۱۰ پاسخ

وا عزیزم چه توقعی داری ، به خاطر یه شیر موز؟ خب بنده خدا بلد نبوده لابد منم شوهرم آشپزی و اینا رو بلد نیست دقیقا چند وقت پیشا رفتیم آبمیوه درست کنیم با اینکه خودم هم بودم زد همرو خالی کرد رو کابینت و گند زد به همه جا ولی خب ما کلی خندیدیم
یا مثلاً برای ماساژ با این لحن بگی که( عزیزم شنیدم یه شوهری میخواد خانمشو ماساژ بده که حال کنه) اینطوری با یه لحن خوب و صمیمانه هم ماساژ میده هم دفعه بعد خودش میاد
ببین اگه رفتارت باهاش عوض بشه فقط زندگیتون یوقتی سرد میشه ،
زن و شوهر توی یه تیم هستن و تو زمین همدیگه بازی میکنن

بهش توضیح بده به حمایتش نیاز داری
بهش بگو از این رفتارت ناراحتم
بعدم وقتی نمیتونی کارات انجام بدی انجام نده خودش وقتی ببینه کلی خونه بهم ریخته یا ظرف ها کثیفه کمکت میکنه

عزیزم مردا وقتی ببینن حالت یکم خوبه اینطوری میکنن کامل خودتو بزن ب مریضی ببین چطور کار میکنه😂

ببین از نیروی کمکی استفاده کن یکی دوباز که پول داد بیشتر هواسش هست😂
البته بهش بگو خیلی دلم‌میخواست خودم‌بتونم انجامش بدم ، شما هم خسته ایی گناه داری علاوه بر کار بیرون خونه هم کمک کنی بهم...
یه نیرو کمکی میگیرم تا وضعیت تغییر کنه.

اینکه‌اون بد کرد شما هم باهاش بد بشی ، فقط اعصاب خوردیش برا خودته... منم خیلی اینکار رو کردم ولی واقعا فقط خودم عصبی شدم

بعدشم باید از الان عادت کنه بعد زایمان کنی دست کمکت باشه
من که مامانم دیسک کمر داره شوهرم گفت مرخصی میگیرم مامانت بچه جمع کنه من تورو دستشویی و حموم ببرم بیارم غذا درست کنم

من دوروزه امپول کزاز زدم دیشب چند ساعت حوله گرم میکرد میزاشت
میگفت تو دیگه خیلی هورمون هات بهم ریخته باید یه فکری برای هورمون هات بکنم میخندید🤭

شوهر منم همینه والا مادرش اینطوری تربیتش کرده دست به سیاه سفید نمیزنه اصن هیچکار بلد نیست پدرشوهرمم همینه اینقد تو ناز بزرگشون کرده که یروز ادم مریض میشه اصلن کمک نمیکنن

هیچکاری انجام نده درسته تحملش سخته اما وقتی ببینه ی هفتس دست ب هیچی نزدی و خونه داغونه انجام میده ازونجا یاد میگیره کم کم

مردا خرابکارن

طبیعیه
مخصوصا اینکه الان احساس میکنه کمتر بهش توجه میکنی فکر می‌کنه محبتت بهش کم شده
مردها مثل بچها هستن

سوال های مرتبط

مامان تمشک (دیآکو) مامان تمشک (دیآکو) روزهای ابتدایی تولد
دخترا
من همسرم از موقعی که باردار شدم خیلی حساس شده ینی قبلا هم بود اما الان شدتش زیاد شده اونم خیلی
مثلا چند روز پیش داشتم غذا می‌خوردم یا دارم کتاب میخونم یا یه کاری انجام میدم میبینم بهم خیره شده و بغض کرده 😐🫠
میگم چی شده میگه وقتی میبینم اینهمه اذیت شدی ناخودآگاه ناراحت میشم و میبینم هنوزم کلی راه داری و روز زایمان اینا خیلی به هم میریزم
بعد امروز داشتم لباسامو عوض میکنم یهو رفت تو خودش گفت واااای چقدر لاغر شدی ( من کاهش وزن داشتم اول بارداری قدمم بلنده سر همین خیلی لاغر شدم فقط شکمم گرد شده ) گفت وای دلم گرفت اینقدر لاغر شدی و اذیت شدی
آخه یکی نیست بگههههه مررررررررد ، بچه همینه دیگ راحت ک نیست تو که اینقدر میخواستی غصه بخوری واسه من چرا تصمیم گرفتی بچه بخوای 😐🫠
همسرای شمام اینجورن?
من مطمئنم روز زایمان من بیشتر از من حالش بده و ... همش میگ نمیتونم تحمل کنم درد بکشی
😐🫠
آخه مگ میشه ؟
میترسم افسردگی بارداری گرفته باشه بجای من واقعا