۷ پاسخ

ن میگن بایدجفت زود خارج بشه وگرنه بلافاصله از بندناف بچه قیچی کردند جفت سریع میره بالاومیچسبه بالای شکم وبیرون کردنش مشکله وهمراه بادرد هس.... بهتره باسرفه های پشت سرهم تا جفت بیادبیرون بهتره

من مامایی خوندم.
این حرف ها رو باور نکتین.
برداشت های شخصی افراده.
بند ناف به جفت چسبیده، جفت هم به دیواره ی رحم.
بعد که بچه به دنیا میاد، بند ناف رو دو تا گیره میزنن که خون نده، یکی به بده نوزاد وصله یکی به جفت.
جفت تقریبا به اندازه ی یه کف دست باز هست. با جمع شدن رحم بعد زایمان، خود جفت از دیواره رحم جدا میشه.
ماما یا پزشک آروم آروم بند ناف رو میکشه تا اگر احیانا هنوز قسمتهایی ش به جداره رحم چسبیده بود جدا بشه.
جفت که خارج شد بررسی میکنن. اگر کامل بود یعنی خروج کامل، اگر بخش هایی ش باقی مونده بود،با ماساژ رحمی و داروی منقبض کننده رحم خارج میکنن.
اتقاقا اگر به زور یا با کشش جفت رو خارج کنن احنمال باقی موندن جفت زیاده و هیچ کس این کارو نمبکنه.
اینکه میگن دست رو توی رحم میکنن خارج میکنن برداشت غلط ماماناست.
کلا دست ماما یا دکتر داخل واژن میره برای معاینه یا هر کاری.
رحم خیلی بالاتره.
موارد خیلی خیلی نادری هست که بخشی از جفت میچبسه به رحم، که با دارو و ماساژ خارج نمیشه، اون نیاز به اقدام داره.

خانم جفت نیم ساعت بعد بیاد مادر میمیره که.بایدسریع خارج بشه.شما ماماتو عوض کن همین الان از همین حرفش بترس

جفت راحت در میاد خو واقعا برا بعضیا انقدر طول میکشه؟ چ عجیب

دست میکنن تو رحم و جفتو در میارن که

من فکر میکنم همه اینا ربط به بیمارستان و پرسنل هم داشته باشه
مادری که دچار استرس ناراحتی بشه تو بیمارستان زایمانش سخت میشه

من‌موقع‌زایمانم‌جفت سریع اومد خیلی زود

سوال های مرتبط

مامان محیا خانوم😍🩷 مامان محیا خانوم😍🩷 ۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۷
بعد از چند تا زور محکم ماما اومد و از بالای شکم فشار میداد تا بچه بیاد بیرون اما وقتی اون فشار میداد شکم و استخونای اون قسمت چنان دردی می‌کرد که من دیگه حالم بد می‌شد و خودم نمیتونستم زور بزنم بچه برمی‌گشت داخل به همین خاطر دکتر گفت که اصلا فشار نده تا با زور های خودش بیاد بیرون همین که ماما اون ماساژ ها رو بیخیال شد انگار زور منم برگشت خودم قشنگ فشار میدادم بچه رو به سمت پایین دکتر در اون حین امپول بی حسی رو تزریق کرد و بعد یه برش زد و من یک آن دیدم که سر بچم تو دستای دکتره و داره میادش بیرون اون لحظه انگار همه دنیا رو به من دادن همه دردام یادم رفت بدنم آروم آروم شد دیگه دردی نفهمیدم فقط چشام بچه رو میدید که نشونم دادن و بردن تمیزش کردن و ... بعد از اون نوبت جفت بود که بیاد بیرون اما انگاری که جفت چسبیده بود به رحم بهم گفتن که چند تا سرفه کن تا جفت کنده شه بعد از چند تا سرفه الکی جفت هم کنده شد اومد بیرون و بعدش دکترم بخیه ها رو زد موقع زدن بخیه ها یه کوچولو حسش میکردم ولی جوری نبود که نتونی تحمل کنی در کل بعد از به دنیا اومدن بچه همه چی قابل تحمل میشه همه چی یادت میره دنیا به چشمات روشن تر میشه
دختر من ساعت ۱۰ و ۴۵ دیقه شب به دنیا اومد و خدا رو شکر من ساعتای طولانی درد نکشیدم ، بعد از این که اومدیم بخش دیگه من خوابم پریده بود حالم عالیِ عالی بود بعد اونهمه سختی دوران بارداری و زایمان حالا دیگه راحت شده بودم دخترم کنارم بود و داشتم بهش شیر میدادم و خدا رو هزاران بار شکر میکردم به خاطر زایمان راحتی که به نظر خودم داشتم و واسه دکتر هم دعا میکردم که همیشه موفق باشه