۸ پاسخ

رنگش رو پسرونه میخریدی که شک نکنه😂😂
حالا من هرچی رو دوس دارم صورتی میگیرم هیچ کس هم شک نمیکنه

والا شوهره من ی هواپیما گرفته بود برا پسرم پرواز میکرد شارژی بود همیشه از سر کار میومد باهاش بازی میکرد تا اینکه خراب شد🥴😂

از رنگ و طرحش کاملا مشخصه برای پسرت خریدی🤣🤣😂😂

منم همیشه هر اسبای بازی خودم دوس دارم واسه پسرام میگیرم😂😂شوهرمم فهمیده میگه تو بیشتر واسه خودت میخری

بنازم😂😂

رفیق بی کلک مادر😂

🤣🤣🤣

دهنت سرویس 😂😂😂

سوال های مرتبط

مامان سهیل🐣🥑 مامان سهیل🐣🥑 ۳ سالگی
دوستان چقد بچهاتون تلوزیون میبینن؟؟؟و گوشی میدین برا بازی؟؟؟
ما ک‌ار صبح تا شب روشنه تلوزیون یا پویا یا میگ باب اسفنجی بذار. اگ باب اسفنجی باشه میشینه کامل نگا میکنه. ولی برنامهای پویا کامل ن مگ فقد شعر و اینا باشه نگا کنه.. برای گوشی هم یبار خودم دادم ک اشتباه کردم نباید میدادم
الان از من‌گوشی نمیخاد چون‌میدونه نمیدم
بهش ولی کسیو ببینه سریع میره جاش میگ بازی داری گوشی میدی.. اصلا دوس ندارم گوشی بقیه رو بگیره یا گدشی بدن ک بازی کنه
منو باباش ادمی نیستیم ک گوشی بدیم ب دستش.. همین ک تلوزیون میبینه خودش زیاده.. ولی مثلا پسرم داداشمو میبینه یا دختر خالم ب اونا میگه بازی داری ب اوناهم گفتم ک گوشی ندین بهش که بازی کنه..ولی بازم میدن.. و از وقتی ک گوشی میگیره دستش واقعا رفتارش عوض شده حس میکنم عصبی شده.. چیکار کنم از سرش بیوفته. و یک چیز دگ کلا شاید ۵ دقیقه با اسباب بازی هاش بازی کنه.‌ بعدش بیخیال میشه. یسر درحال بدوبدو بپر بپره☹️🫥😐..
راهکاری دارین؟؟برا گوشی و تلوزیون و بازی کردن...🙏🙏🙏😵‍💫😕😕😵‍💫
مامان علی مامان علی ۳ سالگی
سلام مامانا اومدم درد و دل کنم امروز پسرم خیلی اذیتم کرد از صبح ک بیدار شد همش گریه کرد هیچ می‌گفت میخام بزنمت محکم چندتا خوابوندم تو صورتم و چشمم منم همش بغلش میکرد میگفتم چی میخوای مامان فقط می‌گفت میخام بزنمت و گیر داده بود الان باید بریم فروشگاه گفتم مامان دست و صورتمو بشورم صبحانه بخوریم میریم می‌گفت نه نمیرفت دسشویی نه یمذاتش من برم اهرم جیش کردن تو شلوارش پشت در دستشویی هم کلی گریه کرد بعد یک ساعت تمام با زور گوشی و تلویزیون ساکت شد بعدم ک بردمش بیرون کلی اذیتم کرد میخواستم خرید کنم همش می‌رفت و من دنبالش آخرم کیلی داد زدم سرش جلوی همه و زدمش زنعموش اومده بود فروشگاه رفته پیش اون میگه میخام پیش اون باشم و نمیومد با زور دیگه باهم اومدیم بعدم خونه دوباره کلی اذیت کرد شلوارش در آورده بود و لخت راه می‌رفت نمسذات بپوشونمش هی جیش میکرد دور خونه با کتم هم نپوشید منم کلی جیغ و داد کردم و گریه کردم نمیدونی. مایر کرد که اینقدر ازش بدم اومده بود ب خدا باورتون نمیشه وقتی زنعموش رو میبینم انکار اون مامانشه از این رو به اون رو میشه ب شوهرم میگم این دعا داره همش میعاد بره خونه اونا پیش اون باشه منو کلی زده و اذیتم کرده منم اعصاب ندارم دیگه زورم میاره جاریم خودش ی بچه داره جیکش در نمیاد ولی این ابرو برا من نداشت تو همسایه ها از بس جیغ و داد کردم و همش داره گریه میکنم از بچگی هم همین بود الآنم همینه ی دستشویی نمیتونم برم