۳ پاسخ

ماشاالله انشاءالله زیر سایه پدرمادرشون بزرگ بشن انشاءالله سلامت باشه

قربونش برم عزیزمممم
چقدر شبیه دختر منع

خودو موش خاله من عاشق کلاه سفیدم پسرمم، کلاه سفید میزارم ناز میشه

سوال های مرتبط

مامان سیدحسام الدین🩵 مامان سیدحسام الدین🩵 ۸ ماهگی
عزیزترین‌های من، نور چشمم، پسرم و دخترم!
جان‌های من، وجود نازنین شما دو نفر، دنیای ما را سرشار از شادی، امید و عشق کرده است. شما دو گوهر بی‌همتا هستید که روزگار به ما ارزانی داشته است.
‌پسرم،تو نوری هستی که تازه به خانواده ما تابیده. با هر لبخند کوچک و هر غلتیدن بامزه‌ات، قلب ما را سرشار از شگفتی و خوشحالی می‌کنی. دنیای تو هنوز کوچک است، اما همین دنیای شیرین و پر از آرامش تو، بزرگترین دلگرمی ماست. امیدواریم روزهایت همیشه پر از سلامتی، خنده و عشق باشد، همان عشقی که در آغوش خانواده‌ات تجربه می‌کنی.
دخترم، قهرمان ما،تو ستاره‌ی درخشانی هستی که هر روز دنیا را با نگاه پرانرژی و کنجکاوت رنگین‌تر می‌کنی. سن تو، سنی است پر از کشف و یادگیری، و ما عاشق دیدن رشد و شکوفایی تو هستیم. تو خواهر بزرگی هستی و حضور دلنشینت در کنار برادر تازه‌ات، زیباترین صحنه را خلق می‌کند. یادت باشد که تو بسیار توانمند و منحصر به فردی. رویاهای بزرگ داشته باش، با جسارت به دنبالشان برو و همیشه مهربانی و صداقت را فراموش نکن.
دلبندانم ،می‌دانیم که مسیر زندگی پستی و بلندی‌هایی دارد، اما بدانید که عشق ما به شما، تکیه‌گاه همیشگی‌تان خواهد بود. قدر یکدیگر را بدانید، چون خواهر و برادر، بهترین همدم و حامیان یکدیگر در طول زندگی هستند. دنیا را با چشم‌های پر از امیدتان ببینید و بکوشید همیشه بهترینِ خودتان باشید.
شما تمام دنیای ما هستید و برایتان آرزوی بهترین‌ها را داریم: سلامتی، شادی بی‌پایان، موفقیت‌های روزافزون و عشقی که هرگز تمام نمی‌شود.
با تمام وجود دوستتان داریم.
مامان ماهلین مامان ماهلین ۳ ماهگی
دو ماهگی‌ات مبارک، فرشته‌ی کوچک من... 🤍🌸
دو ماه از روزی که آمدی و دنیا را برایم رنگی‌تر کردی گذشته است.🌺
فقط دو ماه، اما انگار سال‌هاست که با تو زندگی کرده‌ام.🌱
با هر نفس کشیدنت آرامش را یاد گرفتم، با هر نگاهت عشق را معنا کردم و با هر لبخند کوچکت فهمیدم خوشبختی چقدر می‌تواند ساده و بی‌انتها باشد.
دختر نازنینم،😻
تو زیباترین هدیه‌ی خدا به قلب منی.🫀
دستان کوچکت، چشم‌های معصومت و صدای شیرینت هر روز دلیلی تازه برای شکرگزاری به من می‌دهند.🫶🏻🫰🏻
آرزو می‌کنم تمام روزهای زندگی‌ات پر از سلامتی، عشق، آرامش و لبخند باشد؛
همیشه قوی، مهربان، خوشبخت و در پناه خدا بمانی.💜
دو ماه است که قلبم بیرون از سینه‌ام می‌تپد و نامش توست.🤩
امیدوارم روزی که بزرگ شدی و این نوشته را خواندی، بدانی که از همان اولین لحظه‌ی حضورت، تمام دنیای من شدی.❤️💋
دو ماهگی‌ات مبارک، دختر قشنگم.🎀
باشد که تمام ماه‌ها و سال‌های زندگی‌ات پر از نور، شادی، عشق و خاطرات شیرین باشد.🥰
دوستت دارم؛ بیشتر از تمام واژه‌هایی که می‌توانند عشق را توصیف کنند. 🩷🌷✨
مامان آقا ایلیا🤍 مامان آقا ایلیا🤍 روزهای ابتدایی تولد
پارت ۳
و بعد...
ساعت ۱۲:۳۰، درست همزمان با اذان، صدای گریه‌ات در اتاق پیچید. 🤍
انگار تمام دنیا برای چند ثانیه ساکت شد و فقط صدای تو ماند.
صدایی که ماه‌ها منتظر شنیدنش بودم.
وقتی تو را گذاشتند توی بغلم، برای اولین بار صورتت را دیدم.
آن لحظه را نمی‌شود با هیچ کلمه‌ای توصیف کرد.
همه‌ی دردها، ترس‌ها، نگرانی‌ها و سختی‌های این نه ماه، همان‌جا جایشان را به یک حس عجیب و عمیق دادند؛ عشقی که نمی‌دانستم قلب آدم می‌تواند این‌قدر بزرگ شود تا جایی برایش داشته باشد.
نگاهت کردم و با خودم گفتم:
«پس تو همون پسر کوچولویی هستی که این همه مدت منتظرت بودم...»
کوچولو بودی، ظریف و دوست‌داشتنی، اما برای من تمام دنیا بودی.
از همان لحظه‌ای که گذاشتنت توی بغلم، فهمیدم زندگی من دیگر مثل قبل نیست.
تو آمدی و یک «مامان» تازه از من ساختی.
آمدی و تمام خستگی‌های این نه ماه را از یادم بردی.
آمدی و شدی قشنگ‌ترین اتفاق زندگی من.
پسرم،
من تو را قبل از دیدنت دوست داشتم، اما وقتی دیدمت فهمیدم آن چیزی که اسمش را «عشق مادرانه» می‌گذارند، خیلی بزرگ‌تر از چیزی است که می‌شود تصورش کرد.
تو همان هدیه‌ای هستی که ساعت ۱۲:۳۰، همزمان با اذان، به زندگی من رسید.
و من از همان لحظه تا همیشه...
میمیرم برات. 🤍
مامان شکوفه‌‌ بهار🌱 مامان شکوفه‌‌ بهار🌱 ۴ ماهگی
همیشه حرف «دختر» که می‌شد
خدا دریچه‌ای از یک دنیای صورتی به رویم می‌گشود
که تمام اتمسفرش لطافت بود و ظرافت؛
مثل خود جنسِ مونث،
مثل برگ گل،
مثل حریر و ریحانه،
مثل بهشت...

و من هیچ وقت فکر نمی‌کردم روزی،
اسم دختر که بیاید
از رنگ صورتی برسم به نگرانی و دلهره!
که نکند این دنیای پر از لطافت را،
ضمختی دنیای واقعی پر کند!

که نکند سال‌ها بعد،
دستی بیاید و دست دخترکم را به گرمای خویش عادت بدهد؛
اما ناگهان برود...
طوری که دنیای صورتی‌اش سیاه بشود و سرد،
طوری که دستانش خالی از «عشق» بماند...

هیچ فکر نمی‌کردم روزی به صورت دختر بیست و چهار روزه‌ام نگاه کنم و اشک بیاید مثل رود از چشمانم که نکند اشتباهی عاشق بشود!

مثل خیلی از ما دخترانِ دیروز،
که یک روز بدون آن‌که بفهمیم قلب‌مان به غلط راه گم کرد و برای همیشه سیاه ماند!

خدایا!
نگذار این رنگ صورتی را،
سیاهی چرک کند روزی...

عشق را به او بچشان،
اما حقیقی‌ و صورتی‌اش را لطفا!🩷

#بارداری#فرزندپروری#نوزاد#روز_دختر#شیردهی#زایمان