب اشک میریختم الان هم که داره میشه یک ماه امشب یهو دلم گرفت💔.. اومدم اینجا ثاپیک مامان ها رو دیدم که استرس بارداری و زایمان دارن.. انشالله به زودی زایمان کنید و این روزا پر از استرس رو پشت سر بگذارید🥲❤️

۲ پاسخ

منم دقیقا مثل شما هفت هفته و شش روز رشدش متوقف شده بود ایست قلبی کرده بود دوازده هفته فهمیدم وای که چقدر سخت بود گریه کردم خدا سر هیچکس نیاره😔

اخی عزیزم چقد سخت💔 انشاالله دامن شما هم دوباره سبز میشه

سوال های مرتبط

مامان 💙محمد💙🍓🍫 مامان 💙محمد💙🍓🍫 ۲ سالگی
همسرم درمیون گذاشتم گفتم باید محمد رو ببریم دکتر ارتوپد ببینه مشکلش چیه موضوع پاهای محمد فقط من میدونستم خانواده خودم وخانواده همسرم به کسی دیگه ایی چیزی نگفتیم چندروز از زایمانم گذشته بود ومن هر روز هردقیقه و هرثانیه به پاهای محمد نگاه میکردم واشک میریختم میدیم پاهاش کجه اصلااااا تو حال خودم نبودم اصلااااا فقط با خدا حرف میزدم میگفتم چرا پاهای پسرم اینجوری شده خلاصه اینکه رفتم اینترنت یه دکتر ارتوپد گیر آووردم گفتم باید تا زوده ببرم ببینم چی میگه پسرم یازده دوازده روزش بود که بردم دکتر دید گفت پاهاش کلاب فوت داره اون لحظه مرگ خودمو از خدا میخاستم آخه قبلش راجب کلاب فوت خونده بودم چون حدس میزدم داخل پرونده بیمارستان موقع زایمان نوشته بود کلاب فوت منم رفته بودم راجب کلاب فوت تو اینترنت یه چیزایی خونده بودم که پاهای بچه چندماه باید گچ بگیری بعدش تا چندسال کفش بریس بپوشه بعدش ببینم بتونه قشنگ راه بره یا نه اووووه خلاصه اینا اومد تو ذهنم گفتم خدایا این چی بود به سرم اومد دکتر گفت فردا بیارین تا گچ بگیریم برین وسیله هاشو تهیه کنید رفتم بیرون از مطب با گریه در
تاپیک بعد
مامان 💙محمد💙🍓🍫 مامان 💙محمد💙🍓🍫 ۲ سالگی
اومد چندتا پارچه سبز بهم داد گفت رفتی خونه پاهای بچه رو باز کنم پارچه سبزارو ببندم من قبول نکردم گفتم آخه دکتر گفته یک هفته باید این گچ ها باشه هرهفته باید دکتر ببینه گچ بگیره زن عمو قسمم داد گفت محمد مشکلی نداره پاهاشو باز کن مادرشوهرم گفت عیب نداره کاری که زن عمو میگه انجام بده منم با سختی قبول کردم گفتم باشه رفتم خونه تشت آووردم آروم آروم پاهای محمدم رو باز کردم پارچه سبزهارو بستم سپردم به خدا ولی به شوهرم گفتم من دلم آروم نمیشه محمد رو باید ببریم یه دکتر خوب از تهران ببینه اون موقع خونمون تهران نیومده بود شهرستان بودیم شوهرمم قبول کرد گفت حتما می‌بریم خواهرم یه چندتا دکتر از اینترنت نگاه کرد گفت دکتر فلانی حرف اول رو میزنه برای دکتر ارتوپد کودکان چندروزی گذشت من هرساله روضه داشتم گفتم روضه امو بگیرم بعد پسرمو ببرم تهران پیشش روضه امو گرفتم بعد راهی شدیم ولی تو اون مدت وای وای نمیدونید چقدر در عذااااب بودم هیچ جوره دلم آروم نمی‌گرفت طوری که شبا وقتی همه خواب بودن من میرفتم داخل حیاط میشستیم گریه گریه میکردم التماس خدارو میکردم میگفتم پسرم خوب بشه اومد
مامان امیر مامان امیر ۲ سالگی
سلام خانوما طبق تاپینگ قبلی
اینو نوشتم شاید یه مادری ندونه مثل من و به دردش بخوره
رفته بودیم مهمونی یه پسربچه ای ابله مرغان داشت البته رو بدنش دونه هاش بود
ما نمیدونستیم
اولش بچم سرفه های شدید گرفت همراه با تب کردن بعدش اسهال شد کم کم آبریزش بینی تا یک هفته اینجوری بود
بردیمش دکتر گفت سرما خورده و از دندوناشه
خلاصه دارو داد بعد یک هفته پای سمت راستش دونه دونه زد گفتم لابد گرمیه نادیده گرفتم
بعد دو روز بعدش یکی دیگه پاش هم دون دون شد امروز دیدم روی صورتش پشت گردنش لاله گوشش هم دونه زده بردمش دکتر گفت ابله مرغان گرفته
من همسرم ابله مرغان گرفته من نگرفتم گفت دو هفته دیگه خودتم میگیری یعنی من
خلاصه پماد داد گفت ترکیب کن باهم هر هشت ساعت بزن یه شربت هم براش داد کل دارو ها شد ۴۵۰
خلاصه بگم خیلی مراقب کوچولو ها باشید به هر چیزی دست میزنن
پسر منم با اون پسره بازی کرده بودن بغلش کرده بود برا همین ازش گرفت
راستی اینم بگم گفت ممکنه بعد اینکه خوب بشه باز علائم سرما خوردگی بیاد سراغش
مرسی که تا اینجا خوندید🙏🌹🙏