منم خیلی استرس دارم اما ته دلم میگ اینطور نمیمونه
حالا بری جای دیگه بهشته؟
منم همینطور
دیشب ب شوهرم گفتم حداقل زودتر همه چی و گرون میکردن ما بچه دارنمیشدیم ک بچه آینده نداشته باشه.بعد گفتم وای هرگز نمیخوام برگردم ب روزای بدون پسرم.ولی نگرانم برای آیندش
خوشبحالت شرایط رفتنو داری من شرایط رفتنم ندارم
دارم روانی میشم بخدا از فکر اترین
واقعا خیلی سخته شبا دیرمیخوابن منم نیم ساعت خو ابیده اونم با کمی استامینوفن بخاطره دوندوناش
بچت بیداره
ای بابا چه فکرای میکنید بلاخره میگذرونم پناه براخدا
منکه واقعا داغون شدم اون از اوایل زایمان اینم از الان واقعا افسردگی گرفتم انقد فکرو خیال کردم خیلی شرایط سختی مخصوصا ماها که شیرخشک میدیم هرروز استرس نبود و گرونی شو میکشیم
دقیقا منم همینم
دو سه روزه هی میگم چه ظلم بزرگی در حق بچه هام کردم که به دنیا آوردم . آینده شون قراره چی بشه اخه
ما که جوونیمون رفت
به خدا منم قلب درد گرفتم انقدر حرص و جوش میخورم
انشالا درست میشه توکل به خدا کن دعا کن به زودی ارامش به مردمون برگرده و وضعیت گرونی و بدبختی تموم بشه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.