۹ پاسخ

خداحفظش کنه عزیزم😍😘

خداحفظش کنه 😍یک ماهگیش مبارک

ای جونم خداحفظش کنه

یه خانومی بود که با هوش مصنوعی عکس پسرشو درست کرده بود من بهش گفتم برام عکس پسرمو درست کن گفت عکسشو بفرست برات درست میکنم

اخرش عکسشو کجا درست کردی

مرسی ممنون گلم

خدا حفظش کنه

هنوزم بیدارم

مرسی ممنون گلم

سوال های مرتبط

مامان سیدحسام الدین🩵 مامان سیدحسام الدین🩵 ۷ ماهگی
عزیزترین‌های من، نور چشمم، پسرم و دخترم!
جان‌های من، وجود نازنین شما دو نفر، دنیای ما را سرشار از شادی، امید و عشق کرده است. شما دو گوهر بی‌همتا هستید که روزگار به ما ارزانی داشته است.
‌پسرم،تو نوری هستی که تازه به خانواده ما تابیده. با هر لبخند کوچک و هر غلتیدن بامزه‌ات، قلب ما را سرشار از شگفتی و خوشحالی می‌کنی. دنیای تو هنوز کوچک است، اما همین دنیای شیرین و پر از آرامش تو، بزرگترین دلگرمی ماست. امیدواریم روزهایت همیشه پر از سلامتی، خنده و عشق باشد، همان عشقی که در آغوش خانواده‌ات تجربه می‌کنی.
دخترم، قهرمان ما،تو ستاره‌ی درخشانی هستی که هر روز دنیا را با نگاه پرانرژی و کنجکاوت رنگین‌تر می‌کنی. سن تو، سنی است پر از کشف و یادگیری، و ما عاشق دیدن رشد و شکوفایی تو هستیم. تو خواهر بزرگی هستی و حضور دلنشینت در کنار برادر تازه‌ات، زیباترین صحنه را خلق می‌کند. یادت باشد که تو بسیار توانمند و منحصر به فردی. رویاهای بزرگ داشته باش، با جسارت به دنبالشان برو و همیشه مهربانی و صداقت را فراموش نکن.
دلبندانم ،می‌دانیم که مسیر زندگی پستی و بلندی‌هایی دارد، اما بدانید که عشق ما به شما، تکیه‌گاه همیشگی‌تان خواهد بود. قدر یکدیگر را بدانید، چون خواهر و برادر، بهترین همدم و حامیان یکدیگر در طول زندگی هستند. دنیا را با چشم‌های پر از امیدتان ببینید و بکوشید همیشه بهترینِ خودتان باشید.
شما تمام دنیای ما هستید و برایتان آرزوی بهترین‌ها را داریم: سلامتی، شادی بی‌پایان، موفقیت‌های روزافزون و عشقی که هرگز تمام نمی‌شود.
با تمام وجود دوستتان داریم.
مامان کوروش مامان کوروش ۲ ماهگی
«۱۵ روز پیش، ساعت [۲۰:۲۰]، دنیای من برای همیشه تغییر کرد.
۱۵ روز است که تو آمدی و با هر نفس کوچک، معنای زندگی را برای من بازتعریف کردی. شاید هنوز ندانی که چقدر با آمدنت، تمام تاریکی‌های قلبم را روشن کردی، یا شاید هنوز متوجه نبض آرام دست‌های کوچکت که مرا به زندگی وصل می‌کند، نشده باشی؛ اما بدان که از لحظه‌ای که اولین صدای گریه‌ات را شنیدم، من هم متولد شدم.

این ۱۵ روز، میان شب‌زنده‌داری‌ها، نگاه‌های خیره به چشم‌های بی‌گناهت و بوی تن پاکت، گذشت؛ روزهایی که شاید از نظر دیگران ساده به نظر برسند، اما برای من، هر ثانیه از آن‌ها، یک معجزه بود. یاد گرفتم که عشق، در کوچک‌ترین حرکات تو نهفته است؛ در کشیدن انگشت‌های ظریفت روی پوستم و در آرام شدنت وقتی من را در آغوش می‌گیری.

عزیزم، ای تکه پاره تن من، من در این ۱۵ روز یاد گرفتم چطور با تمام وجودت دوستت داشته باشم. قول می‌دهم در کنار تو باشم، تا زمانی که بزرگ شوی و خودت دنیایت را بسازی. قول می‌دهم پناهگاهت باشم، درست مثل همان امنیتی که تو با حضور کوچکت به زندگی من بخشیدی.

۱۵ روز از آمدنت گذشت، اما انگار تمام عمر منتظر تو بودم. پناه بردار از روزهایی که شاید سختی داشته باشیم، اما بدان که همیشه در کنار تو، با تمام وجود، ایستاده‌ام.

دوستت دارم، فرشته کوچولوی من