۱۲ پاسخ

عه مبارکهههه تایپکت از اون غذای ژاپنی دیگ برام نیومد الان رفتم قسمت دوستام گفتم ببینم کسی تازه باردار نشده دیدم شما باردار شدی
مبارکه عزیزم انشالله بسلامتی 🥹😍😍

عزیزممممم مبارککککک😍😍😍😍😍الهی ب خوشی بیاد منکه اصن تحمل نکردم بتاام حتی ندادم بیبی مثبت شد هم مادرشوهرم گفتم هم مامانم🤣🤣🤣🤣همش دست خداس

مبااارکه عزیزممممم😍😍😍😍😍خیلی خوشحال شدم

اونوقت مادرشوهر من تو عقدی هی استرس داشت نکنه حامله بشم بعد وقتی اولی رو آوردم هی استرس داشت نکنه دومی بیارم وقتی دومی حامله شدم گفت چته چقه میزایی وسطش نفس بکش مگه از جونت سیر شدی و الانم که سومی باردارم دیگه قشنگ سر شده میگه تو دیوونه ای من دیگه چیزی نمیگم بهت 😂😂

انشاالله که بسلامتی بگذره واست😍🌷

من شب عقدم پدرشوعرم گف انشاالله همین موقع سال دیگ نومم باشه یهوخواهرشوعرم بغلش بوددوتابچه دارع ب خودش نگاکردگف ینی من عمه بشم دیگ ازچن ماه ازدواجمون هی مادرشوهرم میپرسیدمن میگفتم الان عاخه زوده بچه چیه😐البته واقعاهم قصدمون همین بوداصن تواقدام نبودیم تازدشهادت حضرت فاطمه زهراخواهرشوعرم مراسم داشت مادرشوعرم گف نمیخوای بیاری گفتم وای ن مامان من حواسم هس قرص جلوگیری میخورم نگویماه حاملم خبرندارم😐 بعدش ک‌متوجه شدم فقط میگفتم اون سیسی ک‌من داشتم چطورب مادرشوعرم‌بگم🥲ک بهش گفتم چشاش اشک افتاد🥺

اره بزار هشت هفته که رفتی سونو بعد بگو 😃..تا اون موقع فکر کن چطور سوپرایز کنی 🫢

بگو بهشون عزیزم هم برا خودت خوبه هم اونا بعدشم حداقل مثله مادرشوهرای بد نمیگن عروسمون نازاس
من همون روزه ازمایش بتا گفتم اتفاقا بیشتر حواصشونم بهت هست

من جات بود نمیگفتم زایمان کردنی میفهمیدن😂😂

بذار قلب تشکیل بشه بعد بگو بهتره

به نظرم خیلی خوشحال میشه
راستی عزیزم بهت تبریک گفتم ؟
مبارک باشه انشالله بسلامتی بیاد بغلت😍

بنظرم بگو

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان مامان جوجه مامان هفته نهم بارداری
شما کی بارداریتونو خبر دادین؟
من امروز ب مادرم گفتم بعد ما با مادرشوهرم زندگی میکنیم ۷۰ سالشه همش ب ما میگ بچه بیارین این ماه هم فشارم چند بار زد بالا می‌گفت تو حامله ای منم میگفتم نه می‌خوام پریود بشم دیگ قرار بود ب کسی نگیم تا تشکیل قلب ۶ هفته مثلا ۱،۲ هفته دیگ برم سنو ولی خوب گفتین بزارم ۹،۱۰ هفته برم سنو تشکیل قلب حالا میگم تا اون زمان من دیگ وسط هفته میبینی میرم و جمعه ها همه میریم و خونشم خیلی شلوغ میشه خلاصه ظهری شوهرم می‌گفت تا زمان سونو قلب ب کسی نگیم ولی چند باری گفت پس منم ب مادرم بگم خیلی خوشحال میشه و بهش بگم بگم ب کسی نگه و ازین حرفا موقع جاریم ک سجده شکر ب جا آورد الان میگم بزار بگه چون ۲،۳ روز دیگ می‌خوام برم پایین دیگ بره ب مادرش بگه حاملس ولی هنوز اوالشه چند وقت دیگ میخواییم بریم برا قلبش ببینیم داره یا نه ب کسی هم چیزی نگه حتی ب عروستم نگو ک من بهت گفتم خوبه اینجور؟
حالا بازم ب شوهرم بگم ببینم چی میگ ولی فکر نکنم بگه ک واسه قلب اینا میگن مادرم جوش میزنه
مامان جوجه مامان مامان جوجه مامان هفته نهم بارداری
اگر می‌خوام باردار بشین فقط و فقط بیخیال باشین نه این بیخیال که برین اینور اون ور ولی بازم بچه بخواین نه بیخیال جوری که اگر ی هفته اقدام نکردین ب ی ورتونم نباشه جوری که حتی شده جلوگیری هم بکنین من تضمین میکنم که باردار میشین هر زمان که بچه نخواستین باردار میشین نه اینکه از بچه بدون بیاد نه منظورم اینه همش نگی کاش بچه میداشتیم من ایقد بیخیال بودم و مطمین بودم حامله نیستم با اینکه هم دارو می‌خوردم هم اقدام داشتم هم ورزش میکردم هندی میرقصیدم زعفرون دم کرده غلیظ می‌خوردم و همه چی من ماه های اول تا صبح خودمو نمیشستم یا پاهامو میدادم بالا ولی ۲،۳ ماه بود یا جلوگیری میکردم کلا یا اگر اقدام میکردم ب ثانیه نمی‌کشید میفرستم دستشویی فاصله دستشویی تا تخت ۱ متره کلا .۳،۴ تا قدم هم شوهرم میریخت داخل من از جام بلند میشدم و میرفتم دستشویی و خودمو میشستم دیگ منتظر پریود بودم که برم شوهرم ازمایش بده که دیدم باردارم من‌اوایل بهم میگفتن بیخیال باش ولی هر کار میکردم نمی‌تونستم بیخیال باشم دیگ کم کم فکر میکردم اصلا بارداری وجود نداره نمی‌دونم حسمو چطور بگم چون چندین ماه نزدیک ۱ سال اقدام بودم دیگ فکر میکردم مثل کسایی که نازا هستن یا جلو گیری میکنن و باردار نمیشن من هم همون حس رو داشتم هر ماه منتظر پریود بودم مثلا شوهرم بهم می‌گفت مگ بچه نداری ب خنده منم میگفتم نه بچم کجا بود دیگ حتی تصمیم داشتم کلا جلوگیری کنم چند سال دیگ بیارم انشالله که خدا ب همه چشم انتظار ها بچه بده دعا کنین بچم برام بمونه و قلبش تشکیل بشه
مامان جوجه مامان مامان جوجه مامان هفته نهم بارداری
این مادرشوهرمم شورشو در آورده ما اومدیم طبقه بالا باهاش زندگی میکنم الان چند مدتی هست با اون دختر چسبیدن هعی میگن تنهایه شبا بیاین پیشش بخوابین دیگ (ب منو شوهرم نمیگ ها کلا تو جمع میگ بیاین پیشش بخوابین )ی بار شوهرم ب مادرش گفت چرا منو داماد کردی میخواست دامادم نکنی پیشت باشم تنها نباشی هر روز ی چیزی در میارن من استرس میگیرم چون شوهرم اینا همشون بشدت بچه ننه هستن میترسم اینا همینطور ادامه بدن شوهرم واز بگه بریم پایین بخوابیم ا
خیلی سیاست مداره می‌دونه بچه هاش همه بچه ننه آن برداشت گفت ها نمیاین پیشم بخوابین دو روز دیگ میمیرم مباین سر خاکم گریه میکنین این طوری تحت تاثیر قرار میده بچه هاشو همش استرس اینو دارم ۱۰ ،۲۰ سال دیگ مادرشوعرم زنده باشه بعد بچه منو بیارنش پایین ازم بگیرنش😭برادر شوهرم که ی پسر ۵،۶ ماهه دیگ میگ همین بزرگ بشه بیارمش جا تو بخوابه حالا نمی‌دونم ب شوخی یا نه منم همش استرس دارم شوهرم بچمو بگیره ازم ببره پیش مادرش خدا خیر بده خواهر شوهرمو دیروز گفت بچه رو اصلا اصلا نباید بدی به بقیه بچه رو حتما حتما باید مادرش باشه می‌گفت از اقوام شوهرم ی دختره سالم بوده یهو مریض شده منم بهش میگم چون های هر روز بچتو تنها میبردن تو جمع شلوغ شاید یکی از دستش انداخته بچتو ب منو و شوهرم می‌گفت مثل اینکه شما بالایین شوهرت برداره بیاره پایین و شلوغه و پره بچه می‌گفت اصلا نباید بچه بدون مادرش باشه حتما حتما باید حواست ب بچه باشه می‌گفت اصلا بزار بگن این چقدر حساسه یا مگ ی بچه داره دیگ چیع که نمیزاره بچشو بیاره میگفت خیلی باید حواست ب بچه باشه خیلی استرس دارم بچمو بگیرن ازم🥲
مامان جوجه مامان مامان جوجه مامان هفته نهم بارداری
من خانوادم و خانواده شوهرم خیلی زیاد پسر دوستن حالا میگن سالم و صالح باشه و ازین حرفا ولی پسر می‌خوام. مامان هزار تا تست انجام داده🤣🤣🤣دیروز سینمو دیده میگ بچت دختره امروز اومدم میگ چقدر سفید شدی و لاغر نکنه بچت پسره اون روز میگم ترشح زرد دارم میگ بچت پسره 😂😂😂واز خونه مادرشوعرم بودم اون نمیگ دختر پسر می‌گفت بچه هر چی باشه برا پدر و مادر فرق ندارد برا مردم فرق داره ولی برا پدر و مادر نه ایشالله که سالم و صالح باشه خواهر شوهرامم ۳ ساعت تعریف کردن ک سالم باشه و صالح باشه و فلان بعد میگفتم هوس چی کردم خواهر شوهرم می‌گفت اگر دلت سردی میخواد دختر چقدر بده اینجور هر جا میری یا از دختر بودن یا پسر بودن حرف میزنن😐😐😂خواهر شوهرم خواب دیده پسر بغل شوهرمه همون ماه حامله شدم بعد الان ی بار میگن خواب های اون دقیق و راسته و پسره واز میگن نه خواب زن چپه پس دختره میبینن ترشی میخورم میگن پسره واز میگن نه ربطی ندارع فلانی پسر بوده شیرینی می‌خورده دختر بوده ترشی
مامان آريا و آرِن💙💙 مامان آريا و آرِن💙💙 هفته سی‌ونهم بارداری